تبليغاتX
طرفداران حامد در مشهد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/10/01ساعت   توسط صادق  | 
محمد احمدی تهیه کننده فیلم سینمایی «لطفا مزاحم نشوید»، نوشته و کارگردانی محسن عبدالوهاب، اعلام کرد: «تمام دست اندرکاران تولید این فیلم تلاش خواهند کرد که این فیلم به جشنواره فیلم فجر برسد.

«لطفا مزاحم نشوید» فیلمی اپیزودیک است که در آن بازیگرانی همچون باران کوثری، افشین هاشمی، حامد بهداد و هدایت هاشمی بازی دارند.

این فیلم در هفته آخر آبان ماه امسال کلید خورد و همزمان با اتمام هر بخش توسط سپیده عبدالوهاب تدوین می‌شود. اکنون نیز با مشخص شدن همکاری امیرحسین قاسمی صداگذاری آن شروع شده است.

تا کنون فیلمبرداری سه قصه از این فیلم به اتمام رسیده است. بازیگرانی که در این سه اپیزود بازی داشته‌اند به ترتیب عبارتند از: باران کوثری، افشین هاشمی، مزدک میرعابدینی، شمسی صادقی، ارغوان آقایی، فوژان قبادیان، هدایت هاشمی، لیلی فرهادپور، حمید جوکار، هادی عامل هاشمی، مرتضی اکبری، شیرین زنگنه، شیرین یزدانبخش، محسن کاظمی و حامد بهداد.

محسن عبدالوهاب، کارگردان فیلم سینمایی «لطفا مزاحم نشوید »، پیش از این در گروه کارگردانی فیلم‌های داستانی مختلف از جمله "خون‌بازی"‌، "ننه گیلانه" و "روزگار ما" "خون بازی" در کنار رخشان بنی‌اعتماد حضوری موثر داشته که حاصل این حضور سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه و جایزه بهترین کارگردانی در جشن خانه سینما برای "خون بازی" بوده است.

عبدالوهاب با کارگردانی «لطفا مزاحم نشود» - که فیلمنامه آن را نیز خود نوشته است - عملا اولین تجربه انفرادی خلق اثری بلند سینمایی داستانی را در کارنامه خود پیش رو دارد.

عبدالوهاب فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۳۵۹ با تدوین فیلم‌های مستند و داستانی كوتاه آغاز كرد و آثاری مستندی چون لاخ مزار، جویندگان كار در۲ نما و همسران حاج عباس در كارنامه خود دارد .

عبدالوهاب در «لطفا مزاحم نشوید» در قالب ۴ قصه تو در تو، با نیم نگاهی طنزآلود، روایت‌هایی از وقایع مختلف مرتبط با زندگی جوانان امروز ارائه می‌کند. طنز در «لطفا مزاحم نشوید» نه یک طنز ساختگی بلکه طنزی است که در خلال مشکلات زندگی روزانه در کلان شهر تهران به طور واقعی در جریان است.

فهرست کامل عوامل فیلم لطفا مزاحم نشوید به شرح زیر است:فیلمنامه نویس و کارگردان: محسن عبدالوهاب ، دستیار اول و برنامه ریز: محسن قرایی، دستیار دوم: امیر جولایی-مدیر فیلمبرداری: محمد احمدی ، گروه فیلمبرداری : محمد ابراهیمیان، بهمن نادیاب ، بهروز سیفی تدوین: سپیده عبدالوهاب صدا بردار : یدالله نجفی، دستیار صدا: رشید دانش،صداگذار و ترتیب صدا : امیرحسین قاسمی عکاس: آرش صادقی،روابط عمومی: لیلی فرهادپور،طراح صحنه و لباس: امیراثباتی ، دستیار صحنه: سیاوش دیداری، دستیار لباس: نازنین خزاعی،طراح گریم: مهرداد کیانی، دستیار گریم: مریم سلیقه، مهدی اشناور تهیه کننده: محمد احمدی، مجری طرح و مدیر تولید: سعید هاشمی، جانشین تولید: عباس کلانتری، مدیر تدارکات: حسین فیض آبادی، دستیار تدارکات: حسین شعبان زاده.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/25ساعت   توسط صادق  | 

گروه فيلمبرداري«هفت دقيقه تا پاييز»تا چند روز ديگر براي ادامه فيلمبرداري به شمال كشور مي‌رود.«سيدجمال ساداتيان» تهيه كننده فيلم سينمايي «هفت دقيقه با پاييز» به كارگرداني عليرضا اميني در مورد آخرين وضعيت اين فيلم گفت: تاكنون حدود 20درصد از فيلمبرداري اين فيلم انجام شده و اخيرا هايده صفي‌ياري تدوين همزمان اين فيلم را آغاز كرده است.



وي افزود: در حال حاضر گروه در حال فيلمبرداري در يوسف آباد هستند و تا چند روز ديگر گروه فيلمبرداري به شمال كشور مي‌رود.
اين در حالي است كه متأسفانه به علت عدم همكاري قوه قضاييه در مورد تأمين زندان كه براي چند پلان از فيلم لازم است هنوز موفق به گرفتن صحنه هاي زندان فيلم نشده‌ايم.

ليست عوامل پروژه سينمايي «هفت دقيقه تا پائيز» عبارتند از:
طرح فيلمنامه: عليرضا اميني، نويسنده: محسن تنابنده، كارگردان: عليرضا اميني، مدير فيلمبرداري: عليرضا برازنده، مدير هنري: هديه تهراني، جانشين مدير توليد :عليرضا بيات،اجراي صحنه : محمد مهدي سال افزون ،اجراي لباس : رعنا اميني،طراح گريم : ميترا آقا ميري، صدا بردار : امير پرتوزاده، دستيار صدا: امير رحماني،برنامه ريز و دستيار اول كارگردان : علي تيموري ،عكاس : بهرنگ دزفولي زاده، دستيار اول فيلمبردار : احمد كاووسي،دستيار دوم فيلمبردار:همايون قرباني، دستيار دوم كارگردان :رضا دلاور، منشي صحنه : ساناز هرندي، دستيار سوم كارگردان: عليرضا لنگردوي، گروه فيلمبرداري : مهدي ابراهيمي ، رحيم كمره‌اي ، عليرضا معمارياني، مسئول برق: كريم جانبخش سفيد كمر، دستيار صحنه : اميرحسين مدرس، دكور: عبدالرضا زهره‌وند - ماهان دريايي، دستيار لباس : ترانه بهبود،دستياران گريم : مهرداد حيدرخاني،مديران تداركات: اصغر جبار پور ، اكبر شاهپوري،تدوين : هايده صفي ياري، تهيه كننده : سيدجمال ساداتيان (بشرا فيلم)
بازيگران :هديه تهراني، حامد بهداد، محسن تنابنده، خاطره اسدي، بهشاد شريفيان
بازيگران خردسال :،حديث كاظمي،ارشيا شكيبائيان.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/18ساعت   توسط صادق  | 

كتاب عكس‌هاي «محاكمه در خيابان» 22 آذر ماه در پرديس سينمايي ملت رونمايي مي‌شود.«بابك برزويه» عكاس سينما  گفت: با همكاري معاونت فرهنگي وهنري شهرداري تهران مراسم رونمايي از كتاب عكس‌هاي صحنه و پشت صحنه فيلم «محاكمه در خيابان» يكشنبه 22 آذرماه از ساعت 5تا 7 بعد از ظهر در پرديس سينمايي ملت برگزار مي‌شود.


وي افزود: در اين مراسم كليه عوامل و بازيگران فيلم «محاكمه در خيابان» حضور دارند و علاقه‌مندان مي‌توانند با حضور در اين مراسم و تهيه كتاب آن را به امضاي بازيگران محبوب خود برسانند.

برزويه تصريح كرد: 10 عكس با كيفيت از بازيگران اين فيلم در قطع 70*100 چاپ شده كه در اين نمايشگاه اين عكس‌ها با امضاي بازيگران به بالاترين قيمت پيشنهادي به فروش مي‌رسد و عوايد اين بخش از نمايشگاه به كودكان بي‌سرپرست اختصاص پيدا مي‌كند.
كتاب «محاكمه در خيابان» با 156 صفحه در قطع خشتي به قيمت 20 هزار تومان توسط انتشارات سفيران و انتشارات فرهنگسراي ميردشتي منتشر شده است و دو مقدمه به قلم جواد طوسي و مسعود كيميايي نيز در اين كتاب است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/18ساعت   توسط صادق  | 

حامد بهداد : من نقش را در فيلمنامه خواندم و كيميايي نيز درباره آن توضيحاتي داد و بعد در فيلم حضور يافتم ، البته من علاوه بر فيلم‌هاي وي به خود كيميايي نيز علاقه دارم زيرا اعتقاد دارم كيميايي فيلم‌هاي خوبي را تاكنون ساخته است

حامد بهداد بازيگر فيلم محاكمه در خيابان با اشاره به حضور خود در اين فيلم افزود: قبل از هر چيز بايد بگويم كه بيشتر بازيگران دوست دارند تا در سينماي كيميايي حضور داشته باشند و من بازيگري را سراغ ندارم تا علاقه نداشته باشد كه در فيلم‌هاي كيميايي بازي كند .
وي ادامه داد:‌ من از زمان دانشجويي به سينماي كيميايي علاقه‌مند بودم و آرزو داشتم تا در فيلم‌هاي او حاضر شوم.
بهداد با اشاره به حضور خود در آخرين فيلم كيميايي افزود: من نقش خود را در فيلمنامه خواندم و كيميايي نيز درباره آن توضيحاتي داد و بعد در فيلم حضور يافتم البته من علاوه بر فيلم‌هاي كيميايي به خود كيميايي نيز علاقه دارم زيرا اعتقاد دارم كيميايي فيلم‌هاي خوبي را تاكنون ساخته است.
وي با اشاره به بعضي تفاوت‌هاي محاكمه در خيابان با ساير فيلم‌هاي كيميايي گفت: كيميايي در فيلم‌هاي خود هميشه به اسطوره‌ها و قهرمان‌ها وفادار بوده است. و با يك خط داستاني مشخص قصه را روايت مي كند اما در اين فيلم شكستن خط داستان براي من تعجب‌آور بود.
بهداد درباره هدايت بازيگر توسط كيميايي گفت: يكي از موفقيت‌هاي يك بازيگر اين است كه كيميايي بازيگردان فيلم خود است و اين امر باعث مي‌شود تا بازيگر به نكات خوبي دست يابد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/12ساعت   توسط صادق  | 

يك منتقد با بيان اين كه: يكدستي «محاكمه‌ در خيابان» دستاورد مباركي است، گفت: به نظرم اگر در اين فيلم «حامد بهداد» نقش «امير» را ايفا مي‌كرد، به جهت گرما، انرژي، نوع بازي، حركات و ميميك، تأثير بهتري بر اجراي فيلم مي‌گذاشت.

«مجيد عاصمي» منتقد سينما  در مورد فيلم «محاكمه در خيابان» آخرين ساخته مسعود كيميايي، اظهار داشت: اين فيلم را مي‌توان از دو زاويه مورد بررسي قرار داد. يك زاويه مربوط به خود فيلم مي‌شود و عناصري كه فيلم را تشكيل مي‌دهند كه در بين آن‌ها ‌سرفصل‌هايي هستند كه به هر حال شناسنامه و هويت فيلم را تشكيل مي‌دهند.
وي ادامه داد: از سوي ديگر به مسائلي مي‌رسيم كه از بيرون به فيلم سنجاق شده‌اند. مثل اين كه فيلمنامه بر مبناي طرحي از «اصغر فرهادي» به مرحله فيلمنامه‌نويسي رسيده و حالا اگر بيائيم ارزش‌هاي ديگري به فيلم سنجاق كنيم، به نظر من يك جور امتيازبخشي غيرمنصفانه است و يا به زبان ديگر، نوعي ارزش‌گذاري به‌ناچار است.
وي در ادامه افزود: خود فيلم «محاكمه در خيابان» به هر حال داراي يك عناصر دروني است كه مي‌شود سبك و سنگين كرد و به آن پرداخت.
اين منتقد در ادامه افزود: در مورد «محاكمه در خيابان» يكي از مهمترين مسائلي و دستاوردهايي كه براي تماشاگران جدي‌تر سينمارو مطرح است، اين است كه «مسعود كيميايي» به هر حال يك مقدار از فضايي كه در فيلم‌هايي مثل «حكم» و «رئيس» وجود داشته، فاصله گرفته ا‌ست.
وي اظهار داشت: «محاكمه در خيابان»، ساختار آثار اخير «مسعود كيميايي» را ندارد. نگاه غيرداستاني، شخصيت‌محور و لهجه‌ساز آن فيلم‌ها طوري بود كه جدي‌ترين هواخواهان «مسعود كيميايي» را نااميد كرد.
عاصمي تصريح كرد: «محاكمه در خيابان» به هر حال يك خط داستاني مشخص دارد و روايتي را مطرح مي‌كند كه اپيزوديك است اما شايد طرح روايت‌هاي مختلف، باعث شده باشد تا خالق اين فيلم از آن طرف بوم بيافتد... با اين وجود، يكدستي فيلم دستاورد مباركي را در معرض ديد تماشاگران مي‌گذارد و همين كه «مسعود كيميايي» از «حكم» و «رئيس» فاصله گرفته است، مغتنم است و در كنار اين قضايا «محاكمه‌ در خيابان»، نسبت به چند فيلم اخير «مسعود كيميايي» اثر قابل دفاع‌تري است.
وي گفت: تك لحظه‌هاي فيلم عالي درآمده؛ مثل سكانس رو در رويي «پولاد كيميايي»(امير) و «حامد بهداد» و يا سكانسي كه «محمدرضا فروتن» از پشت گرد و غبار بيرون مي‌آيد، عالي درآمده و در كنار آن، گاهي هم بي‌حوصلگي ، كد دادن «مسعود كيميايي» و تعدد شخصيت از نقاط ضعف كار است. به طور مثال: «نيكي كريمي» بازي تعجب برانگيزي دارد و نشان مي‌دهد از وقتي كه به دنبال فيلمسازي رفته، اصلاً مقوله بازيگري را فراموش كرده است.
اين منتقد در ادامه افزود: در كنار آن بحث جدي ديگر كه در محافل تخصصي مطرح شده و لازم است اينجا به آن اشاره كنم و به استاد «مسعود كيميايي» گوشزد كنم، اصرار بدون درك ايشان براي اين است كه در تمام آثارشان، پسر ايشان رل اول را بازي ‌كند. «پولاد كيميايي» عزيز، به‌جهت شرايط فيزيكي، نوع فرم و كادر چهره بازيگر كلوزآپ نيست و در سينماي گرم «مسعود كيميايي» كه مسائل و معضلات اجتماعي را ريشه‌يابي مي‌كند، با اين نوع اصرار، آقاي «كيميايي» به خودش ضربه مي‌زند.
وي ادامه داد: به نظر من در «محاكمه در خيابان» اگر «حامد بهداد» نقش «امير» را ايفا مي‌كرد، به جهت گرما، انرژي، حركات و عناصر بدني، تأثير بهتري بر اجراي فيلم مي‌گذاشت.
عاصمي افزود: اين نكته را ياد آور شوم كه «پولاد كيميايي» عزيز هم در «حكم»، «سربازان جمعه» و «رئيس» توانايي‌هاي خود را نشان داده و او هم جوان شايسته‌اي در بازيگري سينماي ايران است اما يك بازيگر خوب نمي‌تواند در تمام نقش‌ها، جوابگو باشد.
وي در پايان گفت: در كنار تمام اين مسائل، نمي‌توان ارزش‌هاي دوربين «تورج منصوري » را كتمان كرد. او فوق‌العاده و ارزشمند در اين فيلم ظاهر شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/12ساعت   توسط صادق  | 
اعلام دستمزد بازیگران سینما در یکی از برنامه‌های صبح تلویزیون جنجال زیادی به پا کرد و به نظر می‌رسد اکنون خود صدا و سیما باید برای پایان این جنجال وارد عمل شود.

 در پی برگزاری جلسه کارگروه اصناف خانه سینما با حضور نماینده انجمن بازیگران، کانون کارگردانان و تهیه‌کنندگان به ریاست محمد سریر، تصمیم گرفته شد با برگزاری جلسه مشترک نماینده خانه سینما، وزارت ارشاد و صداو سیما وضعیت دستمزد بازیگران سینما و حضور همزمان آنان در چند پروژه مورد بررسی قرار بگیرد.

اعلام دستمزد بازیگران سینما در یکی از برنامه‌های صبح تلویزیون که به نظر می‌رسید آغاز جریانی برای کاهش دادن این دستمزدها بوده، مبحثی را در مورد دستمزدهای بازیگران سینما باز کرد.

محمدمهدی عسگرپور، مدیرعامل خانه سینما، در پی مواجهه با انتقادهایی که در مورد دستمزد بالای بازیگران مطرح شد، با ارسال نامه‌ای از کارگروه اصناف خانه سینما درخواست کرد به این وضعیت رسیدگی کنند. کارگروه که با ریاست محمد سریر تشکیل می‌شود، برای بررسی موضوع مطرح شده، جلسه دو هفته یک بار خود را جلوتر انداخت.

جلسه هفته گذشته با حضور، نماینده انجمن بازیگران، کارگردانان و تهیه‌کنندگان به ریاست سریر تشکیل شد. در این جلسه مسائلی که لزوم برگزاری این نشست را به وجود آورده بود، ابتدا مطرح شد و در ادامه هر یک از نمایندگان اصناف نظر خود را در این زمینه مطرح کردند.

نماینده انجمن بازیگران در این جلسه اعلام کرد تهیه‌کنندگان با اطلاع از حضور بازیگران در چند پروژه با آنان قرارداد می‌بندند و رقم مورد نظر را می‌پذیرند. بنابراین مسئولیت این شرایط برعهده بازیگران نیست. نماینده کانون کارگردانان از نگاه این صنف ایراد حضور بازیگران در چند پروژه همزمان را خستگی آنان و لزوم تکرار برداشت‌ها برای رسیدن به نتیجه‌ای مطلوب عنوان کرد.

از سوی دیگر در این جلسه مطرح شد کل افرادی که دستمزد بالا مطالبه می کنند و در پروژه های همزمان حضور دارند بیش از ۲۰ نفر نیستند و همین شرایط موجب می‌شود بررسی این مساله با دقت بیشتر انجام شود تا احتمالاً نتیجه به دست آمده شرایط بدی را برای دیگر بازیگران غیرمرتبط با این جریان به وجود نیاورد.

در پایان این جلسه مقرر شد جلسه‌ای با حضور نماینده خانه سینما، ارشاد و صداو سیما تشکیل شود. دلیل حضور نماینده صداو سیما و ارشاد در جلسه این است که دستمزدهای پرداخت‌شده از سوی مدیران صداو سیما به بازیگران سینما برای حضور آنان در تله‌فیلم‌ها و پروژه‌های بزرگ سینمایی که توسط فارابی حمایت می شود، موجب شده بحران دستمزد بازیگران به وجود آید و حالا همین گروه باید در مورد مشکل به وجود آمده تصمیم‌گیری کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/09ساعت   توسط صادق  | 

سلام.باز هم تشکر از اظهار لطف همیشگی شما دوستان عزیزم.


تهيه‌كننده فيلم سينمايي «تسويه حساب» از ارائه اين فيلم به دبيرخانه جشنواره فيلم فجر جهت حضور در بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر خبر داد.

<<عذرخواهی ، عکسی از حامد بهداد توی این فیلم پیدا نکردم>>

«محمد نيك‌بين»، از نظر مثبت معاونت سينمايي جهت حضور «تسويه حساب» در جشنواره فيلم فجر و رفع مشكل اين فيلم براي اكران عمومي خبر داد.

«محمد نيك‌بين» با اعلام مطلب فوق اظهار داشت: با توجه روند مثبت اتفاقات اخير در خصوص رفع مشكل برخي از فيلم‌ها، فكر مي‌كنم شرايط براي برطرف شدن مشكلات نمايش عمومي «تسويه حساب» در حال برطرف شدن است و به همين دليل، قصد داريم فرم شركت فيلم را در جشنوار فجر به دبيرخانه جشنواره ارائه دهيم.
تهيه‌كننده فيلم سينمايي «تسويه حساب» خاطرنشان كرد: از نظر مسئولان سينمايي كشور «تسويه حساب» مشكل خاصي ندارد و به همين دليل است كه نسبت به برطرف شدن مشكلات فيلم بسيار اميدوارم هستيم و روند مذاكرات نيز تا اين لحظه مطلوب بوده است اما با توجه به اين كه ظاهرا قرار است هر فيلم به صورت مصداقي مورد بررسي قرار گيرد و با توجه به زمان زيادي كه بر روي اين موضوع صرف شده، حركتي كه تبديل به يك جواب مثبت شود، ديده نشده است.
نيك‌بين تأكيد كرد: مطمئنا «تسويه حساب» هيچ مشكل خاصي ندارد و مسئولان جديد سينمايي نيز مشكلي با فيلم ندارند و نظرشان نسبت به فيلم مثبت است. به همين دليل، ما اميدوار هستم تا هرچه زودتر اين نظر مثبت در جهت رفع مشكل اكران فيلم عملياتي شود تا بتوانيم با يك برنامه‌ريزي درست زمينه‌هاي كران مناسب «تسويه حساب» را فراهم كنيم.
«تسويه حساب» به نويسندگي و كارگرداني تهمينه ميلاني، با بازي ‌مهناز افشار، اكبر عبدي.‌لادن مستوفي، شهره لرستاني.‌السا فيروز آذر، رضا عطاران، سياوش تهمورث،غلامحسين لطفي، بهاره افشاري، حامد بهداد، احمد مهرانفر، مهدي فقيه و محمدرضا شريفي‌نيا ساخته شده است.
در خلاصه داستان اين فيلم آمده است:‌ «تسويه حساب» نقدي اجتماعي است در مورد آسيب‌هاي اجتماعي، به ويژه در ميان زنان و علل بزهكاري آنها.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/09ساعت   توسط صادق  | 

باز هم از لطف همیشگی دوستانم که کامنت دونی وبلاگ رو خالی نمیزارن ممنونم.

برو ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/08ساعت   توسط صادق  | 
بازی حامد بهداد در اپیزود چهارم "لطفا مزاحم نشوید" به کارگردانی محسن عبدالوهاب آغاز شد. تا کنون 30 درصد از فیلمبرداری این فیلم به پایان رسیده است و هم اکنون گروه در لوکیشنی حوالی میدان ولیعصر کار فیلمبرداری اپیزود چهارم را دنبال می‌کنند. تدوین "لطفا مزاحم نشوید" همزمان توسط سپیده عبدالوهاب انجام می‌شود.
همچنین به تازگی بازی حامد بهداد، شیرین یزدان‌پرست و محسن کاظمی آغاز شده و بازی افشین هاشمی و باران کوثری نیز به پایان رسیده است. فیلمبرداری این اپیزود تا هفته دیگر ادامه دارد.
هدایت هاشمی، سیامک صفری، خسرو احمدی، مجید بهرامی، مزدک میرعابدینی، هادی عامل هاشمی، علی هاشمی، لیلی فرهادپور، حمید جوکار، مجید فروغی، شمسی صادقی، مرتضی اکبری، میترا حکیم‌هاشمی، ارغوان آقایی و فوژان قبادیان دیگر بازیگران این فیلم هستند.
عبدالوهاب در "لطفا مزاحم نشوید" در قالب چهار قصه تو در تو با نگاهی طنزآلود، روایت‌هایی از وقایع مختلف مرتبط با زندگی جوانان امروز ارائه می‌کند. طنز در فیلم ساختگی نیست بلکه طنزی است که در خلال مشکلات زندگی روزانه در کلانشهر تهران به طور واقعی در جریان است.
عوامل تولید "لطفا مزاحم نشوید" عبارتند از فیلمنامه‌نویس و کارگردان: م. عبدالوهاب، مدیر فیلمبرداری و تهیه‌کننده: محمد احمدی، طراح صحنه و لباس: امیر اثباتی، دستیار اول و برنامه‌ریز: محسن قرایی، طراح گریم: مهرداد کیانی، مدیر صدا: یدالله نجفی، مجری طرح و مدیر تولید: سعید هاشمی، عکاس: آرش صادقی و روابط عمومی: لیلی فرهادپور.
مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در تهیه این فیلم مشارکت دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/08ساعت   توسط صادق  | 
فیلم سینمایی "هفت دقیقه تا پائیز" به کارگردانی علیرضا امینی دوم آذرماه در تهران کلید خورد."هفت دقیقه تا پائیز" جدیدترین فیلم علیرضا امینی است که هدیه تهرانی پس از چند سال دوری از سینما در آن بازی می‌کند، این فیلم دوم آذرماه حوالی میدان ونک کلید خورد. هم اکنون گروه تولید مشغول گرفتن سکانس‌های خارجی "هفت دقیقه تا پاییز" در شهرک غرب هستند.

علیرضا برازنده مدیر فیلمبرداری، میترا آقامیری طراح صحنه، محمد سال‌افزون و علی تیموری دستیار کارگردان و برنامه‌ریز عوامل این فیلم هستند که بخشی از فیلمبرداری آن در شمال انجام می‌شود. جمال ساداتیان تهیه‌کننده این فیلم است.
"هفت دقیقه تا پائیز" اثری متفاوت در کارنامه امینی است و در آن هدیه تهرانی، حامد بهداد، محسن طنابنده، خاطره اسدی و امیر حسین رستمی به ایفای نقش می‌پردازند. این فیلم برای حضور در جشنواره فیلم فجر امسال آماده نمایش می‌شود.
امینی فیلم‌های سینمایی "استشهادی برای خدا"، "زمان می‌ایستد"، "دانه‌های ریز برف" و "نامه‌های باد" را در کارنامه دارد. از این کارگردان سینما به زودی "استشهادی برای خدا" اکران عمومی می‌شود.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/08ساعت   توسط صادق  | 
سلام دوستان عزیزم.امروز واقعا دیگه میرسم به کامنتاتون جواب بدم.

1.با تشکر از کامنت "مریم" و "رها"،من هم در مورد سریال "به کجا چنین شتابان" واقعا تعجب کردم.پیگیری میکنم و سریعا بهتون خبر میدم.

2.با تشکر از "پرنیان" باید بگم که من هم مجله ایده آل ش 51 رو نتونستم پیدا کنم.عکس ها رو از سایت این مجله لینک دادم.راجع به سریال "آخرین دعوت"،شرکت سروش DVD های این سریال رو پخش کرده ، در اسرع وقت تهیه میکنم و بخش های دیدنی بازی های حامد بهداد رو واستون آپ میکنم.

از لطف دوستان عزیزم ممنونم.

این هم یک پوستر جدید و زیبا از حامد بهداد ، طراح : ابوالفضل رنجبر

+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/06ساعت   توسط صادق  | 
نخستین دوره جشنواره فیلم‌های کوتاه ایرانی روز 24 آبان با حضور حدود 400 ایرانی در سینما امپایر به پایان رسید و برگزیدگان جشنواره جوایز خود را از اعضای هیات داوری و دبیر جشنواره دریافت کردند.بهرام رادان، محمدرضا عرب، مهناز افشار، جهانگیر الماسی و حامد بهداد اعضای هیات داوری بودند که جایزه بهترین فیلم کوتاه داستانی را به ماتیک (پیمان معادی)، جایزه بهترین فیلم کوتاه تجربی را به مادموازل (علیرضا فشامی)، جایزه بهترین فیلم کوتاه انیمیشن را به ده فرمان (مرضیه خدیوی) و جایزه بهترین فیلم کوتاه مستند را به راند ۲۰۵ (حامد خسروی) اهدا کردند.



جایزه بهترین فیلم کوتاه بخش چشم انداز سرزمین ما به سماع راست (فرید مسعود اسماعیل پور) اهدا شد و جایزه بهترین اثر هنری جشنواره (جایزه سیف الله داد) به فیلم نامه‌ای به آندره (زهره زمانی و علی حاجی پور) تعلق گرفت.
در مراسم اختتامیه محمد رضا عرب بیانیه هیئت داوری را خواند و به ملاک‌های انتخاب آثار برگزیده اشاره کرد. شاهرخ بحرالعلومی دبیر جشنواره هم در بیانیه خود این جشنواره را پنجره‌ای به سوی جوانان هنرمند و سینماگران پاک سرشت اقصی نقاط ایران نامید و گفت که برای نخستین بر در خارج از ایران جشنواره ای با این مشخصات با ۱۱۵ فیلم کوتاه ایرانی‌ برگزار شد.
بهرام رادان هنگام اهدای جوایز، با تشکر از هموطنان عزیز ایرانی‌ که این جشنواره را با علاقه دنبال کردند، آرزو کرد این جشنواره هر سال با قدرت برگزار شود.
حامد بهداد نیز برگزاری این جشنواره را یک اتفاق مبارک در آمریکای شمالی نامید و یاد آور شد عنایت الهی همواره همراه فرزندان شریف و هنرمند ایران بوده و هست.
مهناز افشار هم در جلسهٔ پرسش و پاسخ داوران به توانمندی‌های سینمای جوان ایران اشاره کرد و آن را پلی‌ به سوی اصلی‌ سینمای حرفه‌ای دانست.
پیش از آغاز مراسم اختتامیه تعدادی از مخالفان جشنواره با در دست داشتن پوستر و پلاکارد مقابل سینما تجمع کردند که به درخواست تماشاگران و با مداخله پلیس تورنتو از سینما خارج شدند.


عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/30ساعت   توسط صادق  | 

اجرای ۲ نمایش، برگزاری جلسه نقد و بررسی نمایش ها، افتتاح نمایشگاه پوستر و عکس تئاتر و رونمایی از سایت اینترنتی انجمن هنرهای نمایشی استان، از جمله برنامه های جمعه ۲۹ آبان روز اول جشنواره تئاتر استان اعلام شد.مسئول روابط عمومی این جشنواره در تشریح این برنامه ها به خراسان گفت: نمایش های «هنگامه ای که از آسمان شکافت» به نویسندگی نصرا... قادری و کارگردانی حسن شمس آبادی از سبزوار ساعت ۱۶ در تالار هنر و نمایش «مردان همیشه به خانه بر می گردند» با نمایش نامه رئوف دشتی و کارگردانی عبدا... برجسته ساعت ۱۷:۳۰ در مجتمع شهید هاشمی نژاد به روی صحنه می رود.

عباس جانفدا ادامه داد: جلسه نقد و بررسی این دو نمایش ساعت ۱۹ در مجتمع هاشمی نژاد و با حضور سعید تشکری و فرشید تمری برگزار می شود. وی همچنین گشایش نمایشگاه پوستر و عکس تئاتر در مجتمع هاشمی نژاد و رونمایی آزمایشی از سایت اینترنتی انجمن هنرهای نمایشی استان به آدرس KH-PHEATER.IR را از دیگر برنامه های این روز اعلام کرد.وی گفت: رضا صابری(مشهد)، محمودرضا رحیمی و افشین خورشید باختری از تهران آثار این جشنواره را داوری می کنند.

بازیگر اصلی نمایش «مردان همیشه به خانه بر می گردند» که هنرمندان به اتفاق بر این عقیده اند جایزه بهترین بازیگری از آن اوست سروش طاهری بازیگر No.1 مشهد و استاد تئاتر منه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/27ساعت   توسط صادق  | 
سلام دوستان عزیزم.سلام حامد دوست داشتنی.از تاخیر بوجود اومده معذرت میخوام.الان هم که این مطلب رو آپ میکنم وقت استراحتی بین درسای منه.مطلب اصلی روز تولد حامد بهداد رو جمعه آپ میکنم.با آرزوی سلامتی برای حامد عزیزم و موفقیت های روز افزون اون.

لینک صفحه فایل تصویری / مصاحبه عجیب و جالب " حامد بهداد " با شبکه 5 - (دوقسمت/کامل)

راستی بچه ها از وقتی فهمیدم حامد بهداد روز ولادت امام رضا مشهد بوده یه بغض دردناکی حلق منو فشرده.آخه چرا من نفهمیدم که اون با پدربزرگش مشهد بوده.عکس های حامد بهداد و پدربزرگش در حرم امام رضا را در ادامه مطلب مشاهده کنید.

با تشکر از دوست عزیزم نگین بابت کامنت ارزشمندش


<<تولدت مبارک>>





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/27ساعت   توسط صادق  | 
روز گذشته مراسم فرش قرمز و افتتاحيه رسمي فيلم «محاكمه در خيابان» بيست و هفتمين فيلم بلند سينمايي مسعود كيميايي در سينما ناهيد واقع در خيابان شكوفه با حضور عوامل اين فيلم برگزار شد.



اين مراسم كه در ابتدا قرار بود در ساعت 17 برگزار شود به دليل ازدحام بسيار زياد جمعيت و به تبع آن شلوغي خيابان‌هاي اطراف با حدود 50 دقيقه تاخير همراه شد و در ساعت 17:50 دقيقه اولين ماشين ليموزين وارد خيابان شكوفه شد و از آن مسعود كيميايي، رضا يزداني، جلال پيشواييان و محمد معيد پياده شدند.

ليموزين دوم كه با فاصله كمي وارد شد پولاد كيميايي، تورج منصوري، محمد صادق آذين را وارد فرش قرمز كرد و پس از آن نيكي كريمي، شقايق فراهاني، نگار فروزنده و شبنم درويش به عنوان بازيگران زن محاكمه در خيابان از روي فرش قرمز رد شدند.
اين مراسم كه پس از آن در سالن اصلي سينما ناهيد برگزار شد به دليل برخي از ناهماهنگي‌ها باز هم با تاخير همراه بود اما سرانجام در ساعت 18:30 دقيقه رضا يزداني به روي صحنه رفت و با اجراي ترانه خود رسماً اين فرش قرمز را افتتاح كرد.
پس از اجراي ترانه حكم توسط رضا يزداني، نيما حسني نسب به روي صحنه رفت و گفت: اين اولين مراسم فرش قرمز تاريخ سينماي ايران است كه توسط سايت سينماي ما برگزار مي‌شود و خوشبختانه مصادف شده است آغاز اكران عمومي بيست و هفتمين فيلم بلند مسعود كيميايي.
در ادامه مراسم بخش‌هايي از مجموعه مستند مسعود كيميايي كه قرار است توسط مؤسسه رسانه‌هاي تصويري پخش شود و كارگرداني آنها را حسني نسب به عهده داشته پخش شد كه در آن ليلا حاتمي، احمد نجفي، شاهد احمدلو، فريبرز عرب نيا، نيكي كريمي، پولاد كيميايي، عليرضا زرين دست، كارن همايونفر، رضا يزداني و فريماه فرجامي در خصوص وجوه مختلف كاري كيميايي صحبت كردند و در بخشي كه به مصاحبه با كيميايي پرداخت، وي گفت: پنجاه سال تمرين زمان خيلي زيادي است يعني مي‌شود با برگ‌هاي ريخته پاييزي يك سيگار برگ هاوانايي خيلي خوب بسازيد با تمبر!
پس از پايان پخش اين فيلم با دعوت حسني‌نسب، رضا يزداني، پولاد كيميايي، تورج منصوري، سارا حمزه،‌اسحاق خانزادي، عليرضا شمس شريفي، محمد معيد، نيكي كريمي، شقايق فراهاني، شبنم درويش، نگار فروزنده، محمدصادق آذين، فرزين قره‌گزلو، اكبر معززي، بابك برزويه و علي‌اصغر طبسي به عنوان عوامل بيست و هفتمين فيلم بلند مسعود كيميايي به روي صحنه رفتند كه از اين جمع اكبر معززي،‌نيكي كريمي، فرزين قره‌گزلو، تورج منصوري و پولاد كيميايي به نمايندگي از عوامل جلوي دوربين و پشت صحنه فيلم دقايقي را سخنراني كردند.

*
معززي: امروز شاهد اتفاق بسيار خوبي پس از سي سال در سينماي ايران است

اكبر معززي به عنوان پيشكسوت‌ترين عضو روي صحنه گفت: امروز بعد از سي سال مي‌بينيم اتفاق بسيار خوبي در سينماي ايران افتاده است و اميدوارم كه اين اتفاق براي همه اهالي سينما بيفتد تا تشويق شوند.
كيميايي وقتي قيصر را مي‌ساخت يك جريان جديدي را در سينماي ايران به راه انداخت و فكر مي‌كنم با محاكمه در خيابان نيز جريان جديدي در سينماي ايران به راه بيفتد.

*
كريمي: خوشحالم كه پس از سالها دوباره با كيميايي كار كردم

نيكي كريمي نيز در جملاتي كوتاه گفت: خيلي خوشحالم كه بعد از سالها دوباره با مسعود كيميايي كار كردم و بي‌صبرانه منتظر هستم تا فيلم را در كنار شما ببينم.

*
منصوري: اميدوارم اين فيلم رنگ و بوي همه عوامل را منتقل كند

تورج منصوري نيز به نمايندگي از عوامل پشت صحنه فيلم گفت: براي من كار كردن با مسعود كيميايي يك خاطره خوش است كه به هيچ وجه حاضر نيستم اين خاطره خوش را از ذهنم پاك كنم و اميدوارم اين فيلم كه سياه و سفيد فيلمبرداري شده است رنگ و بوي همه ما را به پرده نقره‌اي منتقل كرده باشد.

*
قره‌گزلو: كيميايي به حضور همه افراد در سينما كمك مي‌كند

فرزين قره‌گزلو آهنگساز محاكمه در خيابان نيز با اشاره به ويژگيهاي مثبت كيميايي گفت: عقيده من در مورد مسعود كيميايي اين است كه علاوه بر اينكه كارگردان بسيار خوبي هستم به حضور همه افراد در سينما كمك مي‌كنم و اين موضوع در سينماي ما بسيار با ارزش است.

*
پولاد كيميايي: دست پدرم را مي‌بوسم

پولاد كيميايي نيز به نمايندگي از بازيگران جوان فيلم گفت: از حضور چنين جمعيتي در سالن انرژي زيادي گرفتيم من از همه عوامل فيلم كه كمك كردند تا فيلم را جمع و جور كنيم تشكر مي‌كنم و جاي برخي از عوامل نظير محمدرضا فروتن و حامد بهداد نيز در جمع ما خالي است و از همين جا دست پدرم را مي‌بوسم.
پس از اينكه عوامل فيلم لوح‌هاي تقدير خود را دريافت كردند كليپي پخش شد كه در آن مسعود كيميايي قطعه شعري رابراي دوست و ياران ديرينه خود احمدرضا احمدي قرائت كرد كه در پايان اين شعر رو به دوربين گفت:‌احمد رضا براي من اين طور است كه بي‌او به سر نمي‌شود و در اين لحظه با تشويق حاضران كه همگي ايستاده بودند احمدرضا احمدي به روي سن رفت تا در خصوص 45 سال دوستي با مسعود كيميايي صحبت كنم.

*
احمدي: مسعود كيميايي راننده خوبي است

احمدرضا احمدي كه در ميان تشويق ممتد حاضران در سالن به روي صحنه رفته بود گفت: كارن همايونفر در مصاحبه‌اش گفت، مسعود كيميايي راننده خوبي است يادم است كه خواهر مسعود ايران خانم ماشين خريده بود و مسعود هم گواهينامه نداشت روزي از يك كوچه بن‌بست داشتيم رد مي‌شديم كه پليس ما را گرفت و به مسعود گفت: مگر نمي‌بيني ورود ممنوع است و او هم در جواب گفت: من هر چقدر كه به اين مي‌گويم گوش نمي‌كند براي همين من هم مي‌گويم راننده خوبي است.
احمدي ادامه داد: زمان كمي نيست 45 سال رفاقت است. مسعود پسرعمويي داشت كه سالها قبل به دره سقوط كرد و پس از آن ما دو نفر باقي مانديم. من در زندگيم جز با مسعود كيميايي با هيچ كس ديگري مسابقه ندادم ديگر از سن ما گذشته است كه دروغ بگوييم و يا شوخي كنيم مرگ به ما نزديك است. مسعود كيميايي در سخت‌ترين شرايط همواره با من بوده است. امشب كه از روي اين فرش قرمز رد شدم ديدم كه براي من و مسعود كيميايي كه اهل باندبازي نيستيم در كن فرش قرمز پهن نمي‌كنند و با افتخار از روي اين فرش قرمز رد شدم.
احمدرضا احمدي شاعر و دوست نزديك مسعود كيميايي صحبت‌هاي خود را اينگونه ادامه داد كه آرزوي من اين است كه از يك خواب عميق به يك خواب بزرگ‌تر برويم. من در 50 سال شاعري بيشترين شعرهايم را به مسعود تقديم كردم و در حال حاضر هم يك دفتر شعر دارم به اسم مجموعه‌هاي سالخوردگي كه شروعش با مسعود شروع مي‌شود.
وي همچنين با اشاره به دوران سختي كه پس از عمل جراحي چشم خود داشته است كه منجر به نابينايي چشم چپ او شده است گفت: پس از آن عمل سخت اولين كسي كه آمد و دستش بر روي پيشاني من بود مسعود بود اما هيچ وقت پز رفاقت همديگر را نداده‌ايم. به ما هميشه اتهام بي‌سوادي مي‌زنند اما كساني كه با زبان فرانسه حرف مي‌زنند براي اين سينما چه كردند، بدون ادعا مي‌گويم كه ما فتح كرديم و باز هم فتح خواهيم كرد.
احمدي تاكيد كرد: جمعيت امروز ثابت كرد كه مسعود همچنان محبوب است و به لوموند و گاردين احتياجي نيست در موردش مطلب بنويسند. من در سالهاي دور مقاله‌هاي زيادي را مي‌نوشتم اما بهترين مقاله زندگيم را در مورد مسعود كيميايي نوشتم چرا كه نخواستم ادبيات ببافم. يكي از ويژگيهاي كار مسعود ديالوگ‌نويسي اوست كه ديالوگ‌هايش در دهان هر كسي كه قرار مي‌گيرد زيبا مي‌شود.
پس از پايان صحبت‌هاي احمدرضا احمدي با دعوت او و تشويق حاضران مسعود كيميايي در روي صحنه حاضر شد و گفت: واقعا بدون او به سر نمي‌شود هر آنچه داشتم احمدرضا احمدي است و يك خبر هم دارم كه خبر خوشي نيست و خواهشم اين است كه براي عباس شباويز تهيه كننده قيصر و بسياري از فيلمهاي ديگر سكوت كنيم.
كيميايي در خاتمه صحبتهاي خود با اشاره به محاكمه در خيابان و دليل انتخاب سينما ناهيد گفت: محاكمه در خيابان فيلم خوبي شده است آن را ببينيد از من سوال مي‌شود كه چرا اين محل را انتخاب كردي اما من هيچ جاي ديگري به جز اينجا نداشتم چرا كه اين سينما سينماي محله من بود و يادآور خاطرات خوش دوران كودكي من است و من در خيابان شكوفه و محله‌هاي اطراف آن بزرگ شدم.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، جمشيد ارجمند، علي سرتيپي، سعيد پيردوست، داوود توحيدپرست، پوري بنايي، و جواد طوسي، جلال پيشواييان از جمله ميهمانان ويژه مراسم بودند كه با اجراي ترانه فيلم توسط رضا يزداني در ساعت 9:15 دقيقه شب و با پايان نمايش محاكمه در خيابان رسما مراسم فرش قرمز اين فيلم به پايان رسيد.

*
حاشيه‌هاي مراسم

شلوغي، ازدحام، فرياد و درگيري از جمله حاشيه‌هاي مراسم افتتاحيه فيلم سينمايي محاكمه در خيابان بود كه براي دقايقي لحظات تاسف‌باري را چه در خيابان شكوفه و چه در سالن سينما رقم زد.

برخي از حاضرين در سينما عنوان مي‌كردند كه براي حضور در اين مراسم 15 هزار تومان و برخي ديگر 10 هزار تومان بليط تهيه كرده‌اند كه بليط هاي 15 هزار توماني مربوط به طبقه پايين و بليط‌هاي 10 هزار توماني مربوط به طبقه بالا بود. هر چند كه 1500 نفر جمعيت در سالن 400 نفره سينما ناهيد حضور يافته بودند كه اين مسئله باعث مشكلات زيادي براي برگزار كنندگان مراسم نيز شده بود.

استقبال بسيار زياد مردم از اين مراسم فرش قرمز باعث ازدحام بسيار زيادي در جلوي درب ورودي سينما ناهيد شده بود به طوريكه چندين خيابان منتهي به خيابان شكوفه و 17 شهريور ترافيك شديدي پيدا كرده بودند و اين مسئله خودروهاي عبوري را بسيار كلافه كرده بود و باعث درگيري‌هاي پراكنده‌اي بين مردم و خودروها شد.

ميزان حضور جمعيت در سالن به حدي بود كه بسياري از خبرنگاران جاي مناسبي براي نشستن پيدا نكردند و يا ايستاده و يا بر روي زمين و يا بر روي صندلي‌هاي پلاستيكي مراسم را پوشش دادند. البته برگزار كنندگان مراسم تقصير چنداني نداشتند چرا كه موج اول جمعيت كه وارد سينما شد از دست محافظان كاملا در رفت و همين مسئله كار را بسيار سخت كرده بود.

رضا يزداني در اين مراسم به اجراي سه قطعه موسيقي پرداخت كه قطعات موسيقي فيلمهاي حكم، رئيس و محاكمه در خيابان را اجرا كرد و با استقبال بسيار زياد مردم مواجه شد.

از سوي برگزار كنندگان مراسم چندين بار عنوان شد كه اولين مراسم فرش قرمز سينماي ايران در حاليكه چندي پيش براي نمايش فيلم سينماي بي‌پولي بهرام رادان در پرديس سينما ملت يك چنين فرش قرمزي را برپا كرده بود و حتي در دهه هفتاد نيز برخي از تهيه كنندگان مشهور سينما براي فيلمهاي بزرگ خود مراسم فرش قرمز برگزار مي‌كردندكه به نظر مي‌رسد اين نكته از نظر دوستان غافل مانده بود.

بيشترين تشويق‌ها در بين بازيگران فيلم متوجه پولاد كيميايي، حامد بهداد و نيكي كريمي بود چرا كه حاضران با هر بار ديدن اسم اين سه بازيگر آنها را به شدت تشويق مي‌كردند.

براي مراسم فرش قرمز چهار خودروي ليموزين پژو درنظر گرفته شده بود كه البته با وجود ازدحام بسيار زياد جمعيت با مشكلات زيادي اين خودروها توانستند سرنشينان خود را بر روي فرش قرمز پياده كنند.

تيم محافظت مراسم همگي كت و شلوارهاي يكدست مشكي رنگ به تن داشتند كه 15 محافظ حرفه‌اي و نيمه مسلح اين مراسم را كنترل مي‌كردند اما با شروع نمايش فيلم يادشان رفت كه بايد به محافظت از سالن مي‌پرداختند و هر كدامشان در گوشه‌اي مشغول تماشاي فيلم بودند.

حامد بهداد اسطوره دوست داشتنی سینمای ایران چند روزی است که در جشنواره فیلم های کوتاه ایرانی کانادا بعنوان داور حضور دارد.


عکس های بیشتر از مراسم در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/24ساعت   توسط صادق  | 
بهمن فرمان‌آرا، اصغر فرهادی، حامد بهداد، رضا یزدانی، اسدالله امرایی و جمعی از چهره‌های سینمایی و فرهنگی در کنار هم جمع شدند تا فروشگاه فرهنگی هشت و نیم در منطقه پاسداران افتتاح شود. کانون فیلم هشت و نیم که توسط جمعی از علاقه‌مندان به سینما اداره می‌شود، توانسته در مدت کوتاهی که از شروع فعالیت آن می‌گذرد به پاتوق اهالی فرهنگ تبدیل شود.



برنامه‌های دراز مدت کانون فیلم هشت‌و‌نیم به جز آماده سازی مجموعه فیلم‌های کارگردانان بزرگ تاریخ سینما، نمایش فیلم و جلسات نقد و بررسی فیلم‌ها با حضور منتقدان برجسته سینمایی هم است. کانون فیلم هشت و نیم به آدرس میدان هروی، خیابان وفا‌منش، خیابان جوانشیر، رو به روی بانک تجارت، واخد‌های تجاری ساختمان پزشکان فارابی همه روزه از ساعت 11 صبح تا 11 شب پذیرای علاقه‌مندان به سینما کتاب و موسیقی است.


3 عکس در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/17ساعت   توسط صادق  | 
مراسم فرش قرمز ویژه افتتاحیه اکران فیلم «محاکمه در خیابان» ساخته مسعود کیمیایی روز جمعه 22 آبان 1388 از ساعت 17 در سینما ناهید تهران برگزار می‌شود. این مراسم برای اولین بار در ایران به همت سایت سینمای ما و با همکاری کارگاه آزاد فیلم، موسسه فیلمیران و موسسه سینما شهر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برپا خواهد شد.



در برنامه که با حضور جمعی از هنرمندان و ستارگان سینما و موسیقی ایران برگزار می‌شود ابتدا کارگردان (مسعود کیمیایی)، عوامل و ستاره‌های فیلم «محاکمه در خیابان» با عبور از فرش قرمز با علاقه‌مندان و مهمانان مراسم دیدار خواهند کرد. در بخش‌ دیگری از برنامه در غرفه‌ها و مکان‌های از پیش تعیین شده در محوطه محل برگزاری برنامه و سالن نمایش امکان گفت‌وگو و عکس گرفتن با عوامل فیلم فراهم شده است.

حاضران در مراسم شاهد اجرای زنده‌ی سه ترانه محبوب سه فیلم «حکم»، «رئیس» و همچنین ترانه شنیده نشده «محاکمه در خیابان» با صدای رضا یزدانی خواهند بود. 

کارگردان و بازیگران و عومل «محاکمه در خیابان» پیش از اغاز نمایش فیلم روی صحنه حاضر می‌شوند و درباره ویژگی‌های کارشان در این فیلم صحبت می‌کنند.پخش بخش‌های گزیده‌ای از مجموعه مستند درباره مسعود کیمیایی ساخته نیما حسنی نسب و تصایری از پشت صحنه‌ی «محاکه در خیابان» بخش دیگری از این مراسم ویژه خواهد بود. بخش‌های دیگری هم برای هر چه جذاب‌تر شدن  این مراسم در نظر گرفته شده است که مهمانان برنامه روز جمعه 22 ابان در سینما ناهید شاهد آن خواهد بود.

پس از پایان نمایش فیلم و پذیرایی از مهمانان، سی دی حاوی آنونس پوستر‌ها و گالری عکس‌های فیلم همراه با عکس و پوستر و تراکت‌های امضا شده‌ی توسط ستارگان فیلم به شرکت کنندگان دربرنامه هدیه خواهد شد. علاوه بر همه ستارگان پرشمار فیلم «محاکمه در خیابان»، هنرمندان دیگری هم مهمان ویژه‌ی این مراسم با شکوه خواهند بود.

یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد مراسم این است که افتتاحیه اکران بیست و هفتمین فیلم مسعود کیمیایی در فضای خاطره‌انگیز محله‌های کودکی فیلمساز و لوکیشن چند فیلم شاخص‌اش برگزار خواهد شد.

×××
به دلیل حضور مهمانان ویژه در این مراسم فقط تعداد محدودی از کارت‌های ورودی از طریق سایت سینمای ما برای فروش عرضه می‌شود. بهای کارت ورودی برای سالن پائین 15هزار تومان و برای بالکن 10هزار تومان تعیین شده است. اولیت حضور در برنامه به ترتیب ثبت نام در سایت سینمای ما خواهد بود.

... وعده‌ی دوستداران سینما با تازه‌ترین ساخته مسعود کیمیایی جمعه 22 آبان ساعت 17 در سینما ناهید واقع در خیابان هفده شهریور، نبش شکوفه.


ثبت نام برای این مراسم در سایت سینمای ما انجام میشه.(بچه ها هر کدوم از شما رفت سلام گرم منو به حامد برسونه.بگه من یک از هزاران عشاق اونم و خیلی دوستش دارم.ای کاش میتونستم برم.)


فرم ثبت نام براي دریافت کارت ورود به مراسم فرش قرمز «محاکمه در خیابان»

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت   توسط صادق  | 
«حامد بهداد» با بازي در فيلم سينمايي «هفت دقيقه تا پاييز» امسال در جشنواره فيلم فجر،حضور خواهد داشت. 


(عکس حامد بهداد در تست گریم این فیلم - سال گذشته)


سيد جمال ساداتيان تهيه‌كننده سينما گفت: فيلم «هفت دقيقه تا پاييز» به كارگرداني عليرضا اميني كه در بشرا فيلم و به تهيه‌كنندگي من ساخته مي‌شود وارد مراحل آغاز فيلم‌برداري شده و از پايان اين ماه فيلمبرداري اين فيلم شروع خواهد شد. وي افزود: هديه تهراني، حامد بهداد و محسن تنابنده بازيگران اصلي اين فيلم هستند و ساير بازيگران اين فيلم نيز پس از انتخاب معرفي خواهند شد. ساداتيان در ادامه تصريح كرد: اين فيلم فيلم‌برداري كوتاهي خواهد داشت و تلاش ما اين است كه آن را براي نمايش در جشنواره فيلم فجر امسال آماده كنيم. ساداتيان امسال «به رنگ ارغوان» ساخته ابراهيم حاتمي‌كيا را نيز در جشنواره دارد.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت   توسط صادق  | 
در جدید ترین واکنش تعدادى از بازیگرانى که نام و رقم دستمزد آنها از طریق رسانه ملى اعلام شده نیز در گفت‌وگوهایى به ارقام اعلام شده اعتراض داشتند.


شهاب حسینی

به نوشته حیات نو شهاب حسینى دراین باره گفته است : به شدت رقم دستمزد اعلام شده را تکذیب مى‌کنم و درست نیست. اگر اعلام این ارقام براساس تحقیقات بوده بهتر مى‌بود که اسناد آن نیز منتشر مى‌شد، اگر براساس فرضیات یک نفر صورت گرفته که مایل به ادامه پیدا کردن آن نیستم چون بحثى است براى ایجاد حاشیه بیشتر و به همین دلیل مخالف رسانه‌اى شدن این قبیل مباحث بوده و هستم و بارها گفته‌ام که باید کار کارشناسى پیرامون چنین مسائلى صورت بپذیرد و سپس مطرح شود

سیدجواد رضویان

رضویان مى گوید: متاسفانه این بزرگواران اطلاعات صحیحى ندارند و بنده از همین طریق تکذیبیه خود را نسبت به رقم دستمزد گفته شده اعلام مى‌کنم. گوینده این مطالب که بنده اصلا جایگاه ایشان را نمى‌دانم، بدون هیچ‌گونه سند و مدرکى چنین اتهامى را از طریق تلویزیون به گوش مردم مى‌رسانند. مى خواهم بدانم که اگر این رقم درست بود ایراد را چه مى‌دانند وقتى فیلمى با حضور فردى یک میلیارد تومان بفروشد آیا گوینده این مطالب یک سکه هدیه مى‌دهند؟ یا اینکه اصلا مگر زورى در کار است که تهیه‌کننده پول پرداخت کند؟ اگر قانونى وجود داشت و ما جز آن عمل مى‌کردیم جاى نقد وجود داشت اما حالا که سقفى براى دریافت دستمزد وجود ندارد و اگر قانونى باشد ما احترام مى‌گذاریم. امیدوارم فردى که در تلویزیون این مسائل را عنوان کرده بتواند حداقل یکى از قراردادهاى 60 میلیونى بنده را ارائه کند چون پیگیرى این ماجرا براى نام‌بردگان کار آسانى است اما پیگیرى نمى‌کنیم چون ایشان ارزش این صرف انرژى را ندارند و اصل ماجرا عشق من به مردم است این مسائل اهمیت ندارد

رضا شفیعى‌جم

شفیعى جم اعتقاد دارد: به هیچ‌وجه اینطور نبوده که اعلام شده. سینما و جنس کار ما اینگونه است که در بیشتر موارد با تهیه‌کننده توافق صورت مى‌پذیرد، رقم قبلى که من دریافت کردم هفت میلیون تومان بوده نه 40 میلیون، بعضى از افراد تلاش کرده‌اند بازیگر بشنود اما چون مردم انتخابشان نمى‌کنند و علاقه‌اى به آنها ندارند به گونه قصد مطرح کردن خود را دارند. مهم این است که مردم جایگاه افراد را در سینما مشخص مى‌کنند نه اشخاص مردم به ما لطف دارند، دوست دارند و براى این علاقه هزینه مى‌کنند و بلیط مى‌خرند و به سینما مى‌آیند

الناز شاکردوست

شاکر دوست مى گوید: اگر رقم اعلام شده هم درست باشد بازیگرى که مالیات پرداخت مى‌کند چه خلافى را مرتکب شده که باید مورد انتقاد قرار بگیرد؟ من به شخصه با رسانه‌اى شدن این رقم‌ها که مبناى درستى هم ندارند مخالفم. اصلا کار درستى صورت نگرفته، به این دلیل که به شکل یکجانبه قضاوت کردن در رابطه با درآد افراد بدون بیان سختى‌هاى کار آنها درست نیست

امیر جعفرى

جعفرى هم عنوان مى کند: سوال من این است که آیا آقایان حاضر به بیان میزان دستمزد خودشان از محل‌هاى گوناگون در تلویزیون هستند که درآمد افراد را در تلویزیون مطرح مى‌کنند؟ خیلى جاهاى دیگر مانند فوتبال هست که دستمزدها بسیار نجومى است چرا آنجا مورد نقد قرار نمى‌گیرد، مگر ما بیمه هستیم؟ شما به وزارت کار که بروید متوجه مى‌شوید بازیگرى را اصلا به عنوان شغل محسوب نمى‌کند، اگر من از نظر جسمى دچار مشکل شوم و امکان بازى پیدا نکنم چه اتفاقى خواهد افتاد؟ آیا کسى پیگیر مسائل خواهد بود. امیدوارم آقایان مدارک خود را مبنى بر دریافتى بنده ارائه بکنند

مالیاتهای سنگین درانتظار دستمزدها

از سویی دیگر علیرضا سجاد پور مدیر کل اداره نظارت وارزشیابی اعلام کرده که از این به بعد تمامی بازیگرانی که دستمزدهای خارج از عرف در یافت می کنند باید مالیاتهای سنگینی بپر دازند

سجاد پور به روز نامه بانی فیلم گفته :در این مورد جهش غیر متعارف دستمزدها قابل اهمیت است که این مسئله باعث نارضایتی دربین دیگر عوامل و بازیگران می شود و باعث شده بعضی از بازیگران از این روش نامتعارف پیروی کرده و آنها هم میزان دستمزدهایشان را بالاببرند . این بالا رفتن هزینه دستمزدها در نهایت باعث می شود که هزینه عمومی تولید یک فیلم هم بالا برود و این مسئله ایست که که با سیاستهای ما برای رونق سینما و فروش فیلمها همخوانی ندارد

سینما جولانگاه مانکن ها

از سویی دیگر سید رمضان شجاعی کیاسری عضو کمیسیون فرهنگی و نماینده مردم ساری در گفت وگویی باانتقاد از وضعیت فعلی سینما مدعی شده است :سینمای ایران در حال حاضر جولانگاه مانکن هاست و باید از این وضعیت خارج شود .او گفته که :تیپ ،تصویر شکل وقیافه بخشی از جلوه های زیبایی کار است اماهمه کار نیست .کار اساسی و اصیل آن است که بتوانیم نیاز های فرهنگی جامعه را بشناسیم و با زبان زیبای هنر آن را به جامعه برای فرهنگ سازی ارائه دهیم

تلویزیون عامل مهم افزایش دستمزدها

همچنین علی معلم مدیر مسئول ماهنامه سینمایی دنیای تصویر در یادداشتی که درروزنامه تهران امروز منتشر کرد دیدگاههای جالبی را دراین زمینه مطرح کرده است

به اعتقاد علی معلم :نکته‌ای که در پردازش تلویزیون درباره موضوع عدالت در دستمزد بازیگران سینما به نظر می‌رسد این است که خود تلویزیون یکی از عوامل موثر در اخلال دستمزد بازیگران سینماست. فاش کردن رقم قرارداد بازیگران به این شکل باعث از بین رفتن اعتبار سینما می‌شود. هرچند که تلویزیون در فیلم‌ها و سریال‌ها و به طور کلی در مجموعه‌های نمایشی تولیدی خود به ضرب حضور بازیگرانی با دستمزدهایی که به ایشان پرداخت می‌کند سبب شده تا قیمت‌ها در سینما هم روند صعودی خود را طی کند و همین بازیگران با دستمزد‌های عجیب و غریب به سینما بیایند. بهتر بود تلویزیون جوال دوزی به خود می‌زد

سینمای ایران هالیوود نیست

علی معلم درادامه یادداشته خود افزوده :مساله‌ای دیگر قیاس سینمای ایران با سینمای هالیوود است. قیاسی که تا صورت می‌گیرد بحث دستمزدها را اول از همه پیش می‌کشند. سینمای ایران به هیچ عنوان به سینمای هالیوود شبیه نیست که دستمزد بازیگر یک فیلم ایرانی مانند هالیوود 10 برابر عوامل سازنده فیلم باشد. در سینمای داخلی و فروش محدود داخلی اگر 45 فیلم در سال اکران می‌شود تنها 10 فیلم هستند که می‌توانند به سود واقعی خود بازگردند و به اصل سرمایه خود برسند و بقیه این فیلم‌ها با اما و اگر‌های بسیار، اگر بتوانند پخش تلویزیونی بگیرند به نتیجه‌ای در بازگشت سرمایه خود دست پیدا می‌کنند

در مقایسه‌ای دیگر بین سینمای ایران و هالیوود باید گفت فیلم‌های ایرانی در زمان نمایش تا «رامهرمز» و «خوی» هم نمی‌رسند اما به عنوان مثال فیلم «گلادیاتور» با 6000 نسخه در دنیا اکران شد

مساله‌ای دیگر معرفی بازیگران ایرانی به عنوان «سوپر استار» است. در حالی که ما در ایران به هیچ عنوان «سوپر استار» به معنای واقعی نداریم. به بازیگری «سوپر استار» اطلاق می‌شود که دست کم در منطقه یا در جهان شناخته شده باشد. به عنوان مثال «شاهرخ خان» یا «امیر خان» در بالیوود از پاکستان شناخته شده هستند تا کانادا. اختلال در فهم این‌گونه مفاهیم باعث شده که مشخص نشود این دستمزدها از کدام محبوبیت و کار سخت مطرح می‌شود، حتی برخی از این بازیگران چندین پروژه را با هم انجام می‌دهند و فرصت تفکر و مطالعه بر فعالیت خود را ندارند

هرچند این موضوع در چارچوب سینمای ملی ایران و بازار محدود داخلی قابل بررسی است. به عنوان مثال اگر تولید یک فیلم سینمایی 400 تا 500 میلیون تومان بدون در نظر گرفتن ابعاد تاریخی، اجتماعی و... هزینه دارد دستمزد مجموع بازیگران آن نباید بیش از یک پنجم هزینه تولید باشد. رقمی بین 80 تا 100 میلیون که بین نقش اول و دوم و نقش‌های مکمل تقسیم می‌شود و از نظر اقتصادی باید قابل اتکا و توجیه باشد. متاسفانه وقتی تلویزیون بازیگران را عادت داده است به رقم‌های 40 میلیونی، سینما نمی‌تواند چنین مبلغی را تامین کند این امر اختلالی را به وجود می‌آورد که سطح دریافتی عواملی مانند نویسنده و کارگردان اختلاف فاحشی با بازیگران خواهد داشت. این شرایط و قیاس‌ها با سینمای هالیوود توهماتی ایجاد می‌کند که از جنبه اقتصاد صنعتی سینما قابل توجیه نیست

فریاد یاهالیوود

به گفته علی معلم ،در کشور ما اقتصاد سینما دولت محور است. 80 درصد سالن‌های سینما در اختیار نهاد‌های دولتی قرار دارد، نگاتیو و پوزیتیو دست دولت است و برخی در این میان فریاد «یاهالیوود!» سر می‌دهند و انتظار دارند بازیگر سوار بر رویزرویز به لوکیشن مراجعه کند. از حق و عدالت به دور است که نویسنده‌ای چهار میلیون دریافت کند و بازیگری 50 میلیون تومان. مناسبات ناسالم و علاقه‌مندی تلویزیون به افشاگری باعث ایجاد چنین اختلالی است. چرا کسی نمی‌پرسد «بهرام بیضایی» بعد از چندین سال نوشتن چقدر دستمزد می‌گیرد؟ یا ناصر تقوایی دستمزدش چقدر است؟

 

 

 

منبع: خبرآنلاین

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت   توسط صادق  | 

اعلام سقف دستمزد های هدیه تهرانی، بهرام رادان، حامد کمیلی، باران کوثری، ترانه علیدوستی، مهناز افشار، مهران مدیری، حامد بهداد و ...



در برنامه صبح امروز چهارسو كه با موضوع عدالت در دستمزد بازيگران سينما با حال و هواي يك 90 سينمايي روي آنتن شبكه يك سيما رفت، رضا استادي روزنامه‌نگار و منتقد سينما با عنوان كارشناس برنامه به پرسش‌هاي پدرام كريمي مجري برنامه چهارسو پاسخ داد.

استادي در اين برنامه گفت: اگر بازيگري در سينماي ما از نظر امنيت شغلي، عدم استفاده از امور تبليغاتي براي گذران مالي بازيگران، تأمين اجتماعي و ... مشكل دارد بايد مشكلات خود را در جاي ديگري حل كند و افزايش بي‌رويه دستمزدها راه‌حل درستي براي اين قضيه نيست.
وي با رد اين فرضيه كه عمر مفيد ستاره‌هاي سينما در عرصه بازيگري كوتاه است، بازيگراني مثل عزت‌الله انتظامي، علي نصيريان، محمد‌علي كشاورز و .... مثال زد كه در سنين بالا به ايفاي نقش در فيلم‌هاي مختلف مشغول هستند.
اين منتقد همچنين در بخش ديگري از صحبت‌هايش با اشاره به اينكه امروزه همه نيروهاي جوان، سينما را در بازيگري جست‌وجو مي‌كنند و كسي به سراغ رشته‌هاي فني نمي‌رود، گفت: اگر قرار است دستمزدها در سينماي ايران به رويه جهاني خود نزديك شود، اين اتفاق نبايد فقط در عرصه بازيگري رخ دهد چرا كه اينگونه سينماي ما به پيكره‌اي بدل مي‌شود كه دست و پا و سرش نحيف است و تنها شكم بزرگي دارد.
استادي در اين برنامه بالاترين و آخرين سقف پيشنهادي دستمزد برخي از بازيگران سينماي ايران را كه از طريق گفت‌وگو با چند مدير توليد و تهيه كننده به دست آورده بود بدين شرح اعلام كرد:
حميد فرخ‌نژاد 18 تا 30 ميليون تومان، پرويز پرستويي 40 تا 50 ميليون تومان، فاطمه معتمد آريا 30 ميليون تومان، ترانه عليدوستي 30 ميليون تومان، الناز شاكر دوست 35 تا 40 ميليون تومان، نيكي كريمي 45 ميليون تومان، جواد رضويان 60 ميليون تومان، ليلا حاتمي 45 ميليون تومان، باران كوثري 30 ميليون تومان، رضا عطاران 70 ميليون تومان، رضا كيانيان 30 ميليون تومان، امين حيايي 40 تا 60 ميليون تومان، مهران مديري 100 ميليون تومان، امير جعفري 30 ميليون تومان، كامبيز ديرباز 25 تا 30 ميليون تومان، مهناز افشار 40 ميليون تومان، شهاب حسيني 60 تا 70 ميليون تومان، عزت‌الله انتظامي 40 ميليون تومان، مجيد صالحي 15 تا 20 ميليون تومان، حامد كميلي 30 ميليون تومان، حامد بهداد 35 ميليون تومان، علي نصيريان 25 ميليون تومان، رضا شفيعي جم 40 ميليون تومان، اكبر عبدي 40 تا 50 ميليون تومان، محمدرضا فروتن 40 تا 60 ميليون تومان و بهرام رادان 50 ميليون تومان و هديه تهراني 100 ميليون تومان.
در بخش‌هايي از اين برنامه زنده تلويزيوني بازيگراني چون رضا رويگري، شهاب حسيني، نيلوفر خوش خلق، عباس اميري و ... به بيان ديدگاه‌هاي خود درباره افزايش دستمزدهاي بازيگري و ناعدالتي موجود در آن پرداختند.
همچنين حسين فرحبخش تهيه كننده فيلم‌هاي پرمخاطب سينمايي با اشاره به اينكه برخي از بازيگران سينماي ايران بي‌انصاف هستند، چند پاره شدن تهيه كنندگان سينما در سال‌هاي اخير را يكي از عوامل افزايش بي‌حساب و كتاب و دستمزد برخي از بازيگران دانست و گفت: سابق بر اين نوعي وحدت رويه در دستمزدهاي بازيگران از سوي اتحاديه تهيه‌كنندگان وجود داشت كه چند پاره شدن تهيه‌كنندگان و تشكيل انجمن‌هاي مختلف تهيه و توليد فيلم، اين وحدت را از بين برد.
رضا استادي كارشناس اين برنامه در جمع‌بندي مطالب خود به اين نكته اشاره كرد: توليد سريال‌هاي تلويزيوني بلند مدت و تله فيلم‌ها در سال‌هاي اخير كه موجب شده بازيگران سينما بيشتر وقت خود را به كارهاي تلويزيوني اختصاص دهند، يكي از دلايل بالا رفتن سقف دستمزدها بوده است.

حالا شما قرارداد 90 میلیونی آقای گلزار فقط برای 3 روز در فیلم "دموکراسی در روز روشن" که تازه بسته رو نادیده بگیرین. وگرنه  مقایسه تفاوت زیاد این دستمزد با سقف دستمزد حامد بهداد شما رو اذیت میکنه...!

منبع: خبرگزاری فارس

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/11ساعت   توسط صادق  | 

سلام دوستان گلم.امروز واستون لینک نرم افزار Winrar رو آپ میکنم که فایل های فشرده رو باز کنید.از دوستانی که با فایل ها مشکل داشتن و من دیر رسیدگی عذر میخوام.

(Size : 2.69 MB)


دانلود مستقیم

صفحه دانلود (غیرمستقیم)


پسورد : www.p30world.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/11ساعت   توسط صادق  | 
درباره حامد بهداد، هوشنگ گلمکاني و ابوالحسن داودي


1- اينکه آقاي حامد بهداد بيايد و درباره مافيايي بودن هوشنگ گلمکاني، حضور اتفاقي اش در حوزه نقد فيلم و گادفادري اش در اين زمينه بنويسد، به نظرم زياد مهم نيست. بازيگر کارش را مي کند و منتقد هم مطلبش را مي نويسد. شخصاً در خيلي از موارد با هوشنگ گلمکاني اختلاف نظر دارم و حتي در مورد جزييات زندگي روزمره و شکل گذراندن شب و روز و واکنش نشان دادن به حوادث فرهنگي هم با هم هم سليقه نيستيم. اما خيلي دوستش دارم، سواد و حسن نيتش را مي دانم و در اين چند سالي که نقد فيلم مي نويسم و کار رسانه يي مي کنم، لحظات خوشي با هم داشته ايم. مشکلم با حامد بيشتر اينجاست که تلقي غلطي از اعتراض و طغيانگري دارد. اگر قرار باشد نسل ما هم به عصيان و طغيان و اعتراض همچون نسل هاي گذشته فکر کند، پس ديگر کي پيشرفت کنيم؟ هوشنگ گلمکاني به پشتوانه 30 سال حضور در خط مقدم نقد فيلم ايراني، کاملاً حق دارد که از بازي بهداد خوشش نيايد و اين را بنويسد. اما اينکه سريع همه چيز را به مافيا ربط دهيم و مدام در حال جست وجوي دلايل شکست مان نزد ديگران باشيم، وحشتناک است. همان اشتباه نسل هاي گذشته است. انتظار داشتم ماهيت واکنش بهداد با يک هنرمند دهه 1340 متفاوت باشد. اين دلخون را که نديده ام. اما نظر شخصي ام را بپرسيد، به نظرم حامد بهداد هر وقت کارگردانش کنترلش کرده است، مثل روز سوم و کافه ستاره، بازي خيلي خوبي داشته (روز سوم که اصلاً به نظرم بهترين حضورش روي پرده است) و در باقي موارد مثل بازي اش در حس پنهان، آدميزاد را ديوانه مي کند. تلقي غلط از شورشي بودن و احساساتي بودن، خودش را اينجا هم نشان مي دهد. بهداد يک استعداد است. اما چه بسيار استعدادها که به دليل درک نادرست صاحبان شان از شيوه بروز آنها به باد رفته اند. مي دانيد؟ شخصاً کري گرانت و گري کوپر و همفري بوگارت را به مارلون براندو ترجيح مي دهم. با شخصيتي که از آن خود بازيگر است. آنها فقط روي پرده حضور دارند، ظاهراً کارشان را مي کنند، اما تماشاگر را با خود مي برند. اين به نظرم هنر بسيار متعالي تري است تا براندو، با آن حرکات لب و دهنش، بازي با دست هايش و امکاني که به منتقدان مي دهد تا درباره شور و طغيانش بنويسند. وقتي به صورت گرانت در يکي از فيلم هاي هاوارد هاکز نگاه مي کنم، نمي توانم جاي هنرش را بفهمم. به نظرم مشکل حامد بهداد چه وقتي قرار است روي پرده طغيان کند و چه وقتي چنين واکنشي نسبت به نقدي نشان مي دهد، يکي است. هر دو سطحي است. و اگر روز سوم و کافه ستاره را نديده بودم، فکر مي کردم مايه بازيگري را هم نداشته باشد. که بيشتر ادا باشد. اما در اين فيلم ها خيلي خوب بازي کرده است. طبق معمول اين بار هم مشکل در درون ماست تا مافيايي که قرار است بار همه مشکلات ما را به دوش بکشد. نمي فهمم حامد وقتي مي تواند جمله يي به اين خوبي بنويسد؛ «... نوشته يي بود از سر کينه و عاري از غريزه؛ مطالبي در حد تماشا و مطالعه و نه در مقام تجربه و اجرا...» وقتي چنين درک درستي از فاصله ميان تماشا و اجرا و حرمت نهادن به غرايز انساني دارد، چطور مي تواند چنين واکنش هاي ناپخته يي را چه روي پرده و چه خارج از آن نشان دهد.

2- واکنش بهداد و صحبت کردنش درباره مافيا درست شبيه همان واکنشي است که بعضي از فيلمساز- تهيه کننده هاي کشور نسبت به طرح موضوع تقويت تهيه کننده و حاکم کردن نظام عرضه و تقاضا در سالن هاي سينماي کشور داشته اند. دوست بزرگ ترم آقاي ابوالحسن داودي در مقاله يي در همين روزنامه اعتماد برايم نوشته موقع طرح اين موضوع، در روزنامه و تلويزيون، تحت تاثير آدم هايي قرار گرفته ام که مي خواهند از اين طريق به معاونت سينمايي خط بدهند و اينکه در شرايط فعلي وقتي مافياي پخش داريم و سالن سينما به اندازه کافي نداريم و هر فيلمسازي براي ساخت فيلم با هزار بايد و نبايد و مميزي روبه روست و تهيه کننده ها و سينمادارهاي ما با ضعف سليقه و سواد روبه رو هستند و دريافت مجوز پخش و نمايش چقدر مشکل است، و در شرايطي که عدالت در عرصه پخش رعايت نمي شود، چطور مي شود به قانون بازار و عرضه و تقاضا در پخش محصولات فرهنگي فکر کرد و اينکه کنار هم گذاشتن قوانين توليد و پخش در هاليوود با آنچه در ايران مي گذرد، ساده انگاري است و قياس مع الفارق است. راستش دقيقاً به دليل همين حرف هاي ابوالحسن داودي است که فکر مي کنم حاکميت نظام عرضه و تقاضا و تکيه به بازار، آخرين چاره سينماي ايران است. اگر قرار باشد در اين مملکت سالن خوب ساخته شود و تماشاگر با سينما آشتي کند و بکن و نکن هاي مسوولان کمتر شود و فيلمساز فرصت صحبت درباره مسائل روز و آنچه صادقانه در ذهن و قلبش مي گذرد را پيدا کند، بهترين راهش همين تکيه بر اثر هنري به مثابه کالاست. انتخاب ديگري نداريم. طي کردن اين مسير، قطعاً هزينه هاي خودش را خواهد داشت، اما تا پاي در اين راه نگذاريم، به جايي نمي رسيم. اين را حالا و بعد از تجربه چند دهه حمايت هاي گوناگون فکري و مالي از سينماي ايران مي گويم. چطور هنرمندي که دستش توي جيب دولت است، مي تواند رابطه بي واسطه اش را با مردم کشورش برقرار کند؟ (کاري به استثناها نداريم.) انضباطي که رو در رو شدن بي واسطه با تماشاگر به فيلمساز هنرمند مي بخشد، نفعش خيلي بيشتر از خيرش است. نمونه اش همين دو فيلم آقاي داودي؛ «نان و عشق و موتور هزار» و «زادبوم». به نظرم هر آنچه آقاي داودي جدي، در فيلمي مثل زادبوم که حداقل بخشي از آن با پول نهادهاي دولتي ساخته شده و جايزه دولتي هم گرفته، خواسته بگويد، به شکل دلپذيرتر و نهان روشانه تر و جذاب تر و عميق تري در «نان و عشق و موتور هزار» هم هست. آنجا اما به حکم بازار، هنرمند فرصت نکرده زياد توي آينده به خودش نگاه کند، که دکترين صادر کند، که خودش را بيش از حد جدي بگيرد. کارگردان متواضع باسليقه مردم دار باهوش «نان و عشق و موتور هزار» کجا، و کارگرداني که به سينما در حد رسانه يي براي صادر کردن دکترينش نگاه مي کند، کجا. پيشنهاد ابوالحسن داودي و ادامه سياست هاي حمايتي- هدايتي، تکرار همان مسيري است که سال ها پيموده ايم و حاصلش شده حاکميت دو خواهر و زندگي شيرين. جايي بايد اين چرخه را قطع کنيم. به جامعه جهاني بپيونديم و عوض بند کردن به مافيا و آنچه در بيرون اتفاق مي افتد، به خودمان بپردازيم و فيلم هاي بهتري بسازيم. کاري که فيلمساز خوبي مثل ابوالحسن داودي، نشان داده که بلد است. تکرار مي کنم که قرار نيست حاکميت بازار در عرصه توليد محصولات هنري هيچ هزينه يي نداشته باشد. که استعدادي در اين ميان تلف نشود. ولي اگر بخواهيم به آن مشکلاتي که داودي در نامه اش اشاره کرده، برنخوريم؛ به نظرم بهترين مسيرش همين است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/11ساعت   توسط صادق  | 
به درخواست دوستان 5 کلیپ از حامد بهداد کیفیت موبایل


1)کلیپ افسون با موضوع اعتیاد با حضور حامد بهداد و پژمان بازغی و مرجان محتشم (دانلود - حجم : ۴۲۹۵ k)



2)نقد فیلم " آدم " (دانلود - حجم : ۳۴۳۱ k)



3)کلیپ حضور هنرمندان در منزل خسرو شکیبایی روز اول وفاتش (دانلود - حجم : ۳۷۶۱ k)



4)کلیپی از فیلم "کسی از گربه های ایرانی خبر نداره!؟" (دانلود - حجم : ۱۸۸۶ k)



5)کلیپ ضبط شده از پشت صحنه فیلم "آدمکش" (دانلود - حجم :۹۴۱ k )



پسورد فایل ها : BehdadFans.Blogfa (به حروف بزرگ و کوچک دقت کنید.)

منتظر نظرات دوستان گلم هستم.


<<برگ سبزی است تحفه درویش>>

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/08ساعت   توسط صادق  | 
بالآخره کاری که نباید میشد شد و حامد بهداد بوسیله ی منتقدان کوردل کشورمان به حاشیه کشیده شد.


مطلب اول

اظهار نظر چند نویسنده سینمایی درباره واکنش حامد بهداد به نوشته ماهنامه فیلم

شمار كساني كه بازي بهداد را مي‌بينند، با شمار كساني كه نقد بازيگري او را مي‌خوانند، قابل مقايسه نيست/ اگر بهداد به نقد كشيده شده، بايد خيلي ممنون باشد كه توسط منتقدان ديده شدهدر پي نامه سرگشاده «حامد بهداد» منتقدان و نويسندگان سينمايي به صحبت‌هاي وي درباره نویسندگان و منتقدان سينمايي واكنش نشان دادند. در پي اظهار نظر حامد بهداد در مورد منتقدان سينمايي و ماهنامه فیلم در قالب يك نامه سرگشاده، خبرگزاری فارس در گفت‌و گو با گروهي از منتقدان و نويسندگان سينمايي، نظرات آنان را درباره اين نامه جويا شد.

«حسين سلطان‌محمدي» منتقد سينما در اين زمينه گفت: سينما يك كار گروهي است و وظيفه يك رسانه كاملاً روشن است. رسانه‌ها كالاي فرهنگي را به جامعه معرفي مي‌كنند، سهم عمده‌اي در اطلاع‌رساني دارند و به نظر من بايد حرمت همه افراد نگه داشته شود، رسانه‌ها سهم دارند چرا كه كالا را معرفي مي‌كنند و در كنار آن ايجاد شناخت مي‌كنند و اگر قرار باشد حرمت آنان حفظ نشود، رابطه‌ها هم شكسته مي‌شود چرا كه همه لازم و ملزوم هم هستيم.
وي در ادامه افزود: ما به اندازه دانش خود نقد مي‌كنيم و پيشنهاد مي‌دهيم و همان طور اين كالا جلو مي‌رود. اگر به ما اعتماد داشته باشند نقد را مي‌خوانند و استفاده مي‌كنند. بديهي است كه ما در نقد با كسي تعارف نداريم و منتقدان هميشه سختگير هستند و در جامعه اين طور است كه خيلي بازيگران به نقد اهميت نمي‌دهند، همان طور كه بعضي نشريات عكس اين بازيگران را چاپ مي‌كنند و آنها را معرفي مي‌كنند و كالا عرضه مي‌شود كه اين يك امتياز مثبت است. بازيگران هم اين امتياز را به ما بدهند تا به نقد كشيده شوند و در كارهاي آتي، اشكالات‌شان را بر طرف كنند. اگر «حامد بهداد» به نقد كشيده شده، بايد خيلي ممنون باشد كه توسط منتقدان ديده شده و حالا در نقد مي‌تواند اظهارنظر براي خوش داشته باشد، نه اينكه توهين و بي احترامي كند.
سلطان محمدي اظهار داشت: امسال اگر ما منتقدان نبوديم «درباره الي...» به اسكار راه پيدا نمي‌كرد. ما شمشير دو لبه هستيم و «حامد بهداد» هم به ما نياز دارند.

«حسن معظمي» روزنامه‌نگار و منتقد سينما نيز گفت: فعالان عرصه رسانه به خصوص رسانه‌هاي هنري و به خصوص بازيگران، اگر به تخصص ، سطح كار، نوع كار و دانش كار خود اعتقاد دارند، هيچ‌گاه نبايد نگران نقد شدن كار خود و بازي‌هاي‌شان در آثار هنري باشند، در غير اينصورت هيچ‌يك از خصوصيات ياد شده را نمي‌توانند داشته باشند.
وي در ادامه افزود: در همه جاي دنيا بازيگران حرفه‌اي، صاحب سبك و داراي رتبه هنري همواره از نقد كار خود، ولو اين كه موردپسند آنان نباشند، استقبال مي‌كنند. حال اگر هنرمندي خارج از اين دايره عمل كند، بديهي است كه نمي‌تواند به آن بازيگر، هنرمند و يا فعالان صاحب عرصه‌ها، حرفه‌اي اطلاق كرد.
معظمي در ادامه اظهار داشت: به نظر مي‌رسد كه بازيگران جوان تلويزيون مي‌بايست در مسير حرفه‌اي شدن و ارتقاي رفتار اجتماعي متناسب حرفه‌اي كه در جامعه به آن مي‌پردازند، حركت كنند. انتظار مي‌رود هنرمندان الگوي رفتار و منش فرهنگي با روايت و قواعد حرفه‌اي باشند.

«طهماسب صلح‌جو» منتقد سينما نيز گفت: جملاتي كه آقاي «حامد بهداد» در يادداشت خود به كار برده صحيح نيست.

«محمدتقي فهيم» منتقد اظهار داشت: اين اتفاق را مي‌توان از دو جنبه مورد بررسي قرار داد. يكي اين كه به نظر من «حامد بهداد» بايد رعايت همه جوانب را مي‌كرد و نسبت به نقد وامداري مي‌كرد.نقش منتقدان در ارتقاي سينما غير قابل كتمان است و «حامد بهداد» كمي بي انصافي كرده است.
وي ادامه داد: اما جنبه دوم اين است كه «مجله فيلم» در طي سال‌هاي گذشته نسبت به سينماي ايران كمي بي مهري كرده است و بازيگران جوان را هم حمايت نمي‌كند كه اين حرف درستي است. به نظر من يكي از وظايف رسانه اين است كه كشف استعداد كند. در نظر سنجي اخيري كه از سوي مجله فيلم صورت گرفت، 90 درصد فيلم‌هاي انتخاب شده، فيلم‌هاي قبل از انقلاب هستند. آيا سينماي ايران در بعد از پيروزي انقلاب، از نظر تكنيك، ساختار، محتوا و ... پيشرفت نكرده؟ آيا اين بي‌انصافي نيست كه دل خيلي از جوانان سينما را در مجله فيلم بيآزاريم؟
فهيم در ادامه افزود: همان طور كه عرض كردم «حامد بهداد» هم بايد حرمت پيشكسوتان را نگه دارد، اما مجله فيلم نسبت به سينماي بعد از انقلاب واكنش مثبتي ندارد. خروجي نظرسنجي آنها، فيلم‌هاي قبل از انقلاب است و جتي به آثار صرفا جشنواره‌اي هم توهين مي‌كند... همان فيلم‌هايي كه به اسكار راه پيدا كردند و فروش ميلياردي دست پيدا كردند.

«زاون قوكاسيان» منتقد سينما نيز گفت: من خودم با «هوشنگ گلمكاني» اختلاف دارم اما برايش خيلي احترام قائلم، براي اين كه او در شرايطي عهده‌دار سردبيري مجله فيلم شد كه هيچ‌كس اين كار را انجام نمي‌داد.  به نظر من هيچ بازيگري حق توهين به يك نويسنده و منتقد را ندارد و من متأسفم كه بازيگري كه بايد در جامعه نمونه باشد، اينگونه عمل مي‌كند و متأسفم براي سينماي اين مملكت، كه بازيگري كه تازه مطرح شده، هيچگاه نمي‌تواند مثل «جمشيد مشايخي»، «عزت‌الله انتظامي»، «علي نصيريان» و ... باشد چرا كه الفباي انسانيت را بلد نيست.

«شهرام خرازي‌ها» منتقد و نويسنده سينمايي هم داشت: به نظر من يك اظهار مكتوب سينمايي در جامعه هنري و مطبوعات آنقدر ارزش ندارد كه چنين واكنش‌هايي را برانگيزاند. در شأن يك هنرمند در حد و اندازه حامد بهداد - كه از برجسته‌ترين هنرمندهاي سال‌هاي اخير سينماي ايران محسوب مي‌‌شود- هم نيست كه اين چنين عجولانه واكنش نشان دهد.
وي ادامه داد: شمار كساني كه بازي حامد بهداد را مي‌بينند، با شمار كساني كه نقد بازيگري او را مي‌خوانند، اصلا قابل مقايسه نيست. بنابراين اين بازيگر مي‌تواند با خيال راحت به فعاليت خود ادامه دهد. بي آن كه نگران تأثير گسترده اظهارنظر مكتوب در مورد بازيگري‌اش بر طرفدارانش باشد. در كشور ما نقد بازيگري در مكتوبات، آنچنان رشد و توسعه نيافته كه بتواند به افكار عمومي در مورد نحوه ايفاي نقش هنرپيشه جهت دهد.



مطلب دوم

یادداشت شاپور عظیمی درباره جوابیه حامد بهداد به ماهنامه فیلم
درباره ریشِ سفید خودم!
1 -  از زمانی که ریش‌هایم سفید شده‌اند، و میانسالی را به چشم دیده‌ام؛ خودم را آماده کرده‌ام که هر لحظه ممکن است جوانی از گرد راه برسد و هرچه می‌خواهد نثارم کند و به من بگوید که وقت بازنشستگی‌ام فرارسیده است. به من بگوید که سواد ندارم و نمی فهم و پیر شده‌ام و باید دستکش‌هایم را آویزان کنم. اصولاً مثل این است که خاصیت جوان بودن ایجاب می‌کند که پا به سن گذاشته‌ها را بنوازد. نمونه‌ها فراوان است و به چشم خودم دیده‌ام که برخی دوستان جوان‌ترم، چگونه در مورد قدیمی‌های عرصة نقد‌نویسی قضاوت می‌کنند، چه مواضعی می‌گیرند و چه‌ها که پشت سرش نمی‌گویند.
از نظر برخی از این جوان‌ها اگر منِ میانسال، از سینمای روزِ جهان ایرادی بگیرم، دیگر شکر زیادی خورده‌ام و پایم را از گلیمم دراز‌تر کرده‌ام. مرا چه به اظهار فضل؟ و نظر‌دادن در مورد سینمای روز و نقد فیلم‌های امروز؟ بهتر است بروم دنبال همان فسیل‌های سینمایی دوران خودم و حرف زیادی هم نزنم وگرنه کسی پیدا می‌شود که پنبه‌ام را بزند و ثابت کند که چیزی جز یک بی‌سواد پر مدعا نیستم که می‌خواهم خودم را داخل آدم حساب کنم در حالی که نمی‌دانم کار من تمام است و اگر چیزی به من نمی‌گویند حرمت ریش سفیدم را نگه داشته‌اند.

2-از ازل تا به ابد، همیشه کسانی پیدا می‌شوند که در مقام منتقد به فیلمی اعتراض داشته باشند یا از بازی این یا آن بازیگر انتقاد کنند. گاهی لحن برخی از این انتقاد‌کنندگان، به‌گونه‌ای است که طرف مقابل را دل آزرده می‌کند. در این جور مواقع دو کار می‌شود کرد: یا فردی که مورد انتقاد قرار گرفته، سکوت پیشه کند یا دست به قلم ببرد و پاسخ آن انتقاد را بدهد. این جا هم می‌شود دو کار کرد: یا با دیدگاهی استدلالی به آن نقد پاسخ داد و یا عنان قلم را رها کرد و منتقد را در شمار سران مافیای نقد قلمداد کرد و به او گفت که نمی‌فهمد و به قول قدما قس علیهذا...

3- این‌جانب خودم را وکیل و وصی هیچ کسی نمی‌دانم و قرار نیست از کسی یا جریانی دفاع کنم و به آب‌وآتش بزنم که ای وای به یک منتقد قدیمی اسائة ادب شده است. آن منتقد قدیمی اگر بخواهد می‌تواند دو کار بکند: یا سکوت کند یا دست به قلم ببرد و آن موقع هم می‌تواند دو کار بکند: یا با استدلال پاسخِ پاسخ را بدهد یا عنان قلم را رها کند و...

4- آن‌چه این بار برآشفته‌ام کرده، تنها و تنها ترس و نگرانی در مورد خودم است. هر چند سابقة چندانی در نقد‌نویسی ندارم و ادعایی هم نداشته‌ام که منتقد هستم (که نیستم) اما اگر در فردایی دور یا نزدیک، این اتفاق برای من بیفتد چه؟ نکند از یک جوان سینماگر انتقاد کنم و بعد از آن با سلسله‌ای از اتهام‌ها رو‌به‌رو شوم؟ نکند آن جوان هوس کند آبرویم را بریزد؟ نکند اصلاً حرمت ریش سفیدم را نگه ندارد؟

5- آن‌قدر از بی‌آبرو شدن می‌ترسم که حتی جرأت نمی‌کنم به نام آن جوانی که دو سه روز پیش در روزنامه‌ای پاسخی به یک منتقد قدیمی داد، مستقیماً اشاره کنم. اصل ماجرا را نمی‌دانم و نمی‌خواهم بدانم. ماجرا هر‌چه می‌خواهد باشد. من با متنی رو‌به رو هستم که الفاظی نازیبا در آن به کار رفته و یک جوان با یک پیر، پنجه درانداخته و دریغ هم نشده و به مافیای نقد و احساس کاذب پدرخواندگی در عرصة نقد هم اشاره رفته است. این‌ها ‌اتهام‌هایی است که اتهام زننده باید ثابت کند و متهم(!) باید در برابر آن‌ها از خودش دفاع کند.
آن چه که باعث ایجاد چنین اتمسفری شده، نقدی است در مورد بازی‌های یک بازیگر که منتقدی قدیمی در جوف آن نقد، تأییدش کرده است (این خودش جای مکث دارد که چرا باید با طناب دیگری به درون چاه برویم؟ آن منتقد قدیمی می‌توانست در مطلب جداگانه‌ای، نظر خودش را در مورد کار آن بازیگر جوان بنویسد وخودش را به دیگری سنجاق نکند) بازیگر جوانِ ما از این اظهارنظر رنجیده است و حالا نوشته‌ای قلمی کرده تا پاسخ آن منتقد قدیمی را داده باشد.

6- ابتدا می‌خواستم عنوان این یادداشت را بگذارم«می‌ترسم، پس هستم» همان طور که گفته شد، سخت می‌ترسم از بی‌حرمت شدن. در واقع هیچ کسی دوست ندارد حرمتش را نگه ندارند. می‌دانم که بدون لحظه‌ای مکث می‌شود پاسخ داد که حرمت هر کسی دست خودش است. این را قبول دارم اما این را هم قبول دارم که کار یک منتقد این نبوده و نیست که مثلاً در نقد یک فیلم به ذکر داستان آن بپردازد و کمی هم از میزانسن‌ها و بازی بازیگران تعریف کند و آخرش هم بگوید که امیدوار است فیلم‌های بهتری از آن کارگردان ببیند. این‌ها نقد نیست.نقد آن است که خواب از چشم سازنده و مؤلف اثر برباید و «بیدار باش» باشد.

7- هرچه که فکر می‌کنم به خاطر نمی‌آورم که این جمله را کجا خوانده‌ام یا از زبان چه کسی شنیده‌ام: «هیچم اگر منتقد نباشم» شما یادتان هست؟



حالا شما فکر کنید که واقعا حق براندوی سینمای ایران اینه!؟!

<<خیلی نامردیه>>
اضافه بر این

لینک صفحه فیلم "محاکمه در خیابان" در سایت سینمای ما
آنونس فیلم به همراه عکس ها و پوسترها
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/07ساعت   توسط صادق  | 

بوي بازنشستگي‌تان مي‌آيد جناب دن كورلئونه



سینمای ما - جناب گلمكاني، اينجانب حامد بهداد، ميزان موفقيت و محبوبيتم را در ميان مردم هرگز مديون نقد و يادداشت‌هاي منتقدين نمي‌دانم. مقوله نقد بيش از آنكه مشتريش مردم باشند راهكاري است براي خود ما سينماگران كه اگر نكته‌اي وارد باشد، اشعارمان را در ارائه كار، هرچه ناب‌تر كنيم.

يادداشتي نوشته بوديد از سر بي‌عنايتي بر كارنامه اينجانب. گويا قصد واگذاري مافياي نقد را داريد و فقط به صدور راي مخالفم يا موافقم بسنده فرموده‌ايد. خب نماينده مجلس مي‌شديد استاد. گيرم نظرتان راجع‌به كار بنده همان چند خطي بود كه رفت. آيا معنايش چيزي جزو مهر تاييدي جهت‌دار بر نقدي به‌ظاهر تئوريك بود؟ آن هم با ترفند لفاظي؟ چه كه خود بهتر مي‌دانيد اگر آن نقد محلي از اعراب داشت محتاج تاييديه شما نبود. اينجانب عقيده دارم سينما بدون نقد و منتقد مي‌ميرد -كه البته اين شامل حال نقدي كه به عمد و تاكيد، تاييد فرموديد نمي‌شود- دلايل نقد موردنظر براي اثبات ادعايش ربطي به كار اينجانب ندارد؛ مثلا ماجراي سگ‌سكوت و چيدمان عكس‌هايي خارج از متن كه به صلاحديد شما اتفاق مي‌افتد. اين است كه مي‌گويم جهت‌دار. اگر اينجانب در يك نشست تخصصي، مربوط به تئاتر تجربي، روي ميز مي‌روم چه ربطي به كارنامه سينمايي بنده دارد؟ اگر در آن جلسه دست به حركات نمايش زده‌ام، منظوري مشخص را دنبال كرده‌ام. مضاف بر اينكه مي‌دانم از تئاتر تجربي كمتر مي‌دانيد؛ چرا كه نمايش، از همان جلسه مطبوعاتي شروع شده بود.

نقد مورد تاييدتان به اينجانب بيشتر از منظر طب روانشناسي پرداخته است، كما اين‌كه در اهانت‌نامه بعدي منتقد، درباره سوابق پزشكي و تربيتي بنده اظهار فضل شده. جناب گلمكاني، اگر در روزنامه وطن امروز از اينجانب اشارتي و كنايتي به شما رفت قويا عذر مي‌خواهم. قصدم توهين نبود اما روي سخنم با شما بود، نه با نقد موردتاييدتان. جاي درنگ است كه هر نقدي از هر منتقدي را در مجله خود چاپ كرده و مستدل بخوانيد، كه همين تاييد شما سرآغازي بود براي توهين به خانواده‌ام. مي‌خواهم بدانم نقد ذكر شده، دقيقا به كجاي مقوله بازيگري اشاره مي‌كند. ماجرا اين است كه مجله فيلم آهسته آهسته مي‌رود تنها افتخارش اين باشد كه پس از 30 سال ديرينه‌ترين جريده سينمايي است و بس. مي‌رود تا بافت ذهني و روحي مديران و منتقدان مجله، شبيه مبارزه شعراي كلاسيك عليه ادبيات مدرن شود (كه اين البته چيزي از ارزش‌تان كم نمي‌كند) اما آيا اين بود چشم‌انداز شما؟ اينگونه به‌نظر مي‌رسد به محض اينكه پديده‌اي نو و متفاوت به نگاهتان نمي‌گنجد درصدد حذف آن برمي‌آييد.

نگاهي كه طبق آن، بدترين را بهترين جلوه دهيد و برعكس. نقد مذكور كه حضرتعالي راجع ‌به كار بنده تاييد فرموديد، ايجاد نفرت مي‌كند؛ نه به دليل ارزيابي علمي، كه به دليل خارج بودن از جاده انصاف آن هم از سر بي‌دانشي. از همين ‌روست كه كورسوي تشويق شما باعث آزار مي‌شود. هرچند كه مسعود مهرابي عزيز در كمال آقايي و بزرگواري همين يك مورد را هم برگ قرمزي قلمداد كرد. با اين حال چند خطي لطف كرده بوديد و از اغراق در بازيگري‌ام گفته بوديد. اين، قدر مسلم به ضعف كارگرداني بعضي از فيلم‌ها هم مربوط مي‌شود. پس آن كارگردان كه ذوق مي‌كند و در پايان پلان دستور چاپ بازي مرا مي‌دهد، شرح وظايفش از نگاه زيبايي‌شناسي چيست؟ فيلمسازان و فيلم‌نامه‌نويسان در ابتداي كار صفر را صد جلوه مي‌دهند (كار برعكسي كه حضرتعالي در حق بنده فرموديد. سواي هتك حرمت از خانواده‌ام توسط منتقد موردتاييد) بگذريم، باب تخيل گشوده و تمامي اجزاي اجرا در ذهن پروريده مي‌شود. نقش را باطن و لباسي متصور مي‌شوي اما فيلم‌نامه را كه مي‌خواني ذوقت كور مي‌شود. هزاران ايده و پيشنهاد كه سرصحنه برده‌اي كارگر نمي‌شود، نه به ذهن صحنه و نه كارگردان. چرا كه محمل هيچ پيشنهادي فراهم نيست. والا حق با شماست جناب. اينكه احساس مي‌كنيد در فيلمي بد من با كارم اين جمله را مي‌گويم كه:«ببينيد من چه بازيگر خوبي هستم.» حقيقت دارد. خاصه به اين دليل كه مانند بسياري از بازيگران هم‌نسلم روي خطي صاف و يكنواخت حركت نمي‌كنم. ريسك مي‌كنم. بالطبع امكان خطر و خلاقيت بيشتري وجود دارد. مضحك‌ترين جاي نقد موردتاييدتان آنجا است كه به من مي‌گويد به بازيگر روبرويم (الناز شاكردوست) و احساسات او بي‌توجه بوده‌ام. قابل توجه دوستان پشت صحنه فيلم دل‌خون! و تماشاچيان و سينماگران محترم! من به ايشان بي‌توجه بوده‌ام يا ايشان به من؟ شما را چه مي‌شود جناب گلمكاني كه بر چنين نقدهايي صحه مي‌گذاريد؟ اگر براي فيلم بوتيك، روز سوم، كافه ستاره، آخر بازي و ... نقدي بر كار اينجانب نمي‌نويسيد، چيزي نيست مگر احساس كاذب پدرخواندگي كه در عرصه نقد سينما مي‌كنيد.

نه چنين نيست جناب گلمكاني. شما GOD father نقد اين سينما نيستيد. من از آن دست بازيگراني نيستم كه نديدن شما را ناديده بگيرم. نديدن و نفهميدن و درك نكردن شما، آن هم به عمد، علاوه بر اينكه سابقه‌تان را مخدوش مي‌كند، منجر به نديدن و نفهميدن و درك نشدن يك عمر حضور- شايد اتفاقي – خودتان در نقد سينما خواهد شد. تيشه به ريشه خودتان زده‌ايد اگر قاعده و رويه نقد را گم كرده‌ايد، نه من. مرا بزرگاني چون سمندريان، كيميايي، تقوايي، صدرعاملي، بيضايي، فرمان‌آرا، فرهادي، شهبازي و قبادي‌ها دعوت به همكاري كرده‌اند، چه منجر به همكاري شده چه نشده.(اسامي را مرور فرماييد.) نگذاريد تنها امتياز نوشته‌هايتان آزادي اظهار سليقه باشد كه اين براي شما كم است. يا نقدي مبتني بر دانش روز سينما و بازيگري بنويسيد، يا اگر خود را از نوشتن نقدي معاف مي‌دانيد، صرفا اظهار سليقه كافي نيست.

 اينكه خطاب به شما (فقط شما) با تعصب و جديت مي‌نويسم از اين‌روست كه يك مويتان مي‌ارزد به هزاران تازه كار ناكارآمد چند جلد خوانده. در مورد شبانه‌روز فرموده بوديد هنر كارگردان‌ها اين بوده كه توانسته‌اند دست و پاي مرا بسته يا اينكه چهره‌ام را زير گريم پنهان كنند. اين ديگر چه نقدي است عزيزدل؟ شايد نمي‌دانيد نقشي را كه بازي كرده‌ام مابه‌ازاي واقعي و اجتماعي داشت. راجع‌ به آن نقش تحقيق شده بود. اگر هم نكته‌اي باشد به زبان سينمايي ويژه فيلم و به لول و زاويه دوربين برمي‌گردد. براي من هوشنگ گلمكاني بي‌هيچ نبود. باز هم گلي به گوشه جمال خودتان. عرصه محروم است از جوانان پرصلاحيت. اينكه مي‌فرماييد استعدادكي دارم از سرم هم زياد است.

در آن قحطي حوصله‌تان كه حتي 6 خط مرا قابل نمي‌دانست اميد همين تك كلمه هم نمي‌رفت. منتقدين بي‌سواد هميشه از سينماگران عقب‌تر بوده‌اند، هم در دانش سينما و هم در تجارب آن. براي آنها صرفا وجاهتي كه از سينما كسب مي‌كنند حائز اهميت است، نه خود سينما. قصد ندارم راجع‌ به نقد خوب حرف بزنم كه آدرس اين مهم را از اغلب يادداشت‌هاي خود شما دارم. عمدا بد ديدن و بد خواندن نه حق من بود و نه برازنده شما. نقدي كه تاييد فرموديد نوشته‌اي بود از سر كينه و عاري از غريزه؛ مطالبي در حد تماشا و مطالعه و نه در مقام تجربه و اجراء. ننگ‌آور است براي من كه درصدد توجيه كارم برآيم. به قول جناب مهرابي:«باوقار و بالنده به راهتان ادامه دهيد. همچون گذشته.» من نيز در اين راه از شما تاسي مي‌جويم.

حامد بهداد
3 آبان 1388


مرسی حامد جون.دوستت داریم خیلی.بچه ها یه کامنت توی سایت سینمای ما در مورد این مطلب حامد هست که من از یک جنبه با این حرفاش موافقم.راست میگه که حامد نباید اینقدر خودشو حاشیه ای کنه.وگرنه میشه نیکبخت یا شیث رضاییه سینما.به نظر من جواب دادن به این حرفا فقط از شان و عزتش کم میکنه.


متن کامل کامنت بازدید کننده با نام " یه نفر":

حامد جان من یکی از همکار انت هستم

عزیز دلم بازیگری قبول /خوب یا بد جای بحث دارد/چرا اینقدر در باری کارهات خودت حرف میزنی؟چرا فکر می کنی حتما معنی و تفسیر هر کاری را خالق دو باره باید به مخاطب منتقل کند و برایش وا گوید؟؟چرا دائم خودت را با کسانی و کسانی را با خودت مقایسه می کنی؟؟ تو حامد بهدادی و نصف هنر هر هنرمند در کارهایی است که نکردشان.

حامد جان ما بازیگر خوب کم داریم همانگونه که متن خوب کم داریم و همانگونه که کارگردان خوب کم داریم و همانگونه که مدیر و تماشا گر و تجهیزات و ....خوب کم داریم.ولی چیزی که خیلی کم داریم ادمی است که تا این اندازه از خودش بگوید این جنس نایاب در فرهنگ و حتی بین عوام جایگاه خوبی ندارد سعی نکن اینجوری متفاوت بشی .

خوب یا بد یه چیز نسبیه و کیه اونی که تشخیصش بده /تو یا گلمکانی یا اینایی که اینجا کامنت می زارن؟؟کارت رو بکن و این حرفا رو بذار واسه وقتی که احساس میکنی داری تموم میشی!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت   توسط صادق  | 

سینما روز _ حامد بهداد بخشي از جايزه نقدي خود را به نخستين جشنواره فيلم‌هاي كوتاه ايراني‌ در كانادا تقديم كرد.



حامد بهداد كه يكي‌ از داوران اين جشنواره است در راستاي حمايت از اين جشنواره و حركت‌هايي‌ اينچنين بخشي از جايزه نقدي جشنواره ابوظبي را به جشنواره فيلم‌هاي كوتاه ايراني‌ به رياست شاهرخ بحرالعلومي تقديم كرد و از زحمات اين جشنواره براي نمايش 115 فيلم كوتاه به صورت رقابتي و ارج نهادن به استعدادهاي جوانان فيلمساز ساكن ايران، قدرداني نمود.
اين جشنواره از 15 تا 22 آبان در تورنتو كانادا برگزار خواهد شد و 115 فيلم كوتاه سينماگران جوان در سينماي امپاير تورنتو روي پرده خواهد رفت و توسط داوران ايراني قضاوت خواهند شد.
اين جشنواره پيشتر قرار بود در مرداد ماه برگزار شود كه به دليل مشكلات كاري 2 نفر از داوران به آبان موكول شد.
اين نخستين جشنواره فيلم كوتاه ايراني‌ در خارج از كشور خواهد بود كه با آثار فيلمسازان سينماي جوان به صورت رقابتي‌ كار خود را آغاز خواهد كرد.
جايزه برتر اين فستيوال به نام «سيف‌الله داد» نام‌گذاري شده است.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/02ساعت   توسط صادق  | 

عکسهای اختصاصی سعید عبداللهی از کنسرت رضا صادقی


سینما روز _ سعید عبداللهی: کنسرت رضا صادقی  با رهبری ارکستر بهنام ابطحی در دو سانس 18 و 21 در سالن میلاد اجرا گردید . البته سانس اول حدود ساعت 18:30 و سانس دوم آن ساعت 22 ؛ با حدود یک ساعت تاخیر آغاز شد . قطعاتی از دو آلبوم قبل  و دو ریمیکس جدید و 2 آهنگ جدید از آلبوم یکی بود یکی نبود در این کنسرت توسط رضا صادقی اجرا گردید

از جمله از مهمانان این کنسرت می توان به پوریا پورسرخ، نیوشا ضیغمی، شبنم قلی خانی، علی انصاریان و مهدی بی باک اشاره نمود.





بقیه عکس ها در ادامه مطلب(7 عکس)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/29ساعت   توسط صادق  | 
مسعود كيميايي در آستانه نمايش عمومي بيست‌و هفتمين فيلم خود گفت:«محاكمه در خيابان» فيلم خوبي شده است و آن را دوست دارم. قرار است از چهارشنبه همين هفته، فيلم «محاكمه در خيابان» جديدترين اثر سينمايي مسعود كيميايي روانه 50 سالن سينما در تهران و شهرستان‌ها ‌شود.


بر اساس اين گزارش، «مسعود كيميايي» در همين زمينه، در خصوص آخرين وضعيت فيلم خود گفت: كپي‌هاي فيلم «محاكمه در خيابان» با طي آخرين مراحل فني، آماده شد و فيلم، در گروه سينمايي استقلال جاي «بي‌پولي» را خواهد گرفت.
وي گفت: فكر مي‌كنم «محاكمه در خيابان» فيلم خوبي شده و آن را دوست دارم.
مسعود كيميايي در يادداشتي ويژه كه ابتداي سال جاري آن را در اختيار فارس قرار داده بود، آخرين فيلم خود با نام «محاكمه در خيابان» را به اين شكل معرفي كرد:
«پسر جواني با دختري عروسي دارد چهار بعد از ظهر جوان كه كارگر يك تعميرگاه اتومبيل است،گل به اتومبيل قرض گرفته‌اش زده و شادمان به دنبال عروس در آرايشگاه مي‌رود تا شب...اما از دوست و ديگران مي‌شنود كه عروس قبل از او روابطي با مردي داشته است.پزشك هم حاضر است از رابطه‌اي بگويد كه به داشتن كودكي و مرگ او تمام شده است...جوان 3 ساعت وقت دارد تا در شهر پر از اتومبيل ساعات عصر را بگردد تا در اين تهران بزرگ مرد را پيدا كند تا مطمئن شود عروس راست مي‌گويد. فيلم در همين 3 ساعت مي‌گذرد. جوان يك اتومبيل گل زده قرض گرفته دارد، يك كت و شلوار دامادي و يك چاقو...كار به كجا خواهد رسيد؟»
فيلم سينمايي «محاكمه در خيابان» پس از پايان نمايش «بي‌پولي» در گروه سينمايي استقلال توسط فيلميران اكران مي‌شود.
محمدرضا فروتن، نيكي كريمي، حامد بهداد، پولاد كيميايي، حميد‌رضا افشار، شبنم درويش، شقايق فراهاني، نگار فروزنده، محمد مؤيد، اكبر معززي و علي‌اصغر طبسي از بازيگران اين فيلم هستند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/28ساعت   توسط صادق  | 

سلام.امروز لینک صفحه اطلاعات حامد رو شامل بیوگرافی و آثار و ... در سایت سی نت (مجله سینمای ایران) رو براتون آپ میکنم.فقط امتیازی که کاربران سایت به حامد دادن 3.98 از 5 بود.از تمامی دوستان خواهش میکنم لطف همیشگیشونو در مورد این بازیگر دوست داشتنی یه بار دیگه نشون بدن و توی این سایت کامنت و امتیاز مورد نظرشونو بزارن.(تا بشه 5 از 5 )

حامد بهداد در سایت سی نت

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/28ساعت   توسط صادق  | 

از سوی سازمان جشنواره

مقررات بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر اعلام شد.


سازمان جشنواره فیلم فجر با حمایت معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مناسبت دهه مبارک فجر و همزمان با سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب بیست و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر را بهمن‌ماه 88 در دو بخش سینمای ایران (12 تا 22 بهمن) و سینمای جهان (8 تا 12 بهمن) برگزار می‌کند.

سینمای ایران

هدف این بخش علاوه بر سنجش ارزش‌های هنری و تکنیکی تولیدات یک ساله سینمای ایران، تشویق و تقدیر سینماگرانی است که به ترجمان زیبا و هنرمندانه پیام و آرمان‌های عالیه اسلام، فرهنگ و میراث ملی مبادرت کرده، ارزش‌های منبعث از انقلاب اسلامی را به تصویر کشیده باشند به شرح ذیل از 12 تا 22 بهمن برگزار می‌شود.

:: مسابقه آثار سینمایی ایران ::
فیلم‌های سینمایی که تا بهمن ماه 1388 در تهران و هم چنین در دوره های گذشته جشنواره به نمایش در نیامده باشد، می توانند متقاضی شرکت در این بخش باشند.هیئت داوران شامل 5 تا 7 نفر از هنرمندان و صاحب نظران، جوایز زیر را اهدا می‌کنند.

سیمرغ زرین جایزه ویژه سینمای ایران به بهترین فیلم با نگاه ملی (ایرانی- اسلامی)
سیمرغ بلورین بهترین فیلم
سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی
سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه
سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه اقتباسی
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد
سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری
سیمرغ بلورین بهترین تدوین
سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
سیمرغ بلورین بهترین صدای فیلم
سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس
سیمرغ بلورین بهترین جلوه های ویژه
سیمرغ بلورین بهترین چهره پردازی

:: مرور سینمای ایران (خارج از مسابقه) ::
فیلم‌های این بخش شامل آثاری می شوند که به لحاظ محدودیت های مربوط به تعداد فیلم های بخش مسابقه موفق به حضور در بخش رقابتی نشده اند، به دلیل عضویت یکی از سازندگان فیلم در هیئت داوری، امکان نمایش در بخش مسابقه را نداشته باشند، سازنده فیلم خواستار نمایش اثرش در این بخش شده باشد و دبیرخانه جشنواره می تواند از بهترین فیلم و بهترین کارگردانی این بخش تقدیر کند.

نگاه نو (مسابقه فیلم های اول و دوم) هیئت داوران این بخش شامل سه تا پنج نفر، آثار اول و دوم فیلمسازان را جداگانه داوری کرده جوایز زیر را اهدا می‌کنند: سیمرغ بلورین بهترین فیلم و سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی

ویدئو ـ سینما (مسابقه آثار ویدئویی) کلیه آثار ویدئویی بلند و کوتاه می توانند با شرایط ذیل متقاضی شرکت در این بخش باشند. آثار ویدئویی بلندی که در دو سال گذشته نمایش عمومی نداشته یا در دوره های قبلی جشنواره فجر و یا از تلویزیون پخش نشده باشند. آثار ویدئویی کوتاهی که در بخشهای رقابتی جشنواره های معتبر داخلی و خارجی شرکت کرده اند می توانند در این بخش به رقابت بپردازند منوط به آنکه مدت زمان آنها بین 3 تا 15 دقیقه باشند. تمام آثار بلند و کوتاه باید به صورت نسخه ویدئویی DVCAM ارائه شوند.

هیئت داوران این بخش شامل سه تا 5 نفر، آثار ویدئویی کوتاه و بلند ایرانی را مورد ارزیابی قرار داده و این جوایز را اهدا می‌کنند: سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی اثر کوتاه ویدئویی و سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی اثر ویدئویی بلند

:: چشم واقعیت (مسابقه آثار مستند) ::
آثار مستند نیمه بلند و کوتاه که در بخش های رقابتی جشنواره های معتبر داخلی و خارجی شرکت کرده باشند می توانند متقاضی حضور در این بخش باشند منوط به اینکه طی 2 سال گذشته و در دوره های قبلی جشنواره فجر به نمایش در نیامده باشند. مدت آثار مستند بلند بالاتر از شصت دقیقه، آثار مستند نیمه بلند سی تا شصت دقیقه، آثار مستند کوتاه تا سی دقیقه می باشد. آثار مستند بلند از این قاعده مستثنی هستند.هیئت داوران این بخش شامل 3 تا 5 نفر جوایز زیر را اهداء می کنند: سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی فیلم مستند نیمه بلند و کوتاه و سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی مستند بلند

نقش خیال (مسابقه آثار پویانمایی ایران) هیئت داوران این بخش شامل 3 نفر، آثار پویانمایی کوتاه، نیمه بلند و بلند را مورد ارزیابی قرار داده، جوایز ذیل را اهدا می کنند: سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی پویانمایی کوتاه و نیمه بلند و سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی پویانمایی بلند

فیلم برگزیده تماشاگران دبیرخانه جشنواره از طریق مراجعه به آرا تماشاگران، به محبوب ترین فیلم ایرانی مسابقه آثار بلند سینمایی سیمرغ بلورین اهدا خواهد کرد.

(جوایز جنبی) تجلی اراده ملی سازمان‌ها، نهادها، موسسات دولتی و خصوصی می‌توانند با رعایت ضوابطی که از سوی دبیرخانه جشنواره اعلام می‌شود، بهترین اثر مسابقه سینمای ایران را انتخاب و جایزه خود را اهدا نمایند.

* * *

سینمای جهان

هدف از برپایی این بخش، نمایش منتخبی از آثار سینمای جهان است که علاوه بر تعامل فرهنگی، امکان ارزیابی بهتر موقعیت سینمای ایران را در مقایسه با دیگر کشورها فراهم می آورد.

:: جام جهان‌نما (مسابقه سینمای بین‌الملل) ::
این بخش با هدف شناخت و ارزیابی آن گونه از توانایی ها و ظرفیت های انسانی که موقعیت یگانه او را در جهان متمایز می سازد، از 8 تا 12 بهمن ماه برگزار می شود. دبیرخانه جشنواره ، فیلم‌های بلند و کوتاهی ( با زمان نمایش 3 تا 15 دقیقه ) را می‌پذیرد که شرایط زیر را دارا باشد: سال تولید آنها از 2007 میلادی به بعد باشد، در دوره‌های گذشته جشنواره به نمایش درنیامده و پیش از فوریه 2010 در تهران نمایش داده نشده باشند. به زبان اصلی و دارای زیرنویس انگلیسی باشند.

از هر کشور حداکثر دو فیلم بلند، سه فیلم کوتاه و از ایران سه فیلم بلند و چهار فیلم کوتاه، قابلیت شرکت در این بخش را دارند. هیئت داوران شامل 5 تا 7 نفر از هنرمندان و صاحب نظران سینمای ایران و جهان، فیلم های این بخش را ارزیابی و جوایز زیر را اهدا می‌کنند:

سیمرغ بلورین بهترین فیلم بلند
سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی
سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر
سیمرغ بلورین بهترین دستاورد هنری یا فنی
سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه
سیمرغ بلورین بهترین اثر پویانمایی

هیئت داوران حداکثر 48 ساعت قبل از مراسم پایانی، نامزدهای دریافت جوایز را معرفی خواهند کرد. نمایندگانی از سوی دبیرخانه جشنواره (بدون حق رأی) می‌توانند در جلسات داوران شرکت کنند.

:: در جستجوی حقیقت و عدالت ::
این بخش برای تأکید بر نقش رسانه سینما در بسط نگرش حقیقت جویانه و عدالت خواهی به عنوان مفاهیم و آرمان های مشترک انسانی و الهی در همه اعصار و قرون برگزار می شود. دبیرخانه جشنواره در این بخش فیلم هایی را می پذیرد که دارای شرایط زیر باشند: سال تولید آنها از 2007 به بعد باشد، در دوره‌های گذشته جشنواره به نمایش درنیامده و پیش از فوریه 2010 در تهران نمایش داده نشده باشند، به زبان اصلی و دارای زیرنویس انگلیسی باشند.

هیئت داوران شامل 5 نفر از هنرمندان و صاحبنظران سینمای ایران و جهان، فیلم های این بخش را ارزیابی و جوایز زیر را اهدا می‌کنند: سیمرغ بلورین بهترین فیلم، سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه

جلوه‌گاه شرق (مسابقه سینمای آسیا)
این بخش به منظور شناخت و ارتقای جایگاه آسیا در سطح تولیدات سینمای این قاره برگزار می شود. جشنواره در این بخش فیلم هایی را می پذیرد که شرایط زیر را دارا باشند: سال تولید آنها از 2007 به بعد باشد، در دوره‌های گذشته جشنواره به نمایش درنیامده و پیش از فوریه 2010 در تهران نمایش داده نشده باشند. به زبان اصلی و دارای زیرنویس انگلیسی باشند.

از هر کشور حداکثر دو فیلم بلند و از ایران سه فیلم بلند، قابلیت شرکت در این بخش را دارند. هیئت داوران شامل 5 نفر از هنرمندان و صاحبنظران سینمای ایران و جهان، فیلم‌های این بخش را ارزیابی و جوایز زیر را اهدا می‌کنند: سیمرغ بلورین بهترین فیلم، سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه

ققنوس زرین همگرایی در آسیا (جایزه مشترک با مجمع مجالس آسیایی) به انضمام 75 میلیون ریال معادل 5000 یورو

نشان راه فیروزه به بهترین فیلم از کشورهای عضو اکو (جایزه مشترک با سازمان فرهنگی اکو) به انضمام 75 میلیون ریال معادل 5000 یورو. هیئت داوران، شامل 3 تا 5 نفر از هنرمندان و صاحبنظران سینمای ایران و جهان، این جوایز را اهدا می‌کنند.

بیرق طلایی (جایزه ویژه مصطفی عقاد) به انضمام 115 میلیون ریال معادل 8000 یورو
دبیرخانه جشنواره از میان فیلم های حاضر در سه بخش رقابتی بین الملل، جایزه ویژه ای را با عنوان فوق به بهترین فیلم با مضمون ایمان و امید که تصویر گر عظمت اسلام و مسلمانان باشد اهدا می کند.

:: راه انبیا (جایزه ویژه بین الادیان) ::
هیئت داوران این بخش شامل 1داور ایرانی و 2 داور خارجی پس از بررسی فیلم های مسابقه سینمای ایران، جایزه ویژه ای را به بهترین فیلم با مضمون گفتگوی بین ادیان و تعالیم مشترک انبیای الهی به کارگردان آن اهدا می کنند.

:: خارج از مسابقه ::
فیلم های این بخش شامل آثاری می شوند که به لحاظ مغایرت سال تولید یا محدودیت های مربوط به تعداد فیلم های بخش مسابقه موفق به حضور در بخش های رقابتی نشده اند. به دلیل عضویت یکی از سازندگان فیلم در هیئت داوری، امکان نمایش در بخش مسابقه را نداشته باشند. سازنده فیلم خواستار نمایش اثرش در این بخش شده باشد.

:: جشنواره جشنواره‌ها ::
فیلم‌های برگزیده ای که در جشنواره های مختلف جهانی به نمایش درآمده اند، در این بخش انتخاب خواهند شد.

:: نمایش‌های ویژه ::
فیلم هایی که به مناسبت رویدادهای خاصی در سینما، برگزیده می شوند. فیلم های کوتاه و بلند، اعم از داستانی یا مستند که به شناخت سینمای یک منطقه و روند تحولات فرهنگی و فنی آن می پردازد، در این بخش نمایش داده می شوند.

:: فیلم برگزیده تماشاگران ::
جشنواره، از طریق مراجعه به آرای تماشاگران از میان فیلم های بخش مسابقه، به محبوب ترین فیلم خارجی «سیمرغ بلورین» اهداء خواهد کرد.

به منظور اعتلای هنر ـ صنعت سینمای ایران، مواد تبلیغاتی و اطلاع‌رسانی فیلم ها در 4 بخش عکس، پوستر، گرافیک محیطی، آنونس و تیزر مورد قضاوت یک هیئت داوری 5 نفره قرار خواهند گرفت و به برترین آثار جوایزی اهداء می‌گردد.

آثار ارائه شده به این بخش مربوط به فیلم هایی خواهد بود که در فاصله زمانی بیست و هفتمین تا بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش عمومی در آمده اند.

مسابقه مواد تبلیغاتی و اطلاع‌رسانی سینمای ایران

مسابقه عکس فیلم
نحوه ارائه آثار: آنالوگ: آثاری که به صورت آنالوگ تهیه شده‌اند ملزم به اسکن تصاویر در فرمت TIF و حداقل 300 DPI در اندازه 45×30 سانتی‌متر و ارائه نسخه چاپی مرغوب در قطع 30×20 سانتی‌متر از هر تصویر می‌باشند.

دیجیتال: آثاری که به صورت دیجیتال تهیه شده‌اند لازم است با کیفیت 6 مگاپیکسل و با حداقل300 DPI در فرمت JPG یا TIF همراه با نسخه چاپی مرغوب در قطع 30×20 سانتی‌متر از هر اثر ارسال گردند.

عکاسان ملزم به ارائه مجموعاً شش قطعه عکس شامل چهار قطعه عکس صحنه و دو قطعه عکس پشت صحنه از هر فیلم می‌باشند.

مسابقه پوستر فیلم
نحوه ارائه آثار: اندازه پوستر باید حداقل 45×60 و حداکثر 70×100 سانتی‌متر باشد. ارائه دو نسخه چاپ افست از پوستر هر فیلم الزامی است. ارائه فایل پوستر در فرمت TIF با کیفیت 300DPI در قطع 70×100 سانتی‌متر به همراه پرینت A3 نیز الزامی است.

مسابقه گرافیک محیطی فیلم
نحوه ارائه آثار: ارایه فایل بردهای تبلیغاتی و سردر سینما در فرمت TIF و با کیفیت 300DPI همراه با پرینت A3 الزامی است. حداکثر طول ‌اثر در فایل ارائه شده یکصد سانتی‌متر می باشد.

مسابقه آنونس و تیزر فیلم
نحوه ارائه آثار: آنونس‌ها باید در قطع 35 میلیمتری همراه با نسخه ویدئویی (DVCAM) ارائه شوند. تیزرها باید به صورت نسخه ویدیویی (DVCAM) ارائه شوند. زمان آنونس و تیزر آزاد می‌باشد.


مقررات عمومی

کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی می‌توانند هر تعداد فیلمی را که مایل باشند به دبیرخانه جشنواره ارائه دهند. نهادها، سازمان های دولتی و تهیه‌کنندگان بخش خصوصی که مایلند فیلم های خود را در قسمت‌های مختلف جشنواره شرکت دهند، ضروری است نکات زیر را رعایت نمایند:

فرم در خواست شرکت در جشنواره را تکمیل کرده همراه نسخه اولیه فیلم به دبیرخانه جشنواره تحویل دهند. این امر به منزله قبول کامل مقررات و سایر ضوابط تولید و نمایش فیلم در ایران است. آخرین زمان تحویل نسخه اصلی فیلم های پذیرفته شده، 30 آذر 1388 است. آثار ویدئویی، کوتاه، مستند و پویانمایی تا 30 آبان فرصت دارند تا نسخه نهایی را به دبیرخانه تحویل دهند.

تعیین تاریخ و ساعت نمایش فیلم ها به عهده دبیرخانه ی جشنواره است. پس از تحویل کپی فیلم به دبیرخانه جشنواره، امکان خارج کردن آن از برنامه وجود ندارد. هیچ جایزه ای در بخش های رقابتی جشنواره هم‌ارزش میان دو یا چند اثر تقسیم نمی‌شود. همه فیلم‌هایی که در بخش‌های رقابتی جشنواره به نمایش درمی‌آیند، گواهی شرکت دریافت خواهند کرد.

نمایندگانی از دبیرخانه جشنواره می‌توانند بدون حق رأی در جلسات هیئت‌های مختلف انتخاب و داوری شرکت کنند. تفسیر، رفع ابهام از مقررات و اخذ تصمیم نهایی درباره موضوع‌های پیش‌بینی‌نشده به عهده شورای عالی سیاستگذاری است. سیمرغ بلورین بهترین صدای فیلم بر اساس تشخیص هیئت داوران می‌تواند به بهترین صدابرداری یا صداگذاری یا هر دو تعلق بگیرد.

اعضای هیئت انتخاب و داوری از سوی شورای عالی سیاست گذاری جشنواره تعیین و منصوب می‌شوند. هیئت‌های مختلف داوری می‌توانند جایزه ویژه یا دیپلم افتخار پیشنهاد نمایند. تمام سیمرغ‌های بلورین جشنواره دارای جایزه مکمل نقدی هستند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/28ساعت   توسط صادق  | 

عکس رو جلدی مجله زندگی ایده آل ش 50


عکس جمعی:((رضا یزدانی - حامد بهداد - علیرضا عصار - بهرام رادان))



+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/26ساعت   توسط صادق  | 
سینمای ما- در مراسم اختتاميه فستيوال ابوظبی كه شب گذشته برگزار شد يكي از جوايز اصلي جشنواره ابوظبي به بازيگري از سينماي ايران رسيد.


حامد بهداد كه از ابتداي حضورش در عرصه سينما بارها نامزد دريافت جايزه از جشنواره فيلم فجر و جشن خانه سينما شده بود سرانجام موفق شد اولين جايزه بازيگري‌‌‌اش را از يك فستيوال غيرايراني بگيرد. بهداد اين جايزه را به خاطر بازي در فيلم «چه كسي از گربه‌هاي ايراني خبر داره» بدست آورد. اين بازيگر البته شب گذشته در اختتاميه اين مراسم حضور نداشت و به خاطر بازي در فيلم «آدمكش» در تهران بود.
بهمن قبادي كارگردان «چه كسي از گربه‌هاي ايراني خبر داره» نيز شب گذشته يكي از جوايز اصلي اين فستيوال را نصيب خود كرد تا سهم سينماي ايران از جشنواره ابوظبي دو جايزه باشد.
«درباره الي» ديگر فيلم ايراني نيز در بخش خارج از مسابقه اين جشنواره به نمايش درآورد. جشنواره ابوظبي از هشتم اكتبر در پايتخت امارات آغاز شده كه رياست هيأت داوران آن برعهده عباس كيارستمي بوده است.
نیمی از فیلم‌هاي سومين جشنواره MEIFF ابوظبی محصول كشورهاي خاورمیانه و شمال آفریقا بودند و فیلم های انتخاب شده برای شرکت در جشنواره امسال توسط کمیته‌ای از کارشناسان بین‌المللی متشكل از پیتر اسكارليت، انتشال التميمي، رشا سلطي و تيريزا كافيناو كيلين كوين برگزیده شده‌اند. در بخش فيلم‌هاي مستند نیز فيلم ايراني - عراقي «همه مادران من» ساخته ابراهيم سعيدي و زهاوي سنجاوي به نمايش درآمد.
جوايز فيلم‌هاي بلند این جشنواره نیز این گونه اعلام شده بود:
100 هزار دلار برای بهترین فیلم بلند سینمایی، 50 هزار دلار برای بهترین کارگردان، 100 هزار دلار برای بهترین فیلم بلند از خاورمیانه، 50 هزار دلار برای بهترین کارگردان جدید شرق میانه، 25 هزار دلار برای بهترین بازیگر مرد، 25 هزار دلار برای بهترین بازیگر زن.

متن نشریه های مختلف در مورد برنده شدن حامد بهداد

ABU DHABI // For the second time in 10 days, some of Hollywood’s brightest stars graced the red carpet last night at the Emirates Palace hotel. But it was an Iranian film about struggling rock stars that took the limelight on the final night of the Middle East International Film Festival.

No One Knows About Persian Cats won the Black Pearl award for Audience Choice while its star, Hamed Behdad, won the Black Pearl for Best Actor
Black Pearl Award for Best Actor and Best Actress ($25,000 each) went to Iranian Hamed Behdad (“No One Knows About Persian Cats”) and Mexican Alicia Laguna and Sonia Couoh (“Northless” – a movie by Rigoberto Perezcano which also received the Jury Special Mention Award).
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/26ساعت   توسط صادق  | 

«محاكمه در خيابان» آخرين اثر مسعود كيميايي است كه شكل روايي آن با 27 فيلم ساخته‌ شده‌اش در نزديك به 50 سال متفاوت است و به همين دليل فيلميران كه پخش‌كنندگي اين فيلم را بر عهده دارد برنامه ويژه‌اي براي اكران گسترده فيلم تدارك ديده است تا متفاوت‌ترين فيلم سال‌هاي اخير كيميايي به شكلي مناسب در تهران و شهرستانها ديده شود.

«محاكمه در خيابان» اپيزوديك نيست اما سه روايت از سه داستان را در هم كه با يك لحن و لهجه است مي‌گويد. همان لحن دوربين و شكل‌ و فرم فيلم‌هاي دوره سياه و سفيد مسعود كيميايي. اين فيلم داستان جواني به نام امير است كه در شب عروسي خود از يكي از دوستان خود مطلع مي شود كه همسرش با يك راننده آژانس پيش از ازدواج آشنا بوده و از گذشته مطلوبي برخوردار نيست.

امير كه از يك شادكامي به تلخكامي رسيده و عصبانيت سرا پاي او را فرا گرفته است به دنبال راننده آژانس راهي خيابان مي شود تا از شك و ترديد رهايي يابد.

«مسعود كيميايي» در يادداشتي ويژه كه آنرا در اختيار فارس قرار داده است آخرين فيلم خود با نام «محاكمه در خيابان» را به اين شكل معرفي كرده است:

«پسر جواني با دختري عروسي دارد چهار بعد از ظهر جوان كه كارگر يك تعميرگاه اتومبيل است،گل به اتومبيل قرض گرفته‌اش زده و شادمان به دنبال عروس در آرايشگاه مي‌رود تا شب...اما از دوست و ديگران مي‌شنود كه عروس قبل از او روابطي با مردي داشته است.پزشك هم حاضر است از رابطه‌اي بگويد كه به داشتن كودكي و مرگ او تمام شده است...جوان 3 ساعت وقت دارد تا در شهر پر از اتومبيل ساعات عصر را بگردد تا در اين تهران بزرگ مرد را پيدا كند تا مطمئن شود عروس راست مي‌گويد. فيلم در همين 3 ساعت مي‌گذرد. جوان يك اتومبيل گل زده قرض گرفته دارد، يك كت و شلوار دامادي و يك چاقو...كار به كجا خواهد رسيد؟»

در ادامه اين يادداشت آمده است: در نوشتن طرح اصغر فرهادي كمك بوده است. كارگردان و نويسنده: مسعود كيميايي، مدير فيلمبرداري: تورج منصوري، تدوين‌گر: مصطفي خرقه‌پوش، صدابردار صحنه: اسحاق خانزادي، مدير توليد: محمد‌صادق آذين، دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز: علي‌رضا شمس، گريمور: محمد‌رضا قومي، منشي صحنه: سارا حمزه.

پولاد كيميايي، حميد‌رضا افشار، حامد بهداد و شبنم درويش بازيگران فيلم هستند كه بزرگاني از بازيگري در داستان‌هاي ديگر ايفاي نقش مي‌كنند. در دو داستان ديگر محمد‌رضا فروتن، نيكي كريمي، شقايق فراهاني، نگار فروزنده، محمد مؤيد، اكبر معززي و علي‌اصغر طبسي بازي مي‌كنند.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/24ساعت   توسط صادق  | 

سلام دوستان عزیزم.این دکلمه ای که از حامد بهداد دارید گوش میدید رو حامد توی برنامه تیک تاک شبکه 2 خوند.میون صحبت 2 شخصیت ادبی فیلمی از حامد بهداد پشت یک میز در کافی شاپ در حال خوندن کتاب نشون داد که این صدا پس زمینه اش بود.واسه فیلمش خیلی گشتم اما فقط این فایل صوتی رو پیدا کردم.

این مطلب رو واسه دوستانی که نمی دونستن این متن رو از کجا آوردم و کامنت گذاشتن آپ کردم.(Only For You).

دانلود دکلمه حامد بهداد در برنامه تیک تاک

دوستون دارم.(صادق)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/22ساعت   توسط صادق  | 
تمبر «مسعود كيميايي» در شيراز رونمايي مي‌شود + تصویر 2 پوستر «محاکمه در خیابان»

سینمای ما - بزرگداشت مسعود كيميايي در آستانه‌ي اكران «محاكمه در خيابان» در شيراز برپا مي‌شود.اين مراسم فردا ـ 20 مهر ماه ـ همزمان با برنامه‌هاي يادبود حافظ ، به همت دانشگاه شيراز در تالارهاي «صدرا» و «سينا» برپا مي‌شود.



در اين برنامه با حضور مسعود كيميايي تمبر اين كارگردان رونمايي مي‌شود و در ابتدا فيلم «سرب» به نمايش درمي‌آيد و سپس دكتر اميد روحاني به عنوان منتقد و جمشيد مشايخي به عنوان بازيگر سخنراني دارند.

همچنين آنونس فيلم «محاكمه در خيابان» آخرين ساخته‌ي مسعود كيميايي براي نخستين‌بار در اين برنامه به نمايش درمي‌آيد.

گفتني است: با حضور مسئولان دانشگاه تمبر مسعود كيميايي كه اداره پست براي ثبت در آثار هنرمندان منتشر كرده است، رونمايي خواهد شد.

در ادامه مطلب ببینید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/20ساعت   توسط صادق  | 

سینمای ما -رسول صدرعاملی هفته آینده برای انتخاب لوکیشن‌های فیلم تازه‌اش به مشهد سفر می‌کند. پیش‌تولید این فیلم ادامه دارد و "در انتظار معجزه" طبق برنامه‌ نیمه آبان‌ماه در مشهد کلید می‌خورد. صدرعاملی این روزها مشغول تست گریم از بازیگران و برنامه‌ریزی برای شروع تصویربرداری است. 80 درصد از این فیلم در مشهد تصویربرداری می‌شود.

صدرعاملی فیلمنامه را بر اساس طرحی از اصغر فرهادی و درباره زن و شوهری نوشته که با هم اختلاف دارند اما همراه دخترشان به مشهد می‌روند. پریوش نظریه و فرهاد قائمیان بازیگران این فیلم و مرتضی هدایی تصویربردار و محمد مختاری صدابردار آن هستند.

"شب" و "هر شب تنهایی" دو بخش اول این سه گانه هنوز اکران عمومی نشده‌اند. رسول صدرعاملی تهیه‌کنندگی "در انتظار معجزه" را برعهده دارد. "در انتظار معجزه" پس از پایان به نسخه 35 میلیمتری تبدیل می‌شود.

خوشبختانه من برای تست نقش در این فیلم ثبت نام کردم.دوستان مشهدی که مایل به تست دادن برای فیلم جدید ایشان هستند تا تاریخ 1388/8/5 در قسمت نظرات وبلاگ اسم و شماره تلفنشونو بزارن تاباهاشون تماس بگیرم و روز و محل تست گیری رو اعلام کنم.(میگم مشهدی چون 80% بازیگراشو فقط از مشهد و بچه های تئاتر انتخاب میکنه.عزیزانی هم که تجربه ی بازیگری تئاتر یا ... را ندارند فقط قبولی در این تست برای آنها بستگی به فن بیان و حرکات دست و بدن و میمیک صورت ((قالب چهره)) دارد).

منتظر حضور سبزتان هستم.
+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/18ساعت   توسط صادق  | 

با حرکاتي که اخيرا انجام شده است و در پي آن «به رنگ ارغوان» و «کتاب قانون» مجوز اکران دريافت کرده اند، به نظر مي رسد «تسويه حساب» نيز مشکلي براي نخواهد داشت.به اعتقاد من در يک دوره اي کنترل منفي شديدي بر روي سينماي ايران وجود داشت و افراد اغلب غيرصاحب نظر براي سينماي ايران تصميم گيري مي کردند که اين تاثيري منفي بر رشد سينماي ايران گذاشت و خلاقيت هنري را براي فيلمسازان ما محدود کرد و انرژي بسيار زيادي از آنها به هدر رفت و حتي فيلمسازان ما را دچار افسردگي و بيماري هاي گوناگون عصبي کرد، اما در حال حاضر به نظر مي رسد مسئولان متوجه کاستي ها و صدماتي که اين کنترل شديد بر سينما وارد کرده است، شده اند.

خوشبختانه در سال هايي که اين کنترل شديد وجود داشت، درست است که فشار شديد باعث کند شدن رشد آن شد اما همدلي بيشتري را ميان هنرمندان به وجود آورد که مي تواند موجب شکوفايي و رشد شود. خود فيلمسازان نيز به لحاظ ارتباطي با همتايان خارجي خود رشد پيدا کردند و موجب شدند تا تنگ نظري ها کاهش يابد.

به نظر من در عرصه هنر ايراني، جا براي همه هست و هيچکس نمي تواند جاي ديگري را تنگ کند. ما شاهد رشد فيلمسازان بسيار خوبي نظير: اصغر فرهادي، شهرام مکري، عبدالرضاکاهاني،پناه برخدا رضايي،شاليزه عارف پور و.... هستيم و بايد با همدلي موجبات سهل تر شدن فيلمسازي براي کساني که صاخب تفکر هستند را فراهم کنيم چر ا که چه بخواهيم و چه نخواهيم فيلمسازان نسل اول جاي شان را به نسل دوم و نسل دوم جاي شان را به نسل سوم خواهند داد. به اعتقاد من در چند سال اخير حرکت هايي چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور انجام شده است که هرچند به سختي،بسيار درخشان و تاثير گذار بوده است و به دليل اينکه اين شانس را داشته ام تا تعدادي از آثار فيلمسازان ايراني خارج از کشور را ببينم، مي توانم بگويم که يک کار تاثير گذار در فيلمسازان ايراني خارج از کشور در حال انجام است به ويژه که فيلمسازان نسل سومي که در خارج از کشور دو فرهنگي هستند و در قالب هاي مختلف کارهاي جذابي را ارائه مي دهند.

در مورد فيلمسازان داخلي نيز هميشه شاهد سوژه هاي ناب و جديد هستيم که هيچ گاه دچار کهنگي نخواهند شد و سينماگران خوب ايراني هميشه حرف براي گفتن دارند. به عنوان مثال در جشنواره سال قبل وقتي همه خوابيم، ترديد،پستچي...، درباره الي...، سوپراستار، بيست، اشکان، انگشتر متبرک و... به عنوان آثار متنوع و با ديدگاه هاي کاملا متنوع حاضر بودند که نشان دهنده يک روند خوب در سينماي ايران است و اميدوارم مسئولاني که براي فيلمسازان تصممي مي گيرند در حد و اندازه آنان باشند و بتوانند اين قضيه را دريباند. همانقدر که سينماي ايران به فيلمسازاني مثل رخشان بني اعتماد، پوران درخشنده، کيانوش عياري، داريوش مهرجويي، مسعود کيميايي، کمال تبريزي، ابراهيم حاتمي کيا، و... احتياج دارد که به فيلمسازاني مثل کيارستمي،جعفر پناهي، رضا ميرکريمي و مجيد مجيدي نيز احتياج دارد و نبايد فضا را براي فيلمسازان متفکر ايراني محدود کرد.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/18ساعت   توسط صادق  | 
درباره حامد بهداد و رفتارهای عجیب و غریبش
 ببینید من چه بازیگرخوبی هستم!



دیگر به واكنش های بازیگری به نام «حامد بهداد» عادت كرده ایم. به این كه در مصاحبه هایش، مدام از نقش آفرینی های خودش تعریف كند و به یادمان بیاورد كه بازیگری یكه و بی نظیر است. به این كه نظر منتقدان را به تمسخر بگیرد و بگوید كسی حق ندارد درباره بازی هایش اظهارنظر كند. به این كه خودش را با بازیگران بزرگی چون «مارلون براندو» مقایسه كند و... به همین خاطر است كه وقتی چند ماه پیش وسط مصاحبه مطبوعاتی اش، یك دفعه روی میز پرید و چرخید تا انعطاف بدنی اش را نشان دهد،  خیلی تعجب نكردیم. چون به این كارهایش عادت كرده ایم. همین طور كه به نقش های كلیشه ای و نخ نمایش، در قالب یك جوان عصبی و روان پریش عادت كرده ایم. بهداد به خاطر همین كارهای عجیب و غریبش، همواره خبرساز بوده است. مثل همین حالا كه درگیری لفظی اش با منتقدان، به سوژه داغ مطبوعات و سایت های سینمایی بدل شده است. او در آخرین اظهارنظرش درباره «انتقادهای منتقدان كهنه كار از بازی اش» گفته است: این ناملایمات كاملا مغرضانه، به دلیل سوءتغذیه و کهولت سن است که فسفرهای مغز را کاهش می دهد و از بین می برد.
او اغراق آمیز بازی می كند
اشاره «حامد بهداد»  به یادداشت تند و تیزی بود كه چندی پیش در مجله فیلم چاپ شد. در آن یادداشت «مصطفی جلالی فخر»، در مطلبی با عنوان «شیرجه در فنجان» بازی «اغراق  آمیز» بهداد را زیر سوال برد و نوشت: او عموما اغراق آمیز بازی می كند و از عضلات صورت و حركات دهان و فك و نمایش دندان هایش به وفور و بیش از حد متعارف بهره می برد. «جلالی فخر» که معتقد بود بهداد برای انتقال ناآرامی و روان پریشی به تماشاگر زور می زند، ادامه داد:  او باید بداند كه وقتی لب های منقبض شده و دندان ها و لثه های نمایان را، مدام می لرزاند تا نشان دهد كه چه قدر حال درونی اش بد است، ممكن است روی پرده نتیجه ای حاصل  شود كه حال تماشاگر را بد و عصبی كند. این اشكال در بین بسیاری از بازیگران ما شیوع دارد و به ویژه در برابر نقش آدم عصبی و نامتعادل و دیوانه و شیرین عقل و... فكر می كنند كه از هفت دولت آزادند و هر حركت و اغراقی از آن ها، به ویژگی نقش منتسب می شود.
ببینید من چه بازیگر خوبی هستم!
هنگامی كه «هوشنگ گلمكانی» سردبیر مجله فیلم نیز در یادداشتی، مطلب «جلالی فخر» را مورد تایید قرار داد، كوره بحث و جدل بین منتقدان و حامد بهداد داغ تر شد. گلمکانی با اشاره به این كه بازی این بازیگر در فیلم «دلخون»، همه اش اغراق و ادا و جلوه گری و خودنمایی است، نوشت:  چند سال بود می شنیدم «حامد بهداد بازیگر خوبی است»، اما هیچ وقت این «بازی خوب» را، در فیلم هایی که از او دیده ام درک نکرده بودم. این اواخر گفتند در «حس پنهان» به نقش یک آدم روانی غوغا کرده است. اما دیدم و نفهمیدم. گلمكانی ادامه داد:  بهداد در هر حرکتش فریاد می زند: «ببینید من چه بازیگر خوبی هستم! مرا تماشا کنید!» پیداست که او استعدادی دارد، اما بیشتر اغراق ها و خودنمایی ها و اداهاست که خود را نشان می دهد و اگر به این شیوه ادامه دهد، به جایی نمی رسد...
اطرافیان دل سوز بهداد باید به یاری اش بشتابند
بهداد در گفت وگو با روزنامه «وطن امروز»  دلیل اصلی این انتقادها را «سوءتغذیه و کهولت سن صاحبان سخن» دانست و به این نکته اشاره کرد که به دلیل حب و بغض ها و کینه های شخصی، در جشنواره ها جایزه ای نگرفته است. همچنین وبلاگ های هوادار «بهداد» به این مطالب انتقادآمیز واكنش نشان دادند. آن ها معتقد بودند كه یك عده از منتقدان «ضد بهداد» كه با او پدركشتگی دارند، علیه او توطئه كرده اند و می خواهند موفقیت هایش را زیرسوال ببرند. «امیر پوریا» نیز با نوشتن مطلبی در روزنامه «اعتماد» بحث های پیش آمده درباره «بهداد»  را، مصداق «سرك كشیدن دیگران به دل زندگی خصوصی» دانست. اشاره این منتقد به عكس هایی بود كه در تمام آنها ژست ها و فیگورهایی نامعمول، از بهداد به چشم می خورد و به گفته او به تناسب ماهیت تخریبی مطلب، انتخاب شده بودند. مثل عكسی از بهداد كه در میانه جلسه پرسش و پاسخ تئاتر «سگ-سكوت» به روی میز پریده بود یا عكسی كه تصویر «مارلون براندو» را در دست گرفته و به دوربین نشان می دهد و... البته جلالی فخر در یادداشتی دیگر به بهداد این گونه پاسخ گفت:  اطرافیان دل سوز باید به جای شوخی هایی در حد معادل پنداری او با «براندو» و «دنیرو» و «پاچینو»، به یاری اش بشتابند و در گام نخست، آداب اجتماعی و بدیهیات مواجهه با احترام عمومی را به او بیاموزند.
بر هم خوردن یك رابطه مهربانانه
حافظه تاریخی سینمای ایران فصل های زیادی از «جدال لفظی منتقدان و سینماگران»  را، در خود ثبت كرده است. اما این نخستین بار است كه چند تن از منتقدان به صورت جدی، در برابر یك «بازیگر» قرار می گیرند. اوایل امسال بود كه سه نفر از كارگردان ها در اظهارنظرهایی جداگانه، برخی منتقدان را به صفاتی چون «كم سواد»، «دنباله رو» ،  «باج گیر» ، «پرادعا» و... متهم كردند. «تهمینه میلانی» یكی از این فیلم سازان بود. او كه از واكنش سرد منتقدان در برابر فیلم «سوپراستار»  گلایه مند بود، آن ها را متهم كرد كه برای فیلمش جو منفی به راه انداختند و گفت:  متاسفانه باید قبول كنیم كه در حال حاضر، نزدیك به نود درصد منتقدان ما كم سواد هستند. «ده نمكی» نیز كه از نقدهای نوشته شده برای «اخراجی های۲» ناراحت بود،  مخالفان فیلمش را كسانی دانست كه از فرط عصبانیت و آشفتگی، به واكنش های عصبی پرداخته اند. فیلم «وقتی همه خوابیم»  (بهرام بیضایی)  نیز از جمله فیلم هایی بود كه زمینه اختلاف و دلخوری، بین منتقدان و فیلم ساز را به وجود آورد. در تمام این سال ها رابطه منتقدان و بازیگران، مهربانانه و دلسوزانه بوده است. اگر هم حرف و حدیثی پیش آمده، خیلی زود مسئله از سوی یكی از طرفین دعوا حل و فصل شده است.
معتمدآریا:  بخشی از جایگاهم را مدیون منتقدان هستم
دوستداران سینما احتمالا جمله شوخ طبعانه و كنایه آمیز «فاطمه معتمدآریا»،  در جشن انجمن منتقدان را به یاد می آورند. او پس از آن كه جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت كرد،  گفت:  «آشتی بعد از دعوا خیلی می چسبه!» ماجرای دعوای معتمدآریا با خبرنگاران و عكاسان، به مراسم چند سال پیش جشن خانه سینما برمی گشت. او در آن مراسم به خبرنگاران و عكاسان گفته بود: «لطفا از جلوی صحنه کنار بروید و شلوغ نکنید.» معتمدآریا بعد از گرفتن جایزه اش، به عکاسان و منتقدان گفت: شما به من گفتید ما بزرگت کردیم و بردیمت بالا، حالا هم می دانیم چگونه پایینت بکشیم. اما من الان دارم جایزه ام را از دست شما می گیرم. خوشحالم با وجود این که عکسم روی جلد مجله ها نرفت اما رشد کردم و شما سرانجام قبول کردید که جایزه ای به من بدهید. او از منتقدان با احترام یاد کرد و گفت: من بخشی از جایگاهم را، مدیون منتقدان هستم که با شعور کاری بالایشان، به من کار یاد دادند.
سه نفر حق دارند اغراق شده بازی کنند: رابرت دنیرو، بهروز وثوقی و حامد بهداد
مرور صحبت های «حامد بهداد»،  می تواند در شناساندن ابعاد شخصیتی او به ما كمك كند. او همیشه با جملات تند و تیز، به استقبال منتقدان می رود. بهداد در گفت وگو با ماهنامه «نسیم»، وقتی می شنود برخی منتقدان بازی او را نمی پسندند،  برآشفته می شود و می گوید: «با حفظ احترام منتقدای جدی سینما، گنده ترین منتقدتون کیه؟! گنده ترین منتقدتون «حمید نعمت ا...» است که می گه، سه نفر حق دارند اغراق شده بازی کنند «رابرت دنیرو»، «بهروز وثوقی» و «حامد بهداد.» دیگه توی بی سواد که او پایین نشستی و کل محفوظاتت ۴ تا کتابه، از من که بیشتر نمی دونی! من خودم دانشجوی تئاترم. می نویسم. كتابای روز رو می خونم. فیلم های روز رو می بینم. با بچه ها می شینم پا می شم. با بچه هایی كه فیلم می سازن، طراحی می كنن، بازی می كنن.» این موضع گیری او در برابر منتقدان را، می توانیم با رفتار مودبانه بازیگر پیشكسوتی چون «پرویز پرستویی»  مقایسه كنیم كه در جشن انجمن منتقدان گفت:  از جامعه منتقدان تشکر می کنم که از آن ها بسیار آموختم. آن هایی که پل ارتباطی بین سینماگران و مخاطبان هستند.
 خودمان از خودمان خوشمان آمد
او همواره بخشی از مصاحبه هایش را، به تعریف و تمجید از خودش اختصاص می دهد و یادآوری می كند كه جزو استثناهای بازیگری است. به عنوان مثال به این جملات توجه كنید:
بگذارید خودم از خودم تعریف كنم
 هنگامی كه خبرنگار خانواده سبز از او می پرسد:  « این اعتماد به نفس یا غروری كه داری، از كجا ناشی می شه؟»  می گوید:  معتقدم این تعریف رو خودم باید كنم نه دیگران. همه جا برعكسه. می گن بگذارید دیگران از شما تعریف كنن، خودت تعریف نكن. اما من می گم نه! لطف كنن، دیگران از من تعریف نكنن، بگذارید خودم از خودم تعریف كنم. چرا؟! چون من وكیل كار خودم هستم، چون خودم بهتر بلدم از كار خودم دفاع كنم، شما ادله دفاع از كار منو نداری، شما نمی دونی چرا من بازیگر خوبی هستم، چرا بازیگر بدی ام، اما خودم می دونم.
من جزو استثناها هستم
فکر می کنم همه بدانند من چه کسی هستم؛ من جزو استثناها هستم؛ وقتی یک کارگردان میزانسن اش را با من هماهنگ می کند. وقتی فیلم بردار برای انتخاب کادرش با من مشورت می کند، وقتی صدابردار از من هم فکری می گیرد. (همشهری جوان/ شماره ۱۹۸)
این تشویق به من چسبید
حمید فرخ نژاد برای من بهترینه. یک روز با حمید فرخ نژاد رفتیم خانه سینما، به من گفت «بهترین بازیگر نسل جوون.» فرخ نژاد از بهترین بازیگرای این مملکته، آی این تشویق به من چسبید آی خوشحال شدم آی کیف کردم ( گفت وگو با نسیم) . حالا دوسه کار بد تو کارنامه من هست، مگه تو کارنامه «آل پاچینو» و «رابرت دنیرو» نیست؟! ( گفت وگو با نسیم)
هم اسمم قشنگه هم فامیلم
اسم و فامیلم به شهرتم كمك كرده است. چون هم اسمم قشنگ و خوشگله هم فامیلم. یعنی حامد بهداد. (گفت وگو با برنامه تلویزیونی صندلی داغ)
۵ میلیون تماشاگر را به سینما می كشانم
من بازی در مجموعه تلویزیونی «یك مشت پر عقاب» را قبول كردم، تا مخاطب را با خودم همراه كنم. مطمئن هستم به واسطه حضورم در این سریال، حداقل ۵ میلیون تماشاگر را برای فیلم هایم كه سال آینده اكران خواهد شد، به سینما می كشانم.
من بد نمی شوم
 آدمی نیستم كه از واكنش بترسم. چون من وقتی واكنش بدی ببینم، غیرتی و دیوانه می شوم. كافی است ۴-۳ تا ناسزا بشنوم و بهم بربخورد. تازه بازی من شروع می شود. من بد نمی شوم!(گفت وگو با همشهری جوان)
باید به سینمای بین المللی راه پیدا می  کردم
 بهداد سطح كارش را بالاتر از استانداردهای سینمای ایران می داند و مدعی است كه در سطح سینمای جهان هم می تواند بدرخشد. او در گفت وگو با روزنامه شرق می گوید:  من بازیگر قوی ای هستم. باید به سینمای بین المللی راه پیدا می کردم. عمری است دلگیر از کارهایی هستم که اتفاق نیفتاده و باید می افتاد. این هم یکی از همین موارد است.

بهداد توانایی های برخی از بازیگران خارجی را زیر سوال می برد و می گوید:  من اینو محكم به شما و غول منتقدها می گم، كه بازیگرهای خارجی، كار خاصی نمی كنن جز استثناهاشون. امكانات اون ها با ما قابل مقایسه نیست.

او با تاكید بر این كه توان و انرژی مطرح شدن در سینمای جهان را دارد،  این سوال را مطرح می كند:  «پس چرا امکاناتش فراهم نیست، تا در عرصه بین المللی یک بازیگر محسوب شوم؟» وقتی خبرنگار «خورشید نیم روز»  از او می پرسد:  پس یقین دارید که می توانید روبه روی مطرح ترین هنرپیشه های دنیا بازی کنید؟ پاسخ می دهد: ایمان دارم، تشنه فرصتم. اگر امکاناتش بود ثابت می کردم که می توانم.

داورها با جایزه ندادن به من خودشان را زیر سوال بردند
بهداد بارها و بارها از جشنواره فیلم فجر و خانه سینما برای فیلم های «بوتیك»،  « روز سوم»،  «كافه ستاره» و... نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش مكمل شده است. اما هر بار دست خالی به خانه برگشته است. او چندین بار به این نكته اعتراض كرده است که سوءداوری ها باعث شده بود تا زحماتش در فیلم هایش دیده نشود. او در گفت وگو با نشریه «رویش» می گوید:  نمی دانم جوایز را براساس قضاوت یک سری کارشناس می دهند یا این که جایزه بردن از روی نوبت است! اگر به نوبت باشد، فکر می کنم مدت هاست از نوبت من گذشته است.

اگر هم به «کارشناسی» داوران مربوط باشد، یا حقیقتا من سزاوار نبوده ام یا این که باید در کارشناسی و سلیقه داوران شک کرد! اما اظهارنظر جالب بهداد مربوط به صحبت هایش با ماهنامه «نسیم»  می شود كه گفته است: «حمید سمندریان استاد تک تک همه این داوراست. به من می گه آهای دیوونه! سمندریان از این باج ها به کسی نمی دهد. همیشه می زنه پشتم و می گه این بهترین شاگردمه. داورا خودشونو بردن زیر سوال.» 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/18ساعت   توسط صادق  | 

متفاوت بودنتان چقدر چسبيد!





سیامک رحمانی:
آقاي گلمكاني عزيز. راستش اين ماجراي جدل همكارمان مصطفي جلالي‌فخر با حامد بهداد بهانه شد، اگرنه، خيلي وقت بود كه مي‌خواستم درباره مجله فيلم، يعني مجله محبوب دوران جواني‌ام خطاب به شما چيزي بنويسم و نمي‌شد. اما حمله تند قلمي آقاي جلالي‌فخر به بهداد كه به تاييد شما هم مزين شده بود، هيجان‌زده‌ام كرد تا كمي حرف‌هايم را بگويم. تنها كمي. به نظرم دوئلي كه اين همكار مطبوعاتي حامد بهداد را به آن دعوت كرده، فارغ از دلايل و نتايج‌اش، يك اتفاق خجسته است. اين‌كه شما دست به قلم برده‌ايد و نقد عجيب و بي‌محاباي آقاي جلالي‌فخر را مهر تاييد زده‌ايد هم، آن را از شكل يك مطلب معمولي خارج و تبديل به سوژه‌اي مهم مي‌كند؛ نقد جسورانه يكي از شاخص‌ترين بازيگران سينماي ايران كه پس از پاسخ احساسي او، به نقد شخصيت و روحيات او منجر مي‌شود و تا جايي پيش مي‌رود كه اين بازيگر سينماي روان نژند و لمپن و اينها لقب مي‌گيرد و همه اينها درحالي است كه نام مجله فخيمه فيلم پشت ماجراست. به‌نظرتان موضوع هيجان‌انگيز نيست. ديگران حق ندارند به وجد بيايند و بخواهند شما را به‌خاطر سياست تازه‌اي كه در پيش گرفته‌ايد تحسين كنند؟!

گفتم اين اتفاقي مهم است به‌خاطر اين‌كه رويه مجله فيلم، در تمام چند دهه‌اي كه منتشر شده، با اين تندروي‌ها ميانه‌اي نداشته. خوانندگان قديمي حتي كمتر به‌خاطر مي‌آورند كه صاحب‌فكران و نويسندگان اين مجله از دايره محافظه‌كاري خارج شوند و به كسي يا جرياني بتازند. اين‌كه امروز حامد بهداد باعث شده تا همكاران مجله و سردبير محترم‌اش محافظه‌كاري را كنار بگذارند و بي‌پروايي به خرج دهند را بايد به فال نيك گرفت.

مثلا همين يادداشتي كه شما بر پيشاني مطلب آقاي جلالي‌فخر نوشته بوديد. اين‌كه گفته‌ايد پيگير بازي‌هاي حامد بهداد بوده‌ايد و برخلاف تعاريفي كه شنيده‌ايد، نكته مثبتي در آن نيافته‌ايد. باور كنيد نوشتن اينها براي ما كه سال‌هاست مطالب شما را مي‌خوانيم شگفت‌انگيز و درعين‌حال سخت دلگرم‌كننده است. كاري به اين نداريم كه بازي‌هاي اين بازيگر جوان، حداقل در فيلم‌هايي چون «بوتيك»، «روز سوم» و«دايره زنگي» چقدر ستايش شده و با همان جرقه‌هايي كه در بازيگري زده چطور مورد تحسين بسياري قرار گرفته. من دارم در مورد شيوه مرضيه‌اي حرف مي‌زنم كه مجله فيلم در تمام اين سال‌ها از آن پيروي مي‌كرده و حالا ناگهان تغييرش داده‌ايد. فوق‌العاده است. نمي‌دانم تا حالا چند نفر به شما گفته‌اند، اما اگر هيچكس هم نگفته باشد خودتان آنقدر باهوش هستيد كه بدانيد محافظه‌كاري و تعارفي كه با سينماي ايران و عواملش داشته‌ايد، جدا از اين‌كه دوام مجله و حاشيه امن شما را تضمين كرده است چقدر در پيشرفت يا پسرفت اين سينما موثر بوده. حمايت‌هاي حيرت‌انگيز و بي‌پايان‌تان از كارگردان‌هايي كه هر سال داشتند پايين‌ و پايين‌تر مي‌رفتند و نگفتن از گل نازك‌تر به«هنرپيشگاني» كه حاصل كارشان را ديده‌ايم و ديده‌ايد. اين‌كه حالا داريد رفتار متفاوتي را در پيش مي‌گيرد، من يكي را كه حسابي سرشوق آورده است. اما باز هم اين مسير را ادامه مي‌دهيد؟ يعني قرار است از اين پس، بزرگ و كوچك را، بي‌هيچ ترحم و هيچ توجهي به مراودات و مناسبات‌تان به زير تازيانه نقد بگيريد؟ يا اين ماجرا به بهداد خلاصه مي‌شود؟ نكند صراحت او و راحت بودن‌اش و كارهاي غيرقابل پيش‌بيني‌اش كه گاه حتي به خودزني مي‌رسد، شما را به اين صرافت انداخته كه چنين معركه‌ هيجان‌انگيزي تدارك ببينيد. اگرنه، همه ما چشم به‌ راهيم كه اين نقدهاي شجاعانه، كه بي‌شك شائبه غرضي هم بر آن وارد نيست، شامل حال همه بشود. همه كارگردانان بزرگي كه فيلم‌هايشان گاه به‌شدت محقر و حسرت‌برانگيز از كار درمي‌آيد و شما كه ريش سفيد مطبوعات سينمايي هستيد، همه چيز را با اغماض و بلندنظري از سر مي‌گذرانيد. دلمان مي‌خواهد اين آغاز راهي باشد كه در آن نقد ديگر بازيگران را هم، از استاد و تازه‌كار بخوانيم. همان‌هايي، كه اغلب با رفتار پرطمطراق‌شان و با احترامي كه در ظاهر براي ديگران قائل مي‌شوند، راه را بر نقد و تحليل منصفانه مي‌بندند.

من يكي، درمورد آنچه كه دوستمان مصطفي جلالي‌فخر از اغراق در بازي بهداد نوشته و از انرژي بيش ازحدي كه در ايفاي نقش صرف مي‌كند گفته، بسيار با ايشان موافقم. اين نكات را خيلي‌ها به حامد بهداد گفته‌اند و او در آينده خواهد ديد كه نشان دادن استعدادش، تنها با بازي‌هاي كنترل شده ممكن خواهد بود. آنجا هم كه همكار سينمايي نويس‌مان سراغ خانواده و زمينه‌هاي تربيتي و شخصيتي بهداد رفته بود، معتقدم بيرون از دايره انصاف و حرفه‌اي‌گري بود كه اين را مي‌توان به بهداد و پاسخ‌اش هم تعميم داد. اما اگر حامد بهداد و رفتار نامتعارف‌اش همين يك نتيجه را داشته باشد كه مجله فيلم، پيله محافظه‌كاري را بشكافد و به‌جاي اين همه سال حركت دست به عصا در فضاي گل و بلبل، كمي از واقعيات كج و معوج سينماي ايران بگويد، خودش سجده دارد. اگر بهداد اين انگيزه را به فيلمي‌ها بدهد كه كمي متفاوت باشند و كمي روابط و بده‌بستان‌هاي خود با عوامل سينما را نديده بگيرند و كمي راست و صريح بنويسند، خودش يك دنياست.

اگر نه، شما هم مي‌دانيد كه شكايت و شكايت‌كشي در اين حيطه شوخي است و آنچه در عالم واقع و زندگي شخصي اتفاق مي‌افتد هم دخلي به حاصل كار هنرمند ندارد. اگر قرار بود اينگونه باشد، براندو با حركتي كه سر صحنه عروسي در فيلم پدرخوانده كرد، با كتك زدن پاپاراتزي فضول پشت ديوار خانه‌اش و با پس‌گردني كه به سوفيا لورن پشت صحنه فيلم كنتسي از هنگ‌كنگ زد، بايد تا حالا به زباله‌داني تاريخ مي‌پيوست كه نپيوسته است. يا مارادونا با همه حواشي زندگي‌اش كه ... بماند. حتي اگر اينها قياس مع‌الفارق باشد.

اينجا، در ميدان كوچك زندگي ما كه پر از ريا و دروغ و مدح و ثنا و لبخندهاي مزورانه است، من يكي، شما را به‌خاطر آنچه به تازگي در پيش گرفته‌ايد ستايش مي‌كنم. البته حامد بهداد را هم؛ به‌خاطر همان متفاوت بودن و خاص بودن، كه با اجازه شما، گمان نمي‌كنم ربطي به لمپنيسم و ديگر تعبيرات آقاي جلالي‌فخر داشته باشد.



منبع : سینمای ما
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/16ساعت   توسط صادق  | 

سلام دوستان خوبم.از نظراتتون در مورد مطلب قبلیم واقعا ممنونم.واقعا با حرفاتون این انسان به ظاهر منتقد رو به یه بقال(حقش همینه)تبدیل کردین.من این غائله رو ختم میکنم چون شما با این تعصب دوست داشتنی تون جای هیچ حرفی رو باقی نذاشتین.(همتونو دوست دارم.از صمیم قلب)

الان هم که این مطلب رو آپ کردم هنوز کامل نظراتتونو نخوندم.(دانشجوییه و هزار دردسر)انشاالله سر فرصت هم میخونم و هم دوستانی که درخواست مطلبی رو داده بودن واسشون آپ میکنم.


متن کامل گفت‌وگوی‌حامد بهداد با چنگيز جليلوند
چنگيز جليلوند(خطاب به حامد بهداد): دوست داشتم در «دلخون» جای تو حرف می‌زدم

خمامي: استاد! شما در تلویزیون به عنوان یک بازیگر برای ‌نخستین‌بار است که دیده می‌شوید این دیده شدن آنهم بعد از چندین سال که از آخرین کار تصویریتان می‌گذرد شما را دچار ترس یا واهمه‌ای نکرد؟ آیا برای انجام این کار تردید نداشتید؟

من از هیچ چیز در زندگی نمی‌ترسم، ترس در وجود من جایی ندارد. من از بیچارگی، بی‌پولی، شکست و هرچیز ترسناک دیگری نمی‌ترسم. وقتی به آمریکا رفتم فنی بلد نبودم اما در آنجا کارهای صنعتی انجام دادم، شغلی که در آنجا به خاطرش 7 سال درس می‌خوانند. من تعمیرات کامپیوتر و وسایل صنعتی را انجام می‌دادم. بدون محابا رفتم و فقط حواسم را جمع کردم که چه کاری دارم انجام می‌دهم. من اصلا یک ماشین رختشویی را نمی‌شناختم اما در آنجا آن را باز می‌کردم و تعمیر می‌کردم بعد دوباره تمام قطعاتش را سر جایش می‌گذاشتم اما به خودم گفتم تو باید این کار را به نحواحسن انجام دهی و توانستم انجام دهم. در آن زمان ما خانواده پولداری نبودیم؛ من حقوق فرزندانم را به زور می‌دادم اما همگی تصمیم گرفتیم کار کنیم تا خرجمان را دربیاوریم. من اصلا بلد نبودم انگلیسی صحبت کنم اما در سن 40 سالگی به دانشگاه رفتم و زبان آموختم و فوق لیسانس مدیریت بازرگانی گرفتم.


بهداد: شما در سن 40 سالگی از ایران رفتید؟ (تعجب می‌کند).

بله .

بهداد: متاسفم (سرش را به نشانه تاسف تکان می‌دهد).
من الان 69 سالم است.

بهداد: یعنی 30 سال است که صنعت سینما، دوبله و صدا یکی از بزرگ‌ترین دوبلورهای خودش را از دست داده است و وای اگر که بگویم چه بازیگرهایی چه در ایران و چه در دنیا با این صدا شناسایی شده اند و انصافا شما چه معجزه‌ای در صدایتان دارید و چرا باید ما چنین نابغه‌ای را این همه سال کنار خودمان نداشته باشیم. گاهی ما ممکن است از اینکه بیلی را در دستمان بگیریم و ساختمانی را خراب کنیم، نترسیم اما کار فرهنگی و هنری باعث تعصب ما می‌شود. من یقین دارم که شما در دنیا بیش از هرچیز فارغ از خانواده عزیزتان به کار هنری‌تان تعصب دارید، با توجه به اینکه سینما هم شغل اصلی شما بوده است چون من خواندم که شما از تئاتر شروع کردید و وارد دوبله شدید برای همین هم هست که ایشان چنین سوالی را در ابتدا از شما پرسیدند.
خمامي: فکر می‌کنم از سال 1336 شروع کردید.
من در این سال شروع به این کار نکردم در آن سال‌ها همیشه یکی از پاتوق‌های من لاله‌زار بود. شاید برایتان جالب باشد که بدانید من همیشه دوست داشتم معلم تاریخ و جغرافیا شوم و اصلا در ذهنم نبود که یک هنرمند بشوم. می‌دانستم که خیلی خوب می‌توانم داستان تعریف کنم و به نوعی نقالی کنم. یادم می‌آید معلم تاریخمان فقط یک بار راجع به یک سلسله‌ای حرف می‌زد و ما باید همان جا به ذهن می‌سپردیم و بلافاصله هفته بعد به من می‌گفت جلیلوند! می‌توانی این درس را برای بچه‌ها توضیح دهی و من با کمال میل قبول می‌کردم و برای بچه‌ها جوری توضیح می‌دادم که همه بچه‌ها درس را حفظ می‌شدند و آن زمان احساس کردم که من می‌توانم جای معلم تاریخمان باشم اما وقتی به قول معروف پایم به لاله‌زار باز شد با بازیگران آشنا شدم و در سنین 17 سالگی بودم که دائما در لاله‌زار قدم می‌زدم و یادم است که در آن زمان تصنیف‌فروش‌ها برای فروختن تصنیف‌هایشان آنها را می‌خواندند (شروع می‌کند به آواز خواندن):
« اعلیحضرتو دولتو قدرتو ببین چه کاری کرده، تمام جاهلا را زندانی کرده» من هم سریع آن تصنیف‌ها را حفظ کرده و فردای آن روز در مدرسه مشابه همان را اجرا می‌کردم. این لهجه‌ها را از آنها یاد می‌گرفتم ولی خودم نمی‌دانستم که دارم چه کار می‌کنم. من این حرف‌های جنوب شهری را از لاله‌زار یاد گرفتم.

بهداد: چرا این چیزها را جذب کردید؟
خودم نمی‌دانم علت اینکه جاهلی حرف می‌زدم را نمی‌دانم، حتی هنوز نفهمیدم که چطور جای حضرت مسیح حرف زدم.

بهداد: این یک راز است و تا ابد هیچکس نخواهد فهمید.
اینکه شما به من می‌گویید آیا نترسیدید و بازیگر شدید من به خودم می‌گویم معلوم است که نترسیدم، من پشت بلندگو نشستم و ادای همه را درآوردم. به قول یک نفر که می‌گفت: شما هنرمندان قابلی هستید اما نشسته! من تمام آن اکت‌هایی که مارلون براندو انجام داده است را موقع دوبله با خودم حس کردم و تداعی کردم و سعی می‌کنم صدایم را عین او بسازم با همان شکلی که او حس گرفته است من فقط راه نمی‌روم ولی‌ تمام بدنم تبدیل به دیالوگ می‌شود. حاضر بودم دوبله را کنار بگذارم ولی تئاتر بازی کنم من از دیده شدن هیچ وقت نترسیدم منتها این موقعیت برای من پیش نیامد. به تنها چیزی که هیچ وقت فکر نکردم همین ترسی بود که شما به من می‌گویید. از من که یک چاه کن هستم اگر بخواهند به ته چاهی بروم تا آن چاه را باز کنم بدون ترس می‌روم، اما سریال «گذر از پاییز» کاری است که تا به حال انجام نداده بودم و تجربه جدیدی بود؛ چون این آدم حرکت ندارد و مثل یک روبات راه می‌رود و حرف می‌زند، چون دلم می‌خواست جوری بازی کنم که بگویند این را یک هنرپیشه بازی کرده است نه اینکه چنگیز جلیلوند، گویا قبلا آقایان تارخ، نصیریان، جمشید هاشم‌پور، فرامرز قریبیان و رضا کیانیان ستاره‌هایی بودند که قرار بود این نقش را بازی کننداما در نهایت آقای جیرانی در دفتر آقای جودی می‌گویند که چنگیز جلیلوند برای این نقش مناسب‌تر است. این را هم بگویم که قبلا کسانی مثل فریدون جیرانی، مجید مجیدی و قاسم جعفری از من دعوت به کار کرده بودند. در کار آقای مجیدی (بید مجنون) به این دلیل بازی نکردم چون من به او گفتم فقط نقش اول بازی می‌کنم آنهم یک نقش اولی که درخور نام من باشد، به همین دلیل آقای جیرانی از من خواستند این نقش را بازی کنم و دلیلشان هم این بود که این سریال قرار است در ماه رمضان پخش شود و قطعا تماشاچی‌های بسیاری را هم خواهد داشت این رل ادا و اطوار ندارد و بعد از آنکه آقای شاه‌محمدی مرا دیدند، گفتند این خود «فرخ» است! بعد از آن دیدار، فیلمنامه را برایم توضیح داد که این نقش یک رل منفی است و من گفتم تا به حال رل منفی را دوبلاژ نکردم، چطور آن را بازی کنم؟! شاه‌محمدی به من گفت دیگر ما رل منفی و مثبت نداریم و در ادامه به من گفت تو که نقش «پدرخوانده» را بازی کردی آن نقش بسیار سختی بود ولی تمام محبوبیت آن فیلم به خاطر مارلون براندو و پرسوناژ پدرخوانده‌اش بود چطور می‌گویی که تا به حال صاحب صدای منفی نبودی؟ و من آن شب فیلم پدرخوانده را خیلی خوب نگاه کردم و قبول کردم که در آن سریال بازی کنم به شرطی که بیشتر از 3 ماه طول نکشد.

بهداد: برویم سراغ یک بیوگرافی کوچک از شما، دوست دارم بدانم خانه شما در دوران کودکی‌تان کجا بوده است؟

آن موقع ما خیابان خراسان زندگی می‌کردیم.


بهداد: در واقع صدایی که خیلی از خاطره‌های مردم ایران را ثبت و ضبط کرده، همان صدای زیر و ریزی که یک لمپنیسم عجیبی در آن وجود دارد، جادویی که همه ما آن را به رسمیت می‌شناسیم. مثل صدای بهروز وثوقی که با یکسری لوندی‌ها و تاکتیک‌ها آن را ساختید، می‌خواهم بدانم این صدا چطور ساخته شد، وقتی جای او حرف می‌زدید می‌دانستید که چنین صدای ماندگاری قرار است متولد شود؟

واقعا نمی‌دانستم! برای اینکه من تقریبا نخستین فیلمی که به این صورت صحبت کردم فیلم «یک نفر آن بالا مرا دوست دارد» بود.

بهداد: که پل نیومن و مک‌کویین در آن بازی کردند؟
نه، ‌فقط پل نیومن بود.

بهداد: مک کویین یک سکانس در آن بازی کرده است.
نمی‌دانم شاید، اما نخستین فیلمی بود که به من گفتند باید در آن به شیوه آدم‌های لمپن حرف بزنی.

بهداد: اصلا اگر خاطرتان باشد 3 یا 4 سال پیش این فیلم در سینما سپیده اکران شد که شما به من گفتید بیا و این فیلم را ببین.
دیدی؟

بهداد: بله دیدم و با دوبله قدیم هم دیدم.
آن موقع، آن فیلم خیلی شناخته شد خیلی هم فروش کرد. برای همه جالب بود که یک پسر آمده و این‌طور دوبله می‌کند.

بهداد: چندمین دوبله‌تان بود؟
نخستین دوبله به جای پل ‌نیومن.

بهداد: یعنی شما نخستین دوبله‌تان جای پل نیومن بوده؟
نه، آن نخستین فیلمی بود که به این شیوه در آن صحبت می‌کردم. نخستین فیلمی که آن را صداگذاری کردم واقعا یادم نیست.

خمامي: چرا یادتان نیست؟

باور کنید خیلی با سرعت این اتفاقات افتاد، من در عرض 6 ماه یک دوبلور شدم.

بهداد: هیچ‌وقت نمی‌شود که نخستین فیلم را فراموش کرد.
باورکنید نمی‌دانم، من 3 شیفت کار می‌کردم از 9 صبح تا یک بعدازظهر یک فیلم را در یک استودیو کار می‌کردم، 3 تا 7 در یک استودیوی دیگر، 7 تا 12 شب هم برای فیلمی دیگر در استودیوی دیگر صداگذاری می‌کردم. یادم نیست، اما منصور متین که یک وقتی هنرپیشه تئاتر بود وارد این کار شده و فیلم‌های خوبی را هم دوبله می‌کرد. او فیلم «شیرهای جوان» را دوبله می‌کرد که به من هم یک رل کوچک داد اما یادم نمی‌آید که رل اولی که دوبله کردم چه نام داشت.

بهداد: آن‌موقع چند سالتان بود؟
20 سالم بود.

بهداد: نخستین‌بار چه کسی به دوبله دعوت‌تان کرد؟‌
من روز‌های جمعه در یک تئاتر بازی می‌کردم و در آن صاحب یک نقش کوتاه بودم که مهندس ایرانی– فرانسوی بود و ایرانی را به زحمت صحبت می‌کرد و چون خوب آن را اجرا کردم آنها احساس کردند من به درد دوبله می‌خورم و در آن زمان اصلا نمی‌دانستم دوبله یعنی چه.

بهداد: از آن فیلم‌های ایرانی که برای دوبله‌اش به ایتالیا می‌رفتند، دیده بودید؟
بله، «فریدون بی‌نوا» و «حیف که خیلی حقه‌ای».

بهداد: ایرانی؟
نه، ایتالیایی که به ایرانی دوبله شده بود.

خمامي: پس آن فیلم‌ها نخستین فیلم‌هایی بود که دیدید؟
آن موقع من به سینما می‌رفتم و سینما را دوست داشتم و پیش خودم می‌گفتم چقدر اینها خوب حرف می‌زنند و سعی می‌کردم ادای آنها را دربیاورم مثل جان وین و... .

بهداد: آن موقع دوبلور جان وین چه کسی بود؟
محتشم.

بهداد: آقای محتشم بازیگر تئاتر هم بوده؟
بله، او صاحب یک صدای بسیار جذاب و گیرا بود از آن صداهایی که من دیگر مثل آن را نشنیدم. عاشق صدای او بودم و همیشه سعی می‌کردم آن را تقلید کنم.

خمامي: خاطره‌ای از زمان ابتدای آ‌شنایی‌تان با دوبله دارید؟
یادم می‌آید یک بار در تاکسی نشسته بودم و از میدان خراسان تا لاله‌زار می‌رفتم، آن موقع فیلم «فاخر» را 3‌بار دیده بودم و در تاکسی ادای دیالوگ‌هایی که در فیلم فاخر دیدم را درآوردم. (حنجره‌اش را صاف می‌کند و بلند ادای بازیگر آن فیلم را درمی‌آورد و می‌گوید): آدم، زخم اذیتم می‌کند، هی خدای بزرگ! بعد با خودم فکر کردم من که خیلی بهتر از آن مرد در فیلم صحبت می‌کنم و وقتی به لاله‌زار رسیدم بلند ‌بلند آن دیالوگ‌ها را تکرار کردم و احساس کردم من خیلی نزدیک‌تر و بهتر حرف می‌زنم. آن موقع این را احساس می‌کردم اما نمی‌دانستم اسم این کار چیست؟ چون نسبت به این کار بیگانه بودم. گذشت و رسید به زمانی که چند نفر از بازیگران تئاتر از من دعوت کردند برای دیدن کار دوبله‌شان و کمک به آنها به استودیوشان بروم و برای من توضیح دادند که چه کار کنم.

بهداد: پس این نخستین کارتان بود؟
آره، فکر کنم، مرا به یک استودیو به نام «استودیوی طلایی» بردند، پرسیدم باید چه فیلمی دوبله شود؟ که آنها گفتند: «سامیه جمال عاشق شده» که یک فیلم عربی بود و راجع به دکتری بود که من قرار بود جای منشی او در فیلم حرف بزنم. با سختی بسیاری این کار را انجام دادم و برای آن کار هم اصلا به من پولی ندادند، اصلا این کار را به رسمیت نشناختم و نمی‌دانم چرا آن کار را جزو پرونده کاری‌ام نمی‌دانم.

بهداد: قبل از آن چه فیلم‌های ایرانی‌ای را دیده بودید؟
من خیلی فیلم می‌دیدم.

بهداد: قبل از اینکه دوبلور شوید؟
بله، مثلا «خواب‌های طلایی» که داستان پادشاهی بود که شب‌ها درویش می‌شد و به خانه این و آن سر می‌زد.

بهداد: چه کسی دوبله کرده بود؟
یادم نیست.

بهداد: دوبلور‌های موفق قبل از شما چه کسانی بودند که روی شما تأثیر گذاشتند.
(فکر می‌کند).

بهداد: مثلا اگر از من که بازیگر هستم این سؤال را بپرسید من نام خیلی از بازیگران را می‌برم.
بله، مثلا آقای اسماعیلی خیلی خوب بودند و قبل از من کار دوبله را انجام می‌دادند. حسن عباسی که قبلا جای «جری لوئیس» حرف می‌زد و خیلی موفق بود که ایشان فوت کردند؛ هم هنرپیشه و هم دوبلور بودند. آقای رسول‌زاده، آقای کاملی، آقای زرندی، کاووسی، ایرج دوستدار و حامد فرید.

بهداد: حامد فرید؟

فرید یک هنرپیشه تئاتر بود که قبلا فیلم‌های خارجی راکی را حرف می‌زد البته بعضی از بازیگران صدای خودشان روی فیلم بود مثل مهدوی و تفکری که خودشان صحبت می‌کردند.

بهداد: از چه سالی وارد رل‌های اصلی شدید؟
سال 1338

بهداد: من گمان می‌کنم خیلی از ما آدم‌ها زمانی که فرصت نداشتیم کلاس برویم و درس بخوانیم و تمرین بیان بکنیم و بازی ذهنمان را در قالب‌های کاراکتر‌های اینترنشنال حس کنیم، همیشه صدای شما و اساتیدی که الان نام بردید مثل آقای اسماعیلی به داد ما رسیدند و یکسری عدم توانایی‌هایمان را با طرز گفت‌و‌گو پوشش دادید. من شخصا خیلی مدیون شما هستم! فارغ از هر چیزی، به عنوان یک تماشاگر لذت بردم وقتی که بدون هیچ وقفه‌ای با سینمای آمریکا و اروپا ارتباط برقرار کردم، بدون هیچ فاصله‌ای پل نیومن را شناختم، با آنتونی کویین ارتباط برقرار کردم، خاصه علاقه من که هم شما می‌دانید و هم تمام این مملکت مارلون براندو است. می‌خواهیم کمی درباره بازیگران ایرانی حرف بزنیم و بعد برویم سراغ بازیگران خارجی. وجه اشتراک من و شما بازیگری است؛ من بازیگری می‌کنم، شما هم دوبله و هم بازیگری می‌کنید، پس بیاییم از بازیگران ایرانی حرف بزنیم. هیچ‌وقت به خودتان نگفتید که بازیگران ایرانی را دوبله نکنم و فقط به خارجی‌ها بپردازم؟
نه اصلا، برای اینکه دستمزد دوبله فارسی بالا بود و تماشاچیان فیلم‌های ایرانی بیشتر بود. برای همین بازار خیلی خوبی بود که متأسفانه وقتی من از ایران رفتم آنها این بازار را از دست دادند و مطمئن باشید من اگر ایران بودم هیچ‌وقت این بازار از دست نمی‌رفت.

بهداد: کدام بازیگران ایرانی را برای نخستین‌بار گفتید؟
نخستین‌بار فکر می‌کنم فیلمی بود به نام «چشمه عشاق» که به جای ویگن صحبت کردم. ما در استودیوی «آژیر فیلم» کار دوبله آن فیلم را انجام دادیم که آقای صمد صباحی به هنر خودش افتخار می‌کردند و ما به اتفاق آقای سارنگ در آن استودیو کار دوبله را انجام می‌دادیم.

بهداد: بله، سارنگ را به این دلیل می‌شناسم چون ما در کلاس استاد سمندریان اسم گروه کلاسمان سارنگ بود و بعد‌ها ایشان را شناختم.

سارنگ هنرپیشه بسیار موفقی بود و یادم است که وقتی نقش هارون‌‌الرشید را بازی می‌کرد آنقدر خوب و حرفه‌ای بازی می‌کرد که تماشاچیان آن‌ موقع از ترس فرار می‌کردند و آن آقای حمید صباحی برای آن نقش که «من آنم که رستم بود پهلوان». صباحی عقیده داشت از سارنگ بهتر بازی می‌کند و می‌گفت: (جلیلوند با لهجه لری ادای او را درمی‌آورد) من بازی می‌کنم سارنگ هم بازی می‌کند، ببینید کی بهتر بازی می‌کند. من با او 2 تا نمایشنامه را بازی کردیم و او یک روز به من گفت که تو روزی در تئاتر آکتور خوبی می‌شوی. من خیلی از این حرف خوشحال شدم اما متأسفانه آن روز‌ها تئاتر از حالت سنتی خودش خارج شده بود و بیشتر حالت یک شو داشت که در میانش دائما خواننده‌ها ترانه می‌خواندند و افت شدیدی در تئاتر دیده می‌شد، به خاطر همین وقتی با دوبله آشنا شدم به سمت آن کشیده شدم.

بهداد: شما بهترین کار‌ها را دوبله کردید که خواستگاهش تئاتر بود، مثل «گربه روی شیروانی داغ» یا فیلم «چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد؟» که این آخری به نظرم حد اعلای دوبله است، اینقدر که کاراکتر ریچارد برتون را عالی صحبت کردید یا حتی «اتوبوسی به نام هوس». به نظرم شما از فضای تئاتر دور نشدید. بگذریم، بعد از ویگن نوبت به چه هنرمندانی رسید؟
دقیقا یادم نمی‌آید، فردی به نام آقای صارمی بود.

بهداد: می‌خواهم بعد از آن به هنرمندانی برسم که همه آنها را می‌شناسیم اما می‌خواهم بدانم قبل از آن چه کارهایی را دوبله کردید؟
یادم می‌آید من به جای تفکری هم حرف زدم. در فیلم «مشتی‌عباد» هیچ‌کس باور نمی‌کرد که یک جوان 22 ساله بتواند به جای آن آدم حرف بزند من واقعا هیچ‌وقت نمی‌فهمم این صداها را از کجا می‌آورم.

بهداد: منم نمی‌فهمم!
باور کنید.

بهداد: من باور کنم؟ خودم هم نمی‌دانم (می‌خندد) من از عشاق شما هستم، ‌از بازیگری دور شدیم. شما این نقش‌ها را چه‌جوری تمرین می‌کنید؟ مثلا ما بازیگرها اول فیلمنامه را تمرین می‌کنیم بعد بازی می‌کنیم اما شما اول فیلم را می‌بینید بعد بازی می‌کنید، چطوری این صداها را می‌سازید؟چنگیز جلیلوند چکار می‌کند؟
این 2 تا سؤال است.

بهداد: فقط می‌خواهم بدانم چنگیز جلیلوند چکار می‌کند؟
من متأسفانه هیچ‌وقت راجع به این مسأله زیاد صحبت نکردم و نمی‌خواهم این کار را بکنم چون بعد از چاپ این مطلب دیگران فکر می‌کنند من از خودم تعریف کردم و آن موقع راجع به من جوسازی می‌کنند.

بهداد: این پیامد در سینما هم شایع است اتفاقا همان‌طور که در دوبله تیر این کج‌اندیشی‌ها به سمت شما پرتاب شده به سمت ما هم پرتاب شده و می‌شود. من تماشاگر خودم را دارم و از میان هنرمندان، آنهایی با من همراهند که طرز تفکرشان همگن و هم‌شکل من است. این موضوع اصلا حائز اهمیت نیست چرا که آدم‌ها هرچه بی‌هنر‌ترند، عیب‌جوترند. برویم سراغ اینکه به صورت علمی برایمان توضیح بدهید که چکار می‌کنید؟
فیلمی را که بخواهم دوبله کنم با دقت نگاه می‌کنم.

بهداد: فیلم 35 میلیمتری را چطور می‌دیدید؟
در استودیو می‌دیدم؛ اگر مونتاژ بود گوینده‌ها را انتخاب می‌کردیم و این بستگی به فکر و سلیقه مدیر دوبلاژ دارد. روزی که بچه‌ها می‌آمدند کاراکتر‌ها را برایشان توضیح می‌دادیم. آن موقع دیگر هر کسی رل خودش را خوب می‌شناسد، اما من برای دوبله همیشه فیلم را 2بار می‌‌دیدم؛ یک بار به فیلم و شخصیت‌هایش دقت می‌کردم و یک بار هم صدایش را خوب گوش می‌دادم. آن وقت صدایش را با خودم زمزمه می‌کردم مثلا از خودم می‌پرسیدم براندو چطور این‌جور تودماغی حرف می‌زند؟ و آن‌وقت تمرین می‌کردم تا صدای مورد نظر را پیدا کنم. سعی می‌کردم وقتی پشت میکروفن هستم با کسی حرف نزنم تا از حس خارج نشوم به خاطر اینکه کارم بهتر و اصیل‌تر شود.
مثلا برای همین سریال «گذر از پاییز» در ابتدا من نسبت به کارم بیگانه بودم. نمی‌دانستم باید چه جوری کار کنم، اما پیدا کردم که باید چکار کنم، شانسی که در این کار آوردم این بود که پلان‌های اول در خانه همسرم بود و طبیعتا نوع گویشم متفاوت است. چون من فکر می‌کنم با خانواده باید یک جور دیگری صحبت کرد. کسی که حرفه‌ای باشد در خانه که با کسی دعوا ندارد و مشکلاتش با مشتری‌ها و در حیطه کاری است. من دوست دارم که این فرق‌ها را رعایت کنم.

بهداد: تا به حال شده است به نفع نقش‌، فرهنگ غربی را به سمت فرهنگ شرقی بیاورید تا برای مخاطب ایرانی ملموس‌تر شود؟
صد‌درصد، چیز‌هایی که من خیلی به آن اعتقاد دارم این است که هر لغتی ما به ازا داشته باشد.

خمامی: می‌توانید مثال بزنید.
بله، فیلمی بود به نام «داک یور ساکر».

بهداد: لغت به لغت به چه معناست؟
یک لغت اصطلاحی است. هر کدام از لغاتش یک معنی داشت، من سعی کردم یک‌جور ملموسش کنم.

خمامی: چه نامی گذاشتید؟
سرتو بدزد رفیق!

بهداد: چه عالی.
خمامی: چرا این لغت؟
چون مثلا هنگامی که این لغت را به کار می‌برد یک اتفاق برای فرد مقابلش می‌افتاد به سمتش شلیک می‌شد یا یک جایی منفجر می‌شد.
(بهداد می‌خندد و به این حسن‌سلیقه آفرین می‌گوید و با نگاهی معنی‌دار به جلیلوند خیره می‌شود).
اتفاقا این فیلم را دوباره بعد از 30 سال دوبله کردم.

بهداد: چرا دوبله‌های قدیمی را وارد بازار نمی‌کنید؟ آقای جلیلوند دوبله دارد لطمه می‌بیند، نکنید این کار را...
ما تهیه‌کننده نیستیم و اجازه پخش نداریم.

بهداد: آخر حیف است، چرا این کار صورت می‌گیرد؟‌ فیلمی مثل «زنده‌باد زاپاتا» که شما آن را دوبله کردید جزو آثار فرهنگی‌مان شده مگر کل عمر سینما بیشتر از یکصد سال است؟
آخر ما الان دیگر سینمایی نداریم. سینما اصلا مهم نیست.

بهداد: اما من می‌خواهم بدانم چرا صداها را حفظ نمی‌کنید. من نسخه سینمایی فیلم «زنده‌باد زاپاتا» را بعد از نسخه ویدئویی آن که شما بسیار فخیم در آن حرف زده‌ بودید، دیدم و بعد از آن نسخه سینمایی آن را دیدم که یک جوانی بسیار کشدار و ول حرف می‌زد که به خودم گفتم وای چه کسی این کار را کرده (ادای دوبلور را درمی‌آورد) و بعد احساس کردم که این صدا از چنگیز جلیلوند خیلی بهتر است، کمی گذشت دیدم اینکه صدای چنگیز جلیلوند است. او دوبله سینمایی‌اش عین خود مارلون براندو است، اصلا خودش است. اول به خودم گفتم چه کسی به خودش اجازه داده که جای جلیلوند حرف بزند؟ اما بعد دیدم این دوبله از نسخه ویدئویی‌اش هم موفق‌تر است. دوبله‌ای وفادار به مارلون براندو ودیالوگ‌هاست. آن فیلم را یک بار ایرج ناظریان و یک بار منوچهر اسماعیلی دوبله کرده‌اند، درسته؟
نه، یک بار هوشنگ کاظمی گفته است و ویدئویی‌اش را هم ایرج ناظریان.

بهداد: (چندتا از دیالوگ‌های فیلم را با تمام حسش می‌گوید) اصلا همه چیز عالی است، بگذریم، شما هیچ راهی ندارید که نگذارید دوبله‌های قدیم از بین نرود؟
(جلیلوند با استیصال به این طرف و آن طرف نگاه می‌کند).

بهداد: چیز‌ی می‌خواهید؟
نه (می‌خندد).

بهداد: به چه چیزی می‌خندید؟
به اینکه خیلی جالب توجه کردی که من چیزی می‌خواهم. نمی‌دانم چرا یکدفعه‌ هوس سیگار کردم، من اصلا سیگاری نیستم.

بهداد: خب من هم نیستم اما به عشق شما سیگار هم می‌کشم.
(سیگار فراهم می‌شود و بهداد ادامه بحث را پی می‌گیرد).

بهداد: چرا کاری برای حفظ این دوبله‌ها نمی‌کنید.
به دوبله‌های من رسیدگی نمی‌کنند.

بهداد: یعنی پاکش می‌کنند؟
شما فکر کنید کسی هم این کار را کرد، کدام سینما آنها را نمایش می‌دهد؟

بهداد: اینها آثار و میراث فرهنگی ما است، مگر «قیصر» در وزارت ارشاد نیست؟
چرا، در فیلم‌خانه وزارت ارشاد تمام این فیلم‌ها موجود است که آقای مطمئن‌زاده رئیس آن است؛ همان کسی که بر دوبله و کیفیت آن نظارت می‌کند. منتها اجازه ندارند آنها را بیرون بدهند، آخر آنها را کجا نمایش بدهند؟

بهداد: آقای جلیلوند! ما امروز هستیم، فردا نیستیم. نسل بعد از ما شاید نصیبش شود که این فیلم‌ها را ببیند.
شما نسل الان ما را حساب کنید که احتمالا از این لحاظ قابل حساب نیستد.

بهداد: اما ما امیدواریم که آنها آن فیلم‌ها را ببینند. من فیلم «زاپاتا» را در جشنواره دیدم و حتما باز هم از این اتفاقات می‌افتد.
اما اتفاقی و به ندرت این اتفاقات پیش می‌آید.

بهداد: قبل از فردین چه بازیگر‌هایی را دوبله کردید؟
کسانی بودند که من نمی‌شناسم تا رسید به ملک‌مطیعی. یک دوره‌ای ناصر از دور افتاد.

بهداد: ایشان 3 دهه سوپراستار بود.
بله، تا اینکه پارس‌ویدئو یک فیلم ساخت که ناصر بازی می‌کرد و دوباره مشهور شد.

خمامی: چه نامی داشت؟‌(فکر می‌کند)
یادم نمی‌آید، آهان «مرد‌ها و جاده‌ها».

بهداد: آفرین به حافظه‌تان، شما چند تا فیلم ایرانی و خارجی دیدید؛ 50 هزار تا دیدید؟
(با قاطعیت می‌گوید) بله.

بهداد:‌ (می‌خندد) خیلی طالع‌ بلندی دارید. وقتی قبلا به شما می‌گفتم فکر می‌کردید دروغ می‌گویم (با دست تا زانویش را نشان می‌دهد) بچه‌ این قدی شما را می‌شناسد. شما یکسری آدم را دق دادید، آزار روحی دادید. (همگی می‌خندیم) از ناصر می‌گفتید.
آن موقع دنبال یک صدای لمپن و جاهلی برای این فیلم می‌گشتند که من هم تازه جای پل نیومن در فیلم «چه کسی آن بالا مرا دوست دارد» حرف زده بودم. آن موقع در میان گوینده‌ها کسی نبود که بتواند به شیوه جاهلی حرف بزند، اما من می‌توانستم، هرچند که آن موقع هنوز اصطلاح خوب نمی‌دانستم. من نمی‌دانم چه اتفاقی می‌افتد که من جای بازیگران به این اشکال حرف می‌زنم. اصلا خنده «کاستر» یک خنده ویژه است شاید الان نتوانم ادایش را دربیاورم اما وقتی فیلم را می‌بینم و آن دندان‌های سفید کاستر را که قاه‌قاه می‌خندد آن وقت می‌توانم درست مثل او بخندم.

بهداد: (تعجب می‌کند و به سقف خیره می‌شود و بلند می‌خندد) خدایا!
من وقتی جای فردین حرف می‌زدم این خنده‌ها مشهور شد. خنده‌ها با هم متفاوت است؛ خنده فردین با کاستر متفاوت است. مثلا وقتی من پیتر اوتول را دوبله کردم همه وحشت کرده بودند. همین هفته پیش من فیلم اخیر او را دوبله می‌کردم که در آن نقش یک پیرمرد پادشاه را بازی می‌کرد.

بهداد: وای، دیدم؛ همان فیلمی که به آشیل التماس می‌کرد که بگذار پسرم را دفن کنم.
شما این فیلم دوبله شده را ببینید همان اوتول است با این تفاوت که فقط پیر شده.

بهداد: شما می‌توانید صدای یک جوان را هم خوب از آب دربیاورید. (کمی از فیلم «دلخون» می‌‌گوید و اینکه کاش چنگیز جلیلوند به جای او صحبت می‌کرد که از من خواست اینها را ننویسم) از بحث دور نشویم، داشتید از ملک‌مطیعی می‌گفتید.
بله، قرار بود هوشنگ کاظمی به جای او حرف بزند که صدای او آنقدر جاهلی نیست، بعد با خودشان فکر کردند که یک پسری به نام جلیلوند است که جای پل نیومن حرف زده و خوب جاهلی صحبت می‌کند و بعد آقای هوشنگ فیلم را به من نشان داد و من هم کمی صدایم را کلفت‌تر کردم البته خام.

خمامی: یک دیالوگ مثل او می‌گویید.
(با صدای ملک‌مطیعی می‌گوید) بزن دنده بریم، اینقدر موعطلش نکون. (همگی می‌خندیم)
الان که فیلم را می‌بینم، خنده‌ام می‌گیرد که من چرا این کار را کردم اما آن موقع این نوع صدا گل کرد.

خمامی: فیلم بعدی با ملک‌مطیعی چه بود؟
فیلم «کلاه مخملی» بود که صدای من کمی جاافتاده‌تر شده بود تا اینکه او کمی کنار رفت بعد از آن وقفه فیلم «قیصر» را بازی کرد.

بهداد: تا اینجا نگه دارید، با ناصر ملک‌مطیعی هیچ‌وقت راجع به صدایش جلسه داشتید؟
من با ناصر دوست بودم، من وقتی تئاتر بازی می‌کردم، ملک‌مطیعی رل اول را در تئاتر بازی می‌کرد. اتفاقا همین امروز صبح با او صحبت کردم که به من گفت (با لهجه ملک‌مطیعی بسیار جالب حرف می‌زند و می‌گوید): ماشاء‌الله جلیل جان! تو سینما را درو کردی، هر چی فیلم داشتیم برداشتی، یک خرده انصاف داشته باش، همه فیلم‌ها را گذاشتی تو جیب خودت.

بهداد: می‌خواهم بدانم آنها هیچ‌وقت در کار شما دخالت نکردند، نگفتند صدای مرا جوری دیگری دوبله کن.
هیچ‌‌کدام.

خمامی: به کارتان ایمان داشتند.
بله، آنها حتی به استودیو نمی‌آمدند.

بهداد: اگر فرصتی پیش می‌آمد که با مارلون براندو برای صداگذاری یکی از فیلم‌هایش جلسه داشته باشید، دوست داشتید با او راجع به صداگذاری صدایش مشورت کنید و حرف بزنید؟
آره، بدم نمی‌آمد.

بهداد: پس چرا یک بازیگر ایرانی مثل بهروز وثوقی اجازه نداشت در کارتان دخالت کند؟
من خودم می‌دانستم که در فیلم «طوقی» بهروز باید با چه حال و هوایی رو به روی آینه بنشیند و آواز بخواند.

بهداد: منظورم دستور نیست، اینکه برای شما تحلیل کنند، هیچ‌وقت صدای شاهد برای شما آوردند؟
اصلا.

بهداد: کدام بازیگر در ایران بود که شما او را کوچک نمی‌دیدید و اجازه داشت در کار شما دخالت کند.
هیچ‌کدام.

خمامی: شاید به این خاطر که شما صدای بیشتر ستارگان اروپا و آمریکا بودید.
شاید، آنها چه چیز‌ می‌خواستند به من بگویند. من کارم را بلدم. جمشید مشایخی با صدای من بزرگ شد، نخستین فیلمی که علی حاتمی ساخت با نام «سلطان صاحبقران» جدا از بازیگری صدایی که روی جمشید بود او را شناساند. یا مثلا مرحوم حاتمی در فیلم «ستارخان» از من خواست روی صدای عزت‌الله انتظامی حرف بزنم، من گفتم آخر او خودش گوینده است اما او اصرار داشت که این اتفاق بیفتد و در نهایت خود انتظامی هم از این اتفاق راضی بود.

بهداد: آن موقع از نظر شما سوپراستار سینما چه کسی بود؟
بهروز وثوقی در درجه اول بود و بعد هم فردین و ناصر هم که در کار‌های جاهلی فوق‌العاده بود و در آخر هم ایرج قادری البته از آن زمان که من به جای او صحبت کردم چون قادری سال‌ها بازیگر بود. در سینمای بعد از قیصر، من به جای او صحبت کردم البته من به خاطر احترامی که به فردین داشتم، نمی‌خواستم صدای شبیه به خود فردین روی قادری باشد، آن زمان قبول نکردم که به جای قادری حرف بزنم چون دوست داشتم جای کسانی حرف بزنم که فرهنگ ایرانی را در پوشش‌شان رعایت کنند اما از کارگردانانش خواستم که فقط در صورتی که او این موضوع را رعایت کند من دوبله‌اش را انجام دهم که این اتفاق افتاد.

خمامی: یعنی شما در یک فیلم هم فردین و هم قادری را با هم دوبله کردید؟
نه، در فیلم‌هایی که این دو با هم بودند من فقط فردین را دوبله می‌کردم چون می‌دانستم که او دلخور می‌شود اگر من هر دو را انجام بدهم. فردین روی صدایش خیلی تعصب داشت برایش مهم بود که چه کسی جای صدایش حرف می‌زند، البته خودش را هم از سکه نمی‌انداخت و مثلا به من می‌گفت: «جلیل‌جون! صحبت کن، اگه حرف نزنی مجبوریم بدیم به یکی دیگه»، اما من وقتی به جایش حرف می‌زدم چک سفید برایم می‌گذاشت و به من می‌گفت هرقدر می‌خواهی بنویس!

بهداد: با فردین راجع به تکنیک‌های بازیگری هم حرف می‌زدید مثلا به او می‌گفتید که اگر این کار را بکنی بهتر است؟
اصلا.

بهداد: یعنی هیچ فیلمی نبود که راجع به بازیگری‌اش با هم حرف بزنید.
اصلا، تنها فیلمی که من راجع به بازیگری کمی با فردین حرف زدم، فیلمی بود که خودم تهیه‌کننده‌اش بودم و ایده سناریویش را از یک فیلم خارجی به نام «ستیزه‌جویان» گرفته بودم و به سعید مطلبی ارائه دادم تا آن را بنویسد که در نهایت تبدیل شد به فیلمی به نام «ناجورها» که در آن با فردین راجع به لهجه کردی‌اش و حسی که باید می‌گرفت صحبت کردیم.

بهداد: چطور شد که برای نخستین‌بار تصمیم گرفتند شما به جای فردین حرف بزنید؟ آن موقع شما چنگیز جلیلوند شده بودید؟
من وقتی به جای پل نیومن و بعد از آن 2 تا فیلم دیگر را حرف زده بودم جلیلوند شده بودم. «آقای قرن بیست و یکم» نخستین فیلمی بود که من به جای فردین حرف زدم و بعد از آن هم بلافاصله «گنج قارون» را دوبله کردم و گفتم که دستمزد من 10 هزار تومان است یعنی یکدفعه از 2 هزار تومان، 10 هزار تومان دستمزد خواستم. چون می‌دانستم آن فیلم‌ فروش می‌کند و بازار تمام فیلم‌هندی‌ها را کساد می‌کند.

بهداد: آن موقع هندی‌ها فروش را گرفته بودند؟
بله.

بهداد: شما به جای بازیگران هندی هم حرف زدید؟
من در فیلم‌های هندی زیاد دوست ندارم حرف بزنم. مثلا من فقط جای سلمان‌خان، آن هم گاهی برای «مؤسسه قرن بیست و یکم» دوبله می‌کنم چرا که حس می‌کنم سلمان‌خان شبیه فردین حرف می‌زند، بگذریم بعد از اینکه «گنج قارون» اینقدر فروش کرد تمام فیلم‌های قبلی فردین را هم خواستند که من دوبله کنم و آن موقع بود که این فیلم‌ها با یک فروش عجیب و غریبی روبه رو شد.

بهداد: مثل «چشمه آب حیات».
بله.

بهداد: بهترین دوبله‌ای که تا به حال برای فردین انجام داده‌اید چه بوده است؟
«سلطان قلب‌ها» ولی این را بگویم که همه آنها خوب بود چون من روی فردین حساسیت داشتم.

بهداد: یک نکته قابل توجه که وجود دارد این است که صدای شما خیلی شبیه ایرج است. انگار که اگر شما آواز بخوانید ایرج خوانده و اگر ایرج حرف بزند گویی که شما حرف زده‌اید و شباهت هردوی اینها با چهره فردین است. بهروز وثوقی چطور سر و کله‌اش پیدا شد.
من و بهروز با هم دوبلور بودیم اما او دوبلور درجه یک نبود درجه 3 یا 4 بود. بهروز یک فیلم به نام «دزد سیاه‌پوش» را بازی کرد که خودش هم صحبت می‌کرد.
آن زمان آنقدر سرم شلوغ شده بود که نمی‌توانستم به جای همه حرف بزنم که بهروز وثوقی هم در آن زمان نخستین فیلمش را با ساموئل خاچیکیان کار کرده بود که منوچهر زمانی به جای او حرف زد. گوینده بسیار خوب و قدر و استاد دیالوگ‌های پشت کردنی بود. به قدری این دیالوگ‌ها را خنده‌دار می‌گفت که موقع ضبط نمی‌توانستیم خودمان را کنترل کنیم و بعد هم که فیلم‌های مسعود کیمیایی بعد از قیصر را منوچهر اسماعیلی حرف زد تا آخرین آن که «بلوچ» بود.

بهداد: «گوزن‌ها» را هم که خودش حرف زد.
بله، «گوزن‌ها» را من خودم قرار بود حرف بزنم اما به دلیل ورود آن فیلم به جشنواره از صدای دوبلور جلوگیری می‌کردند.

بهداد: نظرتان راجع به صدای او چه بود؟
کار زیاد مشکلی نبود چون آن پرسوناژ یک تیپ بود و اگر ناظریان هم حرف می‌زد همین بود، اگر ناصر طهماسب هم می‌گفت همین بود.

بهداد: به کدام نقش‌ها کاراکتر می‌گویید؟ من می‌خواهم نظر شخصی‌ام را بگویم اینکه در «گوزن‌ها» بهروز تیپ نبود، کاراکتر بود، تیپ وقتی از موقعیت تجاوز می‌کند تبدیل به کاراکتر می‌شود و این موضوع خیلی سیال است یعنی تیپ از کاراکتر و کاراکتر از تیپ متغیر است. به همین خاطر تا آنجایی که من با مقوله بازیگری آشنا هستم، می‌گویم که آن نقش در «گوزن‌ها» برای بهروز وثوقی یک کاراکتر بود اما حالا با توجه به اینکه شما به این نقش تیپ می‌گویید، می‌خواهم بدانم چه نقشی را کاراکتر می‌دانید؟
من فکر می‌کنم «طوقی» با «گوزن‌ها» فرق می‌کند. در«گوزن‌ها» بهروز یک تیپ است چون نقش یک جوان معتاد بیچاره است که یک حالت ثابت برای حرف زدن دارد و ما در دوبله به این جور نقش‌ها می‌گوییم تیپ.

بهداد: ما هنگام تولید این نقش برای ایفای آن تمام کاراکتر را روی آن می‌گذاریم. تولید چنین نقشی سخت است و اسامی آن هم به خاطر سهل یا سختی‌اش نیست چه بسا که یک تیپی از کاراکتر سخت‌تر باشد.
خمامی: یک مثال بزنید.
بهداد:‌ مثل اینکه شما بخواهید یک حاجی فیروز باشید، خیلی سخت است. مثلا من نقشی را که در فیلم «رقص با ماه» رضا کاهانی ایفا کردم یک کاراکتر می‌دانم، بگذریم شما داشتید درباره فیلم «گوزن‌ها» می‌گفتید.
من از لحاظ گویندگی به آن نقش تیپ می‌گویم. مثلا در فیلم «دشنه» یک تیپ است یا حتی «تنگسیر».

بهداد: خسرو سینایی و سهراب شهیدثالث یک خاطره داشتند و آن این بود که می‌گفتند ما به سینما رفتیم تا «سلطان‌ قلب‌ها» را ببینیم و کمی بخندیم ولی در انتها گریه کردیم.
این فیلم یک سادگی خیلی عمیقی داشت و تماشاگر ایرانی بشدت فردین را دوست دارد؛ تماشاگر ایرانی عاشق آن بازی و نوع حرف زدن بهروز وثوقی است. در فیلم «کندو» یک غربتی، صندلی یک بالاشهری را از زیر پایش می‌کشد و می‌گوید (با لحن حرف زدن بهروز وثوقی) «خدایا شکرت» و ما این را می‌بینیم. او 7 مرحله زجر می‌کشد و 7 خان معنوی را درمی‌نوردد. این آدم از زندان می‌آید و می‌خواهد به تطهیر برسد. دلم می‌خواهد راجع به طرز حرف زدنتان در «کندو» حرف بزنیم.
فیلم را که دیدم از کار بهروز وثوقی خیلی خوشم آمد، اما دیالوگ‌ها مشکل داشت. برای مثال لانگ‌شات‌هایی که بهروز از زندان آزاد شده و با دوستش حرف می‌زند را چندبار نگاه کردیم و خودمان برایش دیالوگ نوشتیم. در آن صحنه‌ها آنها فقط راه رفتند، حرف نزدند یعنی خود هنرپیشه چیزی نگفته است و در جریان نیستند اما من با فریدون گله که خدا رحمتش کند، نشستیم و او دیالوگ می‌گفت و من می‌نوشتم. چندین صفحه شد.

بهداد: اگر به فیلم و تیتراژش نگاه کنیم، می‌بینیم که چند دقیقه اول فیلم با دیالوگ‌های زیبایی که برایش به اتفاق مرحوم گله نوشتید پر از معنای کل فیلم است.

در قسمت‌های آخر فیلم که زبان ترکی داشت، می‌خواستیم کاری کنیم که همه بفهمند و ما می‌رفتیم از ترک‌‌زبانان معنای دیالوگ‌های ترکی را می‌پرسیدیم و شب جای‌گذاری می‌کردیم و می‌ساختیم.

بهداد: (می‌خندد) بله، شنیدم فیلم «کافر» را هم شما دوبله کردید، به جای سعید راد چه کسی حرف زد؟
ایرج ناظریان که اتفاقا خیلی راد دوست داشت به جایش حرف بزنم که به این آرزو هم رسید و من در «سفر سنگ» به جای او حرف زدم.

بهداد: در «کندو» چگونه نقش را یکدست درآوردید؟

من نسبت به کاراکتر شناخت کامل پیدا کردم، می‌دانستم باید چطور شروع کنم و با چه دیالوگی به پایان برسانم. من وقتی در قالب «کندو» فرومی‌رفتم تبدیل به بهروز وثوقی می‌شدم؛ گوینده نبودم، بازیگر بودم. وقتی بهروز کتک می‌خورد در استودیو گویی من کتک می‌خوردم، دنده‌ام درد می‌گرفت. من هیچ‌وقت این را نگفتم اما کار من در دوبله یک کار استثنایی ا‌ست، من صداسازی می‌کنم نه گویندگی. من وقتی در فیلم «فرار بزرگ» به جای مک‌کویین حرف می‌زدم همه می‌گفتند کاش تمام فیلم‌های مک‌کویین را جلیلوند صداگذاری می‌کرد.
بهداد: چه دوبله‌ای...

خمامی: خب، چرا این کار را نکردید؟

وقت نمی‌شد، من اگر وقت داشتم تمام فیلم‌ها را دوبله می‌کردم.

بهداد: (می‌خندد).
از من در سریال «40 ‌سرباز» خواستند به جای انوشیروان ارجمند حرف بزنم و محمد نوری‌زاد، کارگردان سریال به من گفت این یک رل منفی است.

خمامی: و شما که رل منفی دوست نداشتید؟
بله، اما از من خواستند که زهر این نقش را بگیرم. وقتی برای ضبط رفتیم هنوز ضبط به پایان نرسیده بود که یکدفعه آقای نوری‌زاد در را باز کرد و گفت: همینه و من نمی‌دانم که چکار کردم که باب میل او شد.

بهداد: همه همان کارهایی که کردید (می‌خندد).
در ادامه، «سلطان‌محمود غزنوی» را هم خودم صداگذاری کردم چون کمی شبیه پیتر اوتول بود و همین‌طور ادامه پیدا کرد و من در آن سریال به جای 8 نفر حرف زدم ولی در آخر پول آن 8 رل را به من ندادند و فقط همان یک نفری را که در ابتدا گفتم به من پرداختند.

بهداد: بدکاری کردند. از احساستان همزمان با دوبله می‌گفتید. دوبلور آن قدم زدن‌ها و نگاه کردن‌ها را در «کندو» ندیده، در فیلم شما اشیا برای خرد کردن دارید اما در دوبله این‌طور نیست. آکسسوار در فیلم برای بازیگری خیلی مهم است حالا شما همه اینها را فقط باید در صدایتان جمع کنید. در کدام فیلم دچار احساس شدید؟
«کندو»، چون یکی از بهترین بازی‌های بهروز وثوقی است. فاصله‌اش با بقیه فیلم‌ها زیاد نیست. من همه کار‌های بهروز را دوست داشتم و خوب صداگذاری کردم اما او هیچ‌وقت در رابطه با این مسائل قدر‌شناس نبود.

بهداد: چرا؟
نمی‌دانم شاید به خودش می‌گفت اگر هر کس دیگری هم به جای چنگیز حرف می‌زد همین می‌شد.

بهداد: وقتی در سمت مدیر دوبلاژ هستید بر چه اساسی دوبلور‌ها را انتخاب می‌کنید؟
بر اساس توانایی‌هایشان آنها را انتخاب می‌کنم. البته همه اینها بستگی به سلیقه مدیر دوبلاژ دارد.

بهداد: شما چطور بودید؟ اگر می‌دانستید دوبلوری مناسب است ولی شما از او خوشتان نمی‌‌آمد چکار می‌کردید؟
من هیچ‌وقت با هیچ‌کس مشکلی نداشتم و همیشه هرقدر هم که پول به من می‌دادند به بهترین نحو تقسیم می‌کردم بنابراین هر کسی را که دعوت می‌کردم با کمال میل برای گویندگی می‌آمد. هیچ‌وقت هم هیچ‌کسی نمی‌توانست با من مشکل داشته باشد.

خمامی: بر چه اساسی این حرف را می‌زنید.
می‌دانستند که اگر با من مشکلی داشته باشند کارشان کمتر می‌شود چون من 70 درصد فیلم‌های فارسی را صداگذاری می‌کردم و مدیر دوبلاژش بودم.

خمامی: الان چطور؟
الان این اتفاق به کرات می‌افتد به خاطر اینکه الان سینمایی نداریم. در حال حاضر اگر سینمایی باشد که بروید بلیت بخرید که فیلم خارجی را ببینید آن وقت مطمئن باشید دوسوم فیلم‌ها را با صدای من می‌شنوید.

بهداد: بهترین دوبلور زمان خودتان را چه کسی می‌دانید؟
من کار اسماعیلی را خیلی قبول دارم الان هم که سنی از او گذشته است باز هم می‌تواند نقش را بپروراند. اتفاقا هفته گذشته مشغول دوبله فیلم «نابخشوده» بودیم که من به جای کلینت ایستوود حرف می‌زدم و اسماعیلی به جای مورگان فریمن دوبله می‌کرد که من متوجه شدم او چقدر به کارش مؤمن است.

بهداد: چند دوبله با هم انجام داده‌اید؟
خیلی زیاد. من با ایرج ناظریان بیشتر همکاری کردم که اتفاقا جایش خیلی خالی است. همیشه تمام نقش‌های منفی‌ کار‌هایی که در آن حضور داشتم را ایرج می‌گفت. البته خدابیامرز گاهی هم ادای مرا درمی‌آورد. (می‌خندد)

بهداد:‌ آقا ادای شما را که همه درمی‌آورند،خب آقای جلیلوند! ما می‌رسیم به بخش دوم گفت‌وگو‌یمان. (می‌خندد)
ساعت چند است؟

خمامی: یک ربع به 12 شب است.
فکر می‌کنم تا صبح طول بکشد. (می‌خندد)

البته قبل از اینکه به آنجا برسیم من یک نکته را بگویم که من هیچ‌وقت از هیچ‌یک از این هنرپیشه‌هایی که به جایشان صحبت کردم راضی نبودم.

خمامی: یعنی چه؟
یعنی هیچ‌کدام ارزش کار من را نفهمیدند و نشان ندادند و قدر‌دان زحماتم نبودند. مثلا بهروز وثوقی در کتابش حتی نامی از من نبرده است.

بهداد: بی‌انصافی است.
بله، به خاطر همین من از هیچ کدامشان رضایت ندارم. حاضر بودند که کسی دیگر به جای آنها حرف بزند اما به واسطه من شهرت به دست نیاورند. مثلا بهروز وثوقی در فیلم «ماه عسل»‌ خودش حرف زد ولی در نهایت همه گفتند چقدر مزخرف شده است. در روزنامه‌ها هم حرفی از من به میان نمی‌آمد چون از آنها پول می‌گرفتند و نمی‌خواستند مردم بفهمند آنها گوینده دارند چون مخاطبانشان کم می‌شد.

بهداد: البته من الان خیلی از شما تعریف می‌شنوم و همه آن بازیگران قبل از انقلاب که من گهگاهی با آنها تلفنی حرف می‌زنم هیچ‌کدامشان فکر نمی‌کردند سینمای ما اینقدر افت کند و جادوی سینما از بین برود، الان آن جادو جایش را داده است به یک فضای هنرمندانه‌ای که سینمای اروپا به سینمای ایران تلقین کرد، در صورتی که ما سینمایي طلایی داشتیم که قهرمان داشت و مخاطبش را عاشق قهرمان می‌کرد. الان سینماها خالی است و هیچ تخیلی در این نوع از سینما نیست و تماشاگر هیچ آرزویی را در آن جست‌وجو نمی‌کند و با یکسری واقعیت‌های مستندگونه احمقانه مواجه می‌شود. با از بین رفتن دوبله، دیالوگ‌نویسی از بین رفت. جز چند تا از کارگردانان که به این موضوع اهمیت می‌دهند فن دیالوگ‌نویسی از بین رفته است. من خیلی فیلمنامه می‌خوانم، باور کنید من الان فیلم‌هایی را بازی می‌کنم که دیالوگ حفظ کردن در آن برای من مشکل است اینقدر بی‌ارزش و بی‌لعاب است که...

در دهان نمی‌چرخد.

بهداد: و ارزش حفظ کردن ندارد. البته یکی از بهترین دیالوگ‌نویس‌های حال حاضر ما که اتفاقا هیچ ربطی هم به سینمای قبل از انقلاب ندارد حمید نعمت‌الله است که در «بوتیک» غوغا می‌کند.
در فیلم‌های خارجی هم دیالوگ‌نویسی خیلی خوب نیست، مثلا من در فیلم «مشت‌انداز» هم از خودم دیالوگ اضافه کردم. در فیلم «ذبیح» بهروز وثوقی گریه‌ام گرفت. (آهی می‌کشد)

بهداد: چرا آه کشیدید؟
متاسفانه حیف شد خط را گم کردیم. من به این سینما دلخوش نیستم. دوبله و سینما مرد.

بهداد: تفاوت بازیگران این نسل با نسل شما چیست؟
(آهسته به من می‌گوید: یکی از بهترین مصاحبه‌های زندگی‌ام است)
جوان‌ها خیلی پیشرفت کردند و کارهای خوبی انجام می‌دهند، منتها ضعف دیالوگ بازی آنها را کمرنگ کرده است. این بازی‌ها، یعنی دیالوگ و دکوپاژ خوب اگر به حقیقت نزدیک‌تر بود جذاب‌تر هم می‌شد. ما در آن موقع بازیگر زیادی نداشتیم تمام سینما را 4 نفر قبضه کرده بودند اما الان جوانان زیاد شده‌اند چه دختر و چه پسر. کیفیت بازی‌ خانم‌ها خیلی بهتر شده اما همه آنها قدشان کوتاه و یکدست است. مثلا خانم هدیه تهرانی یک چیز دیگر است چون قواره یک سوپراستار را دارد.

بهداد: به نظرم لیلا حاتمی هم همینطور است.یا حتی گلشیفته فراهانی.
خمامی: دوست دارم از سریال گذر از پاییز بپرسم، می‌خواهم بدانم اقتباس کردید.
به من گفتند این کاراکتر شبیه او است. ‌ای کاش با آقای شاه‌محمدی یک ماه زودتر آشنا می‌شدم تا با هم برای بستن این شخصیت بیشتر صحبت می‌کردیم. من به او گفتم که برای من کمی جلوی دوربین آمدن سخت است باید تمام حرکاتم سنجیده باشد.

خمامی: جای تعجب دارد برای کسی مثل شما که در پیشنهادات قبلی‌تان به بزرگانی همچون جیرانی، جعفری و... نه گفتید اما در یک کار مناسبتی با این سرعت کار کردید، این موضوع اصلا برایم قابل هضم نیست.
من از این بابت ترس و واهمه‌ای نداشتم فقط می‌خواستم تجربه‌ام جلوی دوربین بیشتر شود و فکر کردم که باید این نقش یک پدرخوانده باشد حالا نه لزوما مارلون براندو. همه برای این آدم ریز هستند کسی را نمی‌بیند.

خمامی: جز همسرش.
فرق می‌کند آن هم به این دلیل که آن سکانس‌‌ها برای روزهای اول فیلمبرداری است و من نمی‌دانستم باید چگونه با آنها ارتباط برقرار کنم.

بهداد: رابطه صدابردار با شما چگونه است؟
خیلی خوب است، او هم دوست دارد صداسازی برای این کار صورت بگیرد اما بالاخره همه تحت اختیار کارگردان هستیم ولي من گاهی شیطنت‌هایی راجع به صدایم انجام می‌دهم.

بهداد: نه، من راجع به صدابرداری صحنه‌ای می‌پرسم.
(جلیلوند به شیرینی‌ها نگاه می‌کند و می‌گوید): من عاشق شیرینی‌ام و باید حتما شیرینی بخورم.

بهداد: استاد سمندریان هم مثل شماست.
یکی از آرزوهای من این است که حتی شده یک خط برای یک بار هم که شده با سمندریان تئاتر بازی کنم.

بهداد: آقای جلیلوند، آنونس «دلخون» را کجا دیدید؟
هم در تلویزیون هم در سینما فرهنگ دیدم. دوست داشتم به جای تو حرف می‌زدم.

بهداد: من بزودی زود این آرزوی شخصی‌ام را محقق می‌کنم تا در کارنامه‌ام باشد. خیلی دوست داشتم در فیلم «دلخون» این کار صورت بگیرد که متاسفانه نشد. اطوار خاصی در نقش جای دادم. آن کسانی که سینمای روشنفکری را دوست دارند از این فیلم خوششان نخواهد آمد. آنهایی که تئوریسین هستند حتما از این فیلم انتقاد می‌کنند اما این فیلم برای آنها نیست.برگردیم به بحث اصلی می‌خواستیم راجع به سینمای آمریکا حرف بزنیم. عده‌‌ای اعتقاد دارند دوبله به ذات سینما ضربه وارد می‌کند اما اگر دوبلور حرفه‌ای باشد این نظریه رد می‌شود مثلا چرا ما نباید فیلم «اشک‌ها و لبخندها» یا «بر بادرفته» را دوبله ببینیم؟ کسانی که فیلم هندی یا آمریکایی دوست دارند چرا باید زبان اصلی ببینند؟ فیلم بن‌هور، گلادیاتور، سزار و کلئوپاترا چرا دوبله نشده است؟ اگر کسی می‌خواهد این فیلم‌ها را بدون دوبله ببیند برود همانجایی که بدون دوبله می‌تواند ببیند. در سینماها یک فیش و گوشی کنار صندلی‌ها بگذارید که هر کسی می‌خواهد با زبان اصلی ببیند گوشی بگذارد. وقتی من بخواهم فیلم بدون دوبله ببینم فیلم را از دست می‌دهم چرا که تمام فکر و ذکرم به سمت این می‌رود که مبادا جمله‌ای را از دست بدهم و معنی‌اش را ندانم اما بادوبله من به میزانسن‌ها و بازی‌ها می‌توانم توجه کنم آن وقت است که بازیگری را می‌بینم، دوبلور این واسطه زمان را حذف می‌کند(فکر می‌کند) حالا من کجا بودم و چی می‌خواستم بگم که این شور حسینی مرا گرفت. (همه می‌خندیم).
خمامی: راجع به سینمای آمریکا حرف می‌زدید؟
بهداد: آهان، ارزیابی شما از بازیگری در آمریکا.
آنها که راجع به دوبله نظر منفی دارند به نظر من می‌خواهند با این جور بحث‌ها خودشان را مطرح کنند به خودشان می‌گویند این یک خیانت به فیلم است که آن را دوبله ببینیم در صورتی که خودشان شب همان فیلم را دوبله می‌بینند مثلا آقای کاووسی می‌گفت این کار خیانت به فیلم است آنوقت همین آدم فیلم می‌سازد، دوبلورها حرف می‌زنند.

بهداد: من پیشنهادی دارم چند تا فیش بگذارید کنار صندلی که چند تا زبان دنیا باشد که ما یک بار دوبله ببینیم یک بار بدون دوبله ببینیم این باعث بهتر شدن کیفیت دوبله و بازی بازیگر می‌شود. زبان‌مان هم بهتر می‌شود البته به نظرم اول باید صندلی‌ها بهتر شود.
خمامی: اجازه بدهید اول ما روی صندلی راحت بنشینیم، گوشی‌ها پیشکش!

بهداد: به نظرم بازیگران بزرگ اروپا و آمریکا مثل پل نیومن، مارلون براندو، آنتونی کوئین و... اگر به ایران بیایند مردم آنها را عاشقانه دوست دارند این به این خاطر است که دوبلورها آنها را برای ما تبدیل کرده‌اند. بگذریم به نظرتان بهترین دوبله‌ای که روی یک بازیگر خارجی انجام دادید، چه کسی بوده؟
این سوال را نمی‌توانم جواب بدهم چون این انتخاب برایم مشکل است نمی‌توانم بگویم در زاپاتا، مارلون براندو را یا در بیلیاردباز پل نیومن را، به هر دویشان ظلم کرده‌ام، دوبله‌های من مثل بچه‌های من است، همه‌شان را دوست دارم.

بهداد: دوبله کدام فیلم به دلتان بیشتر می‌نشیند؟ فارسی یا خارجی؟
آمریکا‌یی به خاطر اینکه من مجبور بودم روی آن خیلی کار کنم و آن شخصیت‌ها را می‌ساختم. من دامنه وسیعی برای خلاقیت داشتم.

بهداد: کدام بازیگر شما را ازخود بیخود می‌کرد
و بازی‌اش تعجب‌تان را برمی‌انگیخت.
براندو را بیشتر از همه دوست دارم اما بعدی را نمی‌توانم بگویم چون واقعا نمی‌دانم چه کسی را بگویم پل نیومن را بگویم يا لنکستر را؟ مثلا کاستر در فیلم المنگنتری برای دوبله‌اش واقعا خسته‌ام کرد. این فیلم، فیلمی بود که جایزه گرفته بود و پر بود از دیالوگ‌ها و موعظه‌های طولانی. یادم می‌آید آقای کسمایی به من می‌گفت وقتی من کنارت ایستاده بودم و تو داشتی حرف می‌زدی واقعا ترسیدم چون احساس می‌کردم الان است که قلبت بایستد، پرسیدم چرا؟ گفت برای اینکه فک تو مثل سوپاپ ماشین به هم می‌خورد و من نمی‌توانستم حرکتش را بشمارم.
یا حتی نمی‌توانم از پیتر اوتول نامی نبرم در «شیر زمستان» یا کانری در فیلم «شیر و باد» یا در فیلم «مردی که می‌خواست سلطان شود» یا فیلم «راز گل سرخ» من عاشق کانری هستم و آن سین و شین گفتن‌هایش که فقط مخصوص خودش بود.

بهداد: می‌دانید که من خیلی عاشق شما هستم؟
آره، می‌دانم (می‌خندد).

بهداد: من نوجوانی‌ام را هدیه عشق به شما کردم.

خمامی: آقای جلیلوند، می‌خواهم حستان را به کلمه‌ای که می‌گویم، بگویید.
بفرمایید.

خمامی: حامد بهداد.
سراپا atr active است، به فارسی چه می‌شود؟

خمامی: فوق واکنش!

بهداد: هیجان‌زا!
هیجان‌آور!

بهداد: شورانگیز.

همه چیز تموم!

خمامی: دقیقا همان چیزی که مد نظر من بود.

(همه می‌خندند)

بهداد: نظر لطف‌تان است.

ولی من تا به حال حامد را نشناخته بودم، احساس می‌کنم امشب او را شناختم. او همیشه با نتیجه شروع می‌کند هیچ مطلبی از زیر دستش فرار نمی‌کند و تمرکز خوبی دارد.

بهداد: ‌دقیقا چیزی که ندارم، تمرکز است.

او می‌تواند یک لال را به زبان بیاورد.

بهداد: من خیلی دوست دارم شما یکی از فیلم‌های مرا ببینید اما اینقدر سرتان شلوغ است که این اتفاق نمی‌افتد. اما به هر حال فکر کنم مجبوریم که من یک فیلم بازی کنم و شما دوبله کنید. آقای جلیلوند، دوبله یک فیلم چند درمی‌آید‌(می‌خندد).

خمامی: برای آقای بهداد کمتر حساب کنید.
فیلم فارسی مبلغش زیاد است، اما من دقیقا نمی‌دانم. اما به‌طور‌ کلی بین 5 تا 10 میلیون است.

بهداد: به هر حال من یک روز از سرمایه شخصی خودم یک DVD فیلمم را به شما می‌دهم تا دوبله کنید و از شما هم یک تخفیف ویژه می‌گیرم.
اصلا من فیلم اول شما را مجانی دوبله می‌کنم ولی فیلم بعدی را 2برابر!

بهداد: وای خدایا چه روزی بشود آن روز (روی پایش به سختی می‌کوبد). تفاوت بازی براندو با پل نیومن چیست؟ یا پل نیومن با برتون.

اینها را من سعی می‌کنم برای هر کدامشان یک شاخصه داشته باشم صدای تودماغی مخصوص براندوست. من در حنجره‌ام می‌دانم کدام تار صوتی مخصوص چه نوع صدایی است و همه اینها تحت کنترل خودم است اما به هر حال بین مارلون براندو و پل نیومن می‌توانم بگویم براندو خیلی تودار است حتی با چشمانش حرف می‌زند.

بهداد: اما بازی‌اش بسیار بیرونی و انفجاری است. یک جوششی در بازی‌اش است.

دقیقا، آدم نمی‌داند که پشت حس بعدی‌اش چیست، و خیلی سخت است و با پل نیومن متفاوت است.

بهداد: چه تفاوتی دارد؟

نیومن صاحب سبک است.

بهداد: براندو وقتی می‌خواهد حرف بزند زمان می‌برد که کسی بفهمد او چه می‌خواهد بگوید. دقیقا، باید دورخیز کرد، حرکت چشم، لب و... بسیار غافلگیرکننده است. اگر از نگاه یک دوبلور نگاه کنیم تکنیک‌ها و معانی کلمه‌ها را می‌فهمیم اینکه یک کلمه را بپروران، بپز، پخت کن، دم که کشید تازه هنوز کمی مانده که دربیاید. این یعنی براندو، روی حسش کار می‌کند. نظرتان راجع به دوبله ناصر طهماسب چیست؟ مشخصا روی جک نیکلسون بگویید.
صدای خیلی خوبی دارد و خیلی خوب هم روی نیکلسون می‌نشیند نخستین فیلمی که از او در ایران دوبله شد «می‌سوری، می‌سوزد» نام داشت که مارلون براندو هم بازی می‌کرد. من در این فیلم جای هر دوی اینها حرف زدم. فیلم بعدی‌شان «بر فراز آشیانه فاخته» بود اما اختلافی با صاحب استودیو پیدا کردم و گفتم که دوبله نمی‌کنم، گفتم که 5 هزار تومان می‌گیرم در صورتی که قبلا 2 هزار تومان می‌گرفتم که به من گفتند اشکالی ندارد به کس دیگری بدهیم گفتم نه اشکالی ندارد، اینطور شد که ناصر طهماسب جای نیکلسون حرف زد.

بهداد: خیلی صدای خوبی روی نیکلسون گذاشت من یک پالس مثبت زیادی از او می‌گیرم. الان هم مثل گذشته در استودیو فریاد می‌زنید یا نگران صدایتان هستید؟

نه.

بهداد: آخر من «در اتوبوسی به نام هوس» می‌فهمیدم که دوبلور فریاد می‌زند.فیلمی که در آن مونولوگ یا یک سونولوگ خیلی خوب داشته باشید کدام است؟
«گوشه‌گیران آلتونا» که سوفیا لورن در آن بازی کرده است.

بهداد: حدس می‌زنم که متن‌اش را ژان پل سارتر نوشته است.
نمی‌دانم.

بهداد: چند تا از دوبله‌های موفق‌تان را بگویید.
«چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد»، «شب ایگووانا» و «بکت» که در آن پیتر اوتول بازی کرده است.

بهداد: چرا اینقدر به «پیتر اوتول» علاقه دارید؟
چون یک بازی متفاوت دارد.

بهداد: بشدت وجوهات شاهزادگی او را حفظ می‌کنید.
بله، او یک صدای اصیل انگلیسی دارد. مثلا «لورنس عربستان» شاهکار اوست که اتفاقا شاهکار دوبله هم هست.

بهداد:دیگر چه فیلم‌هایی؟
«لویی پنجم»، ‌«آقای چیپس»، «شیر در زمستان» و خیلی‌های دیگر.

بهداد: از فیلم‌های کلاسیک آن دوره کدام را دوبله کردید؟
فیلم «دکتر فاستوس» با بازی برتون فوق‌العاده است. گویشی که در آن فیلم وجود دارد با بقیه فیلم‌های او متفاوت است. فکر می‌کنید او خود شیطان است که دارد حرف می‌زند اما اول فیلم دیدید که او بزرگ‌ترین کشیش دنیاست.

بهداد: با اینکه امکانات خیلی بیشتر شده اما صداها خیلی بی‌برکت شده و افت کرده است. چرا قبلا تلاش‌شان دیده می‌شده است؟
میکس فیلم‌ها مشکل دارد. فقط به خاطر نبود رقابت سینمایی دوبله‌ای این مشکل وجود دارد. در تلویزیون که اصلا هیچ کیفیتی وجود ندارد هر کسی جای هر کسی حرف می‌زند. یک پسر بچه را برای یک مرد می‌گذارند. شما الان نگاه کنید جومونگ مشهور شده در حالی که صداها اصلا به آنها نمی‌خورد و این از بدبختی و بی‌کیفیتی صداگذاری‌هاست که مردم از این جومونگ خوش‌شان آمده به نظرم دوبله‌اش صفر است.

بهداد: سریالش هم صفر است. بازیگر بی‌ارزش آنجا را می‌آورند اینجا و میلیون‌ها تومان خرجش می‌کنند. بعد به ما بازیگرانی که از دل ایران به دنیا آمدیم هیچ اهمیتی نمی‌دهند.
کسی دیگر برای سینما ارزش قائل نیست.

بهداد: ریچارد هریس را هم دوبله کرده‌اید؟
نه!

بهداد: جک لمون را چطور؟
منوچهر نوذری دوبله کرده است.

بهداد: چقدر هم قشنگ انجام داده است.دیگر چه کسانی بودند؟
کسانی بودند که من اصلا دوست نداشتم به جایشان صحبت کنم مثل جیمز استوارت.

خمامی: خاطره‌ای در این زمینه‌ها دارید؟
یادم می‌آید فیلمی به نام «الدورادو» را دوبله کردیم که خیلی فوق‌العاده شد وقتی این فیلم را ضبط می‌کردیم یکدفعه آقای کامل آمد و یک چک
5 هزار تومانی را در پاکت به من داد که از طرف آقای اخوان بود و روی آن پاکت به انگلیسی نوشته شده بود که ژوکر پیش تو لنگ می‌اندازد! و معنی فارسی‌اش یادم می‌آید که به من گفتند یعنی به خاک مالاندن پهلوان. به هر حال وقتی من آن رل را گفتم و این فیلم یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های جان وین شد اما بعد از آن دیگر نگفتم و با ایرج دوستدار دیگر هیچ دوبله‌ای نکردیم و با هم قهر بودیم تا به «دلیجان آتش» رسید که البته جوری صداگذاری کردیم که از هم جدا بودیم یعنی من یک جای دیگر دوبله کردم او هم جایی دیگر و من جوری دیالوگ گفتم که جان وین سکه یک پول شد و تمام فیلم شده بود داگلاس یعنی نمی‌گذاشتم جان وین نفس بکشد پشت سرش دیالوگ می‌گفتم.

بهداد: آنتونی کوئین هم بازی کرده بود.
در فیلم «حضرت عیسی»‌ که ده‌ها نفر تست دادند در نهایت من حرف زدم.

بهداد: ستاره اقبال شما عجب ستاره‌ای‌است. (با خودش فکر می‌کند).
من در حضور آن افراد خارجی که می‌خواستند یک دوبلور ایرانی را انتخاب کنند تست دادم که هنوز جمله چهارم را نگفته بودم یک نفر از آنها به شیشه استودیو زد و با انگشت علامت موفقیت را نشان داد و گفت great، من هم که معنی این حرکت او را جور دیگری برداشت کرده بودم آمدم بیرون از استودیو که یقه‌اش را بگیرم و با او دعوا کنم. یک دفعه او مرا بغل کرد و جمله‌ای انگلیسی گفت که من به روبیک گفتم «روبیک این داره به من فحش می‌ده» (همه می‌خندیم) که در نهایت فهمیدم از من کلی تعریف کرده بود و از صدای من راضی بوده است. من به خاطر آن فیلم نمره 99 برای دوبله از 100 نمره گرفتم.

بهداد: آخرین و عجب فیلمی بود آن فیلم.
بله، بازیگر نقش مسیح آنقدر تاثیرگذار و خوب بازی کرده بود که چند ماه بعد از آن کار دق می‌کند و می‌میرد.

بهداد: تا به حال با هیچکدام از بازیگران خارجی که صدایشان شدید، برخورد داشته‌اید؟

خمامی: آنها صدای شما را شنیدند؟
نمی‌دانم، شاید. به من گفته بودند که «براینر» صدای مرا شنیده. آنهایی که می‌گویند بازیگران خارجی صدایشان را شنیده‌اند دروغ می‌گویند و غلو می‌کنند. من یک بار لاس‌وگاس رفته بودم آقای دین مارتین را ببینم و با او عکس بگیرم که اجازه نمی‌دادند و بالاخره با مکافات به یکی از افراد آنجا پیغام دادم که از طرف من بگویند که من دوبلور ایشان هستم و گویا آقای مارتین جواب پیغام مرا اینطور به آن آقا داده بودند که به ایشان بگویید در 50 تا از کشورهای دنیا 50 تا گوینده به جای من حرف زدند و ایشان هم یکی از آنهاست و من گفتم به ایشان بگویید من صدای ایشان را جور دیگری دوبله کردم به‌طور‌‌ی که اگر ایشان صدای مرا در فیلم‌هایشان بشنوند فکر می‌کنند به فارسی حرف زده‌اند و اصرار کردم که این پیغام را به گوششان برسانند و بعد از آن منشی ارشد مارتین آمد و پیغام آورد که آقای مارتین خیلی گرفتار هستند و نمی‌توانند شما را ببینند اما برای شما یک بلیت کنسرت فرستاده‌اند. حالا اگر هر کس دیگری جای من بود می‌گفت که من با مارتین حرف زدم و او به من گفت آفرین عجب صدایی داری، نکند یک موقع جواب نامه‌هایم را ندهی! (باخنده) مثل آقای... که می‌گفت من با آلن دلون رفیقم و برایم 2 تا عکس فرستاد که من به او گفتم 2 تا عکس خوب بفرست. من با تمام شهرتم در دوبله نتوانستم هیچکدام از اینها را ببینم.

بهداد: شاگرد خوب تربیت نمی‌کنید؟

نه، برای چه کسی؟ برای تلویزیون؟ من برای تلویزیون دیگر دوبله نمی‌کنم چون مرا کنار کسانی قرار می‌دهند که هنوز فرق دست راست و چپشان را نمی‌دانند، اینجوری صدای ما دوبلورهای قدیمی خراب می‌شود.

بهداد: یک دوره‌ای از هم دور شده بودید اختلافات حل شد.

من با کسی اختلاف ندارم آنها خودشان با من اختلاف دارند. وقتی از من پرسیدید من نام اسماعیلی را آوردم اما برعکس اتفاق نمی‌افتد.

بهداد: شاید ایشان هم گفته باشد. در تمام این مملکت اسم 2 تا دوبلور به‌عنوان ستاره مطرح است شما و آقای اسماعیلی این برای همه واضح است. حیف است چرا شاگرد تربیت نمی‌کنید.

من وقتش را ندارم ضمن اینکه کسی هم حاضر نیست بیاید شاگردی کند.

بهداد: آقای جلیلوند از من دعوت نمی‌کنید بیایم

2 خط در یکی از فیلم‌هایتان صداگذاری کنم.
(می‌خندد) حتما!

بهداد: چرا تحویلم نمی‌گیرد آقای جلیلوند.

این چه حرفیه که می‌زنی؟ مطمئن باش این اتفاق می‌افتد.من اصلا فرصت تربیت کردن شاگرد را ندارم به خاطر اینکه در حال حاضر مشغول راه‌اندازی شرکت بزرگی هستم.

این شرکت در چه زمینه‌ای فعالیت کرده و چه نام دارد؟

«کاوشگران صنعت و طبیعت»، این شرکت سیستم جدیدی است که من طراحی آن را در آمریکا انجام دادم و در ایران راه‌اندازی خواهم کرد. متاسفانه الان کار تربیت کردن شاگرد ارزش ندارد. من در همین سریالی که اخیرا کار کردم هیچکس قدردان زحماتم نبود حتی یک نفر هم تلفن نکرد تشکر کوچکی کند. این از حسادت اطرافیان است. آدم‌های اطراف ما فقط حرف می‌زنند. هیچکس هوای هیچکس را ندارد بویژه در دوبله و من متاسفم از این اتفاق، گاهی بخاطر این مساله گریه می‌کنم. فاجعه است که ما 70 میلیون جمعیت داریم با 70 گوینده، این یعنی هر یک‌میلیون یک گوینده! واقعیت تلخی است اما باید بپذیریم کسی حاضر نیست شاگرد کس دیگری شود. در همین تلویزیون یک بار مرا برای تدریس دعوت نکردند و من شنیدم که می‌گویند اگر جلیلوند بیاید ما نیستیم.در صورتی که من می‌دانم چطور یک گوینده بپرورانم.

بهداد: رامبد جوان در میان بازیگرانی که دوبله می‌کنند، چطور است؟

خوب است.

بهداد: امین حیایی چطور؟

بسیار خوب است.

بهداد: ترانه علیدوستی چطور؟

فکر می‌کنم برای تئاتر مساعدتر است تا دوبله.

بهداد: به هر حال دوست دارم بدانم یک بازیگر چطور می‌تواند دوبله کند؟

آنها در دوبله حرفه‌ای نیستند به خاطر همین فیلم از حال و هوایش بیرون می‌آید اما آقای پرستویی اینجور نیست، ایشان در این زمینه خیلی بااستعداد است ضمن اینکه امین هم بد نیست.
خسرو شکیبایی در اوایل انقلاب با من در فیلم «شعله» حرف می‌زد، من با صراحت به او گفتم خسرو صدای تو به درد دوبله نمی‌خورد تو اگر هنرپیشه شوی موفق می‌شوی.

بهداد: (نجوا می‌کند) بازیگر درجه یکی بود.

تو با صدایت می‌توانی تیپ بگیری، پس تو باید هنرپیشه شوی که در نهایت او به من گفت شما راجع به این حرفت به من معتقد هستی، من گفتم صددرصد.او رفت دنبال بازیگری و یادم هست یک بار بعد از
10 سال در استودیو مشغول دوبله فیلم دوستان بودم، پای میز، مشغول گویندگی که یک دفعه یک نفر آمد و پای مرا محکم گرفت؛ استاد نوکرتم. دست کشیدم به موهایش و دیدم بلند است اما سر و صورتش معلوم نیست وقتی سرش را تا سینه‌ام بالا آورد لباسم خیس شده بود دیدم خسرو است، به من گفت استاد اونی که می‌خواستی شدم!
(بهداد بغض می‌کند و از من می‌خواهد این جمله را تیتر کنم)
خمامی: هامون او فوق‌العاده است.
موقع دیدن همان فیلم بود که فهمیدم چه بازیگر توانایی است.

بهداد: مرحوم شكيبايي پدیده بازیگری بعد از انقلاب بود (اسم شما عجین است با نام‌های بزرگ سینمای ایران و آمریکا، (سکوت می‌کند و با خنده می‌گوید) آقای جلیلوند ساعت 03:1 دقیقه بعد از نیمه‌شب است راست و حسینی فکر می‌کردم اونی که از پا درمی‌آید شمایید. (همگی بلند می‌خندیدم) آرزوی من همیشه این بوده که جایزه‌ام را به شما تقدیم کنم به هر دلیلی جایزه نصیبم نشد مهم نیست، نیتم مهم است که جایزه‌ام را به مارلون براندو تقدیم می‌کنم. رویای من در زندگی دیدن او بود حتی یک ثانیه از نزدیک، آرزوی بدی نبود اما نشد، نشد به خاطر هزاران دلیل احمقانه مثل نداشتن پاسپورت، نداشتن پول، نداشتن آدرسش (خنده تلخی می‌کند) این آرزو به یک دست‌نیافتنی تبدیل شد.
همان روزی که شما دوباره به ایران برگشتید و من به اتفاق براهنی آمدم و شما را دیدم فکر می‌کنم مهرم به دلتان افتاد و شما بعد از 5 دقیقه مرا به دوستی پذیرفتید. گاهی وقتی اسم شما را روی گوشی‌ام می‌بینم که نوشته جلیلوند ذوق‌زده می‌شوم مثل هفته پیش که با بهرام رادان، مشغول فیلمی بودیم، یکدفعه تلفنم زنگ خورد و روی صفحه‌اش نامتان را دیدم با شوق بر پیشانی زدم و گفتم وای.. که رادان با طنازی کنایه زد که من در جوابش گفتم (نه جون تو چنگیز جلیلونده) ما شما را خیلی خوب می‌شناسیم. به خاطر همین روزی که برای نخستین بار به شما زنگ زدم (با یادآوری این خاطره خنده‌اش می‌‌گیرد، خودش را کنترل می‌کند و ادامه می‌دهد) شما جواب دادید و گفتید بله جانم بفرمایید: پدرم کنارم بود من به او گفتم بابا فردین... بهروز وثوقی... مارلون براندو... پل نیومن... پیتر اوتول، همه (صدایش را بلند می‌کند) با لکنت: جناب جلیلوند سلام عرض می‌کنم من حامد بهداد هستم من می‌تونم چند لحظه وقت‌تان را بگیرم؟ من فیلم دومم را بازی کردم به نام «بوتیک» من برای این فیلم جایزه می‌گیرم و آن را به شما تقدیم می‌کنم، دقیقا در سالی که مارلون براندو مرده بود من به شما گفتم که هیچ چیز از آن آدم نمانده حتی خاکسترش را هم در جزیره‌ای ریختند، فقط صدای او مانده، بگذارید این جایزه را به شما تقدیم کنم. آن موقع فکر کردم که شما در دلتان گفتید: این بچه کمی پذیرفتنی است. آقای جلیلوند یادتان هست آن روز تلفنی گفتم امسال کاندیدا می‌شوم؟ همچنین گفتم هر سال به طرز خیلی مسخره‌ای کاندیدا خواهم شد (همگی با صدای بلند می‌خندیدیم) از آن اتفاق
8 سال گذشته.

خمامی: و شما 7 بار کاندیدا شدید...!

(جلیلوند از خنده سرخ می‌شود)
بهداد: شما آن فیلم‌هایی را هم که کاندیدا نکردند کاندید شده بدانید حتی جایزه را گرفته شده بدانید. شما هر سال برای اختتامیه در سالن بودید، یک بار نیامدید که من در آن سال برای «روز سوم» کاندیدا بودم. زنگ زدم و به شما گفتم آقای جلیلوند در سالن هستید؟ شما گفتید من در یک میهمانی هستم. گفتم آقای جلیلوند من آخر نمی‌دانستم که کاندیدا می‌شوم و شما گفتید باید می‌دانستید جانم! (جلیلوند از خنده ریسه می‌رود) در نهایت یادم آمد که خودم به شما گفتم هر سال به طرز احمقانه‌ای کاندیدا خواهم شد. من افتخار دوستی با شما را دارم. من مملوم از افتخار و لبریز از اینکه افتخار کنم به این موضوع که از 5 سالگی صدای شما را شنیده‌ام. ارادتم هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود، نمی‌دانم چرا هیچ‌وقت خاطره‌هایتان تکراری نیست! اینقدر تنوع! مگه می‌شه؟ بله می‌شه. با جلیلوند استثنایی همه چیز می‌شود. حسن ختام این مصاحبه حرف‌های شماست.
خوشحالم که این وقت را با هم گذراندیم.

خمامی:30 دقیقه پرباری بود؛ آخر آقای جلیلوند تلفنی به من گفته بودند که تنها 30 دقیقه برای مصاحبه وقت خواهند گذاشت.

جلیلوند و بهداد بلند می‌خندند و همین خنده شیرین حسن ختامی است برای این مصاحبه شورانگیز.

سایت سینمای ما

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/13ساعت   توسط صادق  | 
جواز لمپنيسم با متفاوت‌نمايي/ اطرافیان دلسوز حامد بهداد باید به یاری‌اش بشتابند


سینمای ما- مصطفی جلالی فخر: چندي پيش مطلبي در باره‌ي بازي‌هاي پر از اغراق و جلوه‌گري و متفاوت‌نمايي حامد بهداد نوشتم. در طول مطلب كوشيدم احساسات منفي حاصل از بازي عصبي‌كننده‌ي بهداد در دل‌‌خون را در نوشته‌ام دخالت ندهم و آرام و منطقي و با استدلال بنويسم. هوشنگ گلمكاني هم كه نظرش برايم اهميتي فراتر از سردبيري‌اش دارد، معتقد بود كه نوشته‌ي مستدلي شده است و خودش هم طي يادداشتي كوتاه، اين نظر را در باره‌ي بهداد تاييد كرد. با شناختي كه از مصاحبه‌ها و عجيب‌گويي‌هاي اين بازيگر داشتم و خودشيفتگي مفرطي كه دارد، انتظار داشتم كه جايي از خودش واكنشي بروز دهد. كسي كه با شوخي همكارش به وجد مي‌آيد و باور مي‌كند كه: "در دنيا تنها سه بازيگر حق اغراق دارند، رابرت دنيرو، بهروز وثوقي و حامد بهداد." طبعا نقد را نمي‌تواند تاب بياورد. اولين واكنش عمومي كساني كه مورد نقد واقع شده‌اند، ادعاي غرض‌ورزي با آن‌هاست كه خب تكراري‌تر از آن است كه جدي گرفته شود. واكنش ديگر بهداد در روزنامه اول مهر وطن امروز، جلوه‌ي نگران‌كننده‌تري داشت. او اين نوشته‌ي من (و چه بسا يادداشت تاييدي سردبير) را به دليل سوءتغذیه و کهولت سن دانسته که فسفرهای مغز را کاهش می‌دهد و از بین می‌برد. روزگاري بود كه منتقدان را متهم مي‌كردند كه نقد نمي‌كنند، فحش مي‌دهند. حالا به نظر مي‌رسد كه مناسبات ناسالم و برخي آشفتگي‌هاي رواني در سطوح مختلف اجتماعي باعث عبور از حداقل‌هايي شده كه زماني به عنوان ضروريات آداب فردي و اجتماعي تلقي مي‌شدند. اين فحاشي بهداد بيش از آن كه در حد پي‌گيري حقوقي اهميت داشته باشد، زنده‌شدن و تئوريزه كردن لمپنيسم است.
كاري به اين ندارم كه ايشان در چه جور فضاي خانوادگي بزرگ شده است اما طبعا از كسي كه صاحب شغل و نامي در فرهنگ و هنر است، توقع اين است كه آداب تازه‌اي بياموزد و بتواند خود را مهار كند. اين كه كسي خود را به شوريدگي بزند و به خودش اجازه دهد در يك كنفرانس مطبوعاتي بپرد روي ميز و رفتارهاي سخيفي از خود نشان دهد، تنها به خود او باز نمي‌گردد. يا اين كه كسي بتواند در يك روزنامه رسمي بي‌ادبي كند، صرفا به روان‌نژندي مبتني بر اغراق و غيرقابل‌پيش‌بيني بودن او مربوط نمي‌شود. خودشيفتگي و خودنمايي ارتباط تنگاتنگي با هم دارند و اگر به حد بيمارگونه‌اي برسد بايد در پي درمان آن بود نه افتخار به استمرارش. رفتارهاي خلاف عرف بهداد كه به دشنام‌گويي هم رسيده، حكايت بهلول و چاه زمزم را به ذهن مي‌آورد و طبعا بايد اطرافيان چنين كسي به ياري‌اش بشتابند. اين‌ها الزاما ويژگي‌هاي شخصي غيرقابل اعتنا نيستند، بلكه او با عبور از حداقل‌هاي آداب معاشرت عمومي، كل ارزش‌هاي پايه‌ي اجتماعي را به سخره مي‌گيرد. دوست وكيلي كه به سينما هم علاقه‌مند است اصرار دارد كه چنين رفتارهايي را بايستي با اقدامات قضايي، هزينه‌دار كرد تا احيانا آدم‌هايي شبيه بهداد را متقاعد كند كه هر آن چه به ذهن آن‌ها براي انجام يا گفتار مي‌رسد، قابل اجرا نيست و وظايف مهمي بر عهده‌ي قشر خاكستري در مغز آدمي‌ست؛ از جمله كنترل تكانه‌هاي ليمبيكي (مثل فحاشي و روي ميز پريدن). من البته حوصله‌ي عمل به پيشنهاد دوستم را ندارم و اصلا با قضايي شدن فضاي فرهنگي و هنري مخالفم.
حامد بهداد جوان مستعدي‌ست كه اگر بتواند نگاه واقع‌بينانه‌اي به خودش داشته باشد و تكانه‌هاي عصبي‌اش را كنترل كند، مي‌تواند آينده‌ي اميدواركننده‌اي داشته باشد. اطرافيان دل‌سوز بايد به جاي شوخي‌هايي در حد معادل‌پنداري او با براندو و دنيرو و پاچينو، به ياري‌اش بشتابند و در گام نخست، آداب اجتماعي و بديهيات مواجهه با احترام عمومي را به او بياموزند... و يك خاطره: يك بار مشغول رانندگي بودم كه يك مزدا با سرعت پيچيد و با من تصادف كرد. راننده جوانش حالت طبيعي نداشت و مقصر بود. گفتم منتظر مي‌شويم تا پليس بيايد و با 110 تماس گرفتم. كمي بعد ديدم كه دارد سرش را تكان مي‌دهد و با مشت كوبيد روي كاپوت ماشينش و خل‌و‌چل‌بازي درآورد: "ببين من حالم خوب نيست ها!... بي‌خيال!!" و بعد رفت كه سوار شود و برود. دستش را محكم گرفتم و گفتم هيچ مسئله‌اي نيست: "بعد از اين كه پليس آمد و كروكي كشيد و مقصر معلوم شد، با يك آمبولانس تماس مي‌گيرم تا شما را به يك مركز درماني برساند. من روان‌پزشكان حاذقي سراغ دارم كه مي‌توانند به شما كمك كنند."

لینک این مطلب در سایت سینمای ما برای درج نظرات شما دوستان بهدادی
+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/10ساعت   توسط صادق  | 

شيرجه در فنجان


سینمای ما- ماهنامه فیلم که همیشه رویکردی متعادل در قبال فیلم‌ها و چهره‌های سینمای ایران نشان می‌داد، در شماره 398 اقدام جالبی کرد و مطلبی صریح و انتقادی علیه شیوه بازیگری حامد بهداد منتشر کرد. یکی از ویژگی‌های خوب این مطلب، موضع‌گیری صریح و حمایتی هوشنگ گلمکانی، سردبیر ماهنامه فیلم، بود که در یادداشتی بر پیشانی مطلب نویسنده مجله‌اش از رویکرد او دفاع کرد. با توجه به بحث‌های مختلف و متعددی که این روزها در سایت سینمای ما درباره بهداد و بازی‌هایش به راه افتاده، انتشار مطلب مصطفی جلالی فخر و یادداشت هوشنگ گلمکانی می‌تواند باب دیگری برای بحث‌های کاربران در این زمینه باز کند.



چه بازيگر خوبی هستم
هوشنگ گلمکانی

رفتم فيلم دل‌‌‌‌‌‌‌‌خون را ببینم و درباره‌اش بنويسم، چون يکی از دوستان گفته بود «فيلم متفاوتی» است و بد نيست از فيلم‌ساز جوانش حمايت شود. بعد ديدم فيلم فقط يک نکته مرکزی جذاب دارد (که دوست‌مان خسرو نقيبی آن را به دکمه‌ای خوش‌نقش تشبيه کرده) بدون ظرافتی در گسترش طرح و فيلم‌نامه و اجرا. خوش‌بختانه در اين ميان همين آقای نقيبی داوطلب نوشتن نقد اين فيلم شد و مرا خلاص کرد، اما در اين ميان نکته ديگری هم ذهنم را مشغول کرده بود که می‌خواستم مستقل درباره آن بنويسم.
چند سال بود می‌شنيدم «حامد بهداد بازيگر خوبی است»، اما هيچ وقت اين «بازی خوب» را در فيلم‌هايی که از او ديده‌ام درک نکرده بودم. اين اواخر گفتند در حس پنهان به نقش يک آدم روانی غوغا کرده، ديدم و نفهميدم. گفتند در شبانه‌روز باور نکردنی است، چيزی نديدم و البته موفقيت کارگردان‌ها اين است که چيزی ديده نمی‌شود و توانسته‌اند دست و پای او و عضلات صورتش را ببندند و چهره‌اش را زير گريم سنگين پنهان کنند. و گفتند که يک نقطه قوت دل‌خون، بازی بهداد است اما همه‌اش اغراق و ادا بود و جلوه‌گری و خودنمايی. می‌خواستم در مورد همين قضيه بنويسم، و اين که در هر حرکتش فرياد می‌زند: «ببينيد من چه بازيگر خوبی هستم! مرا تماشا کنيد!» پيداست که او استعدادی دارد، اما بيش‌تر اغراق‌ها و خودنمايی‌ها و اداهاست که خود را نشان می‌دهد و اگر به اين شيوه ادامه بدهد، به جايی نمی‌رسد...
می‌خواستم همين چيزها را بنويسم که ديدم همکار ديگرمان مصطفی جلالی‌فخر مطلبی در همين زمينه آورد و خوش‌بختانه از اين يکی هم معاف شدم! حالا البته می‌شد همين مقدمه را هم ننوشت و حرف را به اين نوشته محول کرد، اما عمدأ نوشتم تا تأکيد کنم که بنده هم با اين مطلب موافقم.

شیرجه در فنجان

مصطفی جلالی فخر

حامد بهداد با آخر بازي آغاز كرد اما با بوتيك بود كه به چشم سينماي ايران آمد. همان گونه كه فيلم توانست به عنوان نمايش موفق آشفتگي نسل جوان و معاصر شناخته شود، بازيگرانش هم توانستند نقش‌هاي به درستي پرداخت شده‌ي خود را به اندازه و موثر بازي كنند. بهداد هم توانست نقش يك معتاد عصبي را قابل قبول بازي كند و نحوه‌ي قدم زدن و حركات دست و نوع بيان جملات و سيلاب‌بندي كلمات در كنار دندان‌هاي زرد و ابروهاي كم‌رنگ به باورپذيري نقشي كه فقط در دو سكانس حضور داشت كمك كرد. او در توصيف اين تجربه‌اش گفت كه دو سال براي اين نقش زحمت كشيده است و البته به اندازه‌ي زحمت و صبوري‌اش مورد توجه قرار گرفت. او به تدريج و پس از آن كه حق انتخاب پيدا كرد، كوشيد تا بيش از هر چيز "متفاوت" باشد. چه در انتخاب و نوع بازي و چه در رفتارهاي حاشيه‌اي و حرف زدن و حركاتش خارج از قاب دوربين، يابروز واكنش‌هاي ناگهاني و غيرقابل‌پيش‌بيني و نامتعارف. در حدي كه در نشست خبري تئاتر سگ سكوت و براي نشان دادن قابليت‌هاي بدن يك بازيگر تئاتر، ناگهان پريد روي ميز و حركات عجيبي كرد كه با توقعات چنين جلسه‌اي هم‌سو نبود. او عاشق مارلون براندو و جيمز دين است و خيلي دوست دارد كه در نقش‌ها و حضور خود دنباله‌رو آن‌ها باشد؛ يك جوان سركش و معترض و ناآرام كه مشتاق شورش بي‌دليل نيز هست. بيش از همه، اين ناآرامي متمايل به روان‌پريشي‌ست كه به محض امكان بروز در هر نقشي، انگار طغيان مي‌كند. او عموما اغراق‌آميز بازي مي‌كند و از عضلات صورت و حركات دهان و فك و نمايش دندان‌هايش به وفور و بيش از حد متعارف بهره مي‌برد. اين اغراق در حركات دست و نحوه‌ي راه‌رفتن و اداي كلمات و كلام منقطع با مكث‌هاي كوتاه و پرتعداد نيز بروز مي‌يابد و در مجموع به يك بازيگر over act مشهور شده كه كنترلش هم آسان نيست. معمولا در نقش‌هاي مكمل و كوتاه نتايج بهتري حاصل مي‌شود و در نظرسنجي انتخاب نقش مكمل هم جايي براي او هست. نمونه‌اش تك سكانس آخر دايره زنگي كه اصلا يك نقش تعمدا اغراق‌شده و بي قرار با بازي او جور شده بود. او در فيلم‌هايي مثل هر شب تنهايي هم كه قرار است در حرم امام رضا ‌(ع) و فضاي معناگرا برگزار شود، به محض بروز امكان برون‌ريزي حسي نسبت به همسر در آستانه‌ي مرگش، باز همان ميمك‌هاي افراطي بروز مي‌يابند. در واقع همان اشكال مهمي كه او دارد و بازي‌هاي درونگرا را هم به نحوي برون‌گرايانه ارائه مي‌دهد و به رغم تلاش براي مهار شورشي كه در درونش هست و بر خلاف تصور بازي زيرپوستي (كه گمان مي‌كنم خودش به اشتباه فكر مي‌كند دارد)، تمام عضلات زيرچشمان و گونه‌ها و بالابرنده‌هاي چانه و عضلات گردن براي يك گريه‌ي ساده درگير مي‌شوند. براي همين بود كه در فصل جست‌و‌جو به دنبال همسرش، آدم احساس مي‌كرد كه همان اندك اشك هم با زحمت و مرارت زيادي در چشمانش جمع شده. بهترين بخش بازي‌اش هم در تاكسي‌ست و همان جا كه فقط نگاه مي‌كند و قرار نيست كار ديگري بكند. درست شبيه روز سوم كه عشق نامتعارف او به يك دختر خرمشهري در نگاه او قابل باورتر بود تا حركات و گفتارش.
اغراق‌آميزترين و دافعه‌برانگيزترين بازي او در دلخون است. جايي كه قرار است نقش يك عاشق و قاتل روان‌پريش را بازي كند كه در آستانه‌ي اعدام است و عذاب وجدان هم دارد. كاملا معلوم است كه دست او در اين فيلم باز بوده و به اشتباه گمان برده كه براي يك بازي خوب و ماندگار، بايد تا آن جا كه مي‌شود خودش را "بروز" دهد. نمي‌خواهم تحصيلات تئاتري او را به اين نقص او ربط دهم، اما يك بازيگر در سينما بايد كلوزاپ خود را بشناسد. و مثلا بداند كه وقتي لب‌هاي منقبض شده و دندان‌ها و لثه‌هاي نمايان را مدام مي‌لرزاند تا نشان دهد كه چه قدر حال دروني‌اش بد است، ممكن است روي پرده نتيجه‌اي حاصل ‌شود كه حال تماشاگر را بد و عصبي كند. به ويژه وقتي اين حالت مكرر تكرار مي‌شود و انگار افه‌‌ي ديگري براي آشفتگي دروني به ذهن بازيگر (و كارگردان) نرسيده است. بهداد در اين فيلم به حس و بازي همبازي‌اش الناز شاكردوست هم بي‌توجه است. در واقع ساير عناصر صحنه، چه از حيث موقعيت و جملات و چه از لحاظ ميزانسن و نور و بازي طرف مقابل هم هيچ ربطي با اين همه اغراق او ندارند. تنها جايي هم كه بازيگر نقش نسرين به اشتباه پاي به پاي اغراق او در حس‌هاي غيرقابل باورش زياده‌روي مي‌كند، هر دو از فيلم جدا مي‌افتند. حامد بهداد در اين فيلم كه بدترين بازي او هم هست، به شدت خودش را تحت فشار قرار مي‌دهد تا تواماني عشق و عذاب وجدان را به صورت خود منتقل كند و در عين حال پريشاني روحي و ذهني‌اش را هم جيغ بكشد. او تعريف كرده كه در بوتيك، زير دوش آب سرد مي‌رفته و وقتي به مرز يخ‌زدگي مي‌رسيده ديالوگ‌هايش را مي‌گفته تا آن لرزش صدا و در آستانه‌‌ي انهدام بودن را خوب درآورد. در دلخون هم مدام سعي ‌مي‌كند اين حس لرزيدن را به گونه‌اي غلوشده ارائه دهد اما مكانيسم بروز آن متفاوت است و كاملا تصنعي و آزاردهنده است. نمي‌گويم او بايد همواره زير دوش آب سرد برود و بعد جلوي دوربين بيايد، اما طبعا بايد راهي پيدا كند كه اين كنش‌ها تا اين حد اضافه و گل‌درشت نباشند. راستش واژه‌ي مناسب‌تري به ذهنم نرسيد تا به جاي "زور زدن" از آن استفاده كنم و عجالتا مشكل اصلي او را همين زور زدن براي انتقال ناآرامي و روان‌پريشي مي‌دانم. اين اشكال در بين بسياري از بازيگران ما شيوع دارد و به ويژه در برابر نقش‌‌ آدم‌ عصبي و نامتعادل و ديوانه و شيرين عقل و... فكر مي‌كنند كه از هفت دولت آزادند و هر حركت و اغراقي از آن‌ها به ويژگي نقش منتسب مي‌شود. نمونه‌اش محمدرضا فروتن كه در چند سال اخير در چنين نقش‌هايي مكرر بازي كرده و او هم دچار همين سوء تفاهم شده است. البته بهداد در حس پنهان نقش يك روان‌پريش را بازي كرده كه به دو دليل قابل تحمل است. يكي كوتاهي نقش و حضور او (هر چند در دو سه نما، اغراق حسي و رفتاري‌اش مشهود است) و ديگري كنترل‌شدگي بيش‌تر او توسط كارگردان. به نظر مي‌رسد با شهرت و تقاضاي بيش‌تر، او به دنبال بازي بي‌قيدتري‌ست كه چندان زير سايه‌‌ي كارگرداني نباشد. بازي‌هاي اخير او اين را نشان مي‌دهند. اين آزادي به نفع او تمام نمي‌شود و اتفاقا هر چه مهارشده‌تر بازي كند، نتيجه‌‌ي بهتري به دست مي‌آيد. مثل آن چه در شبانه‌روز، تقريبا اتفاق افتاد و ايفاي نقش يك پيرمرد فرتوت و كم‌توان خودبخود جلوي بعضي اشكالات او را گرفت. اين كه مي‌گويم تقريبا، به اين دليل است كه در آن جا هم اين اغراق در نمايش "در خود فروريختگي" و خم‌شدگي و توناليته‌ي صدا مشهود است. بازي او را در نقش روحاني در فيلم تازه‌ي عباس رافعي نديده‌ام و مشتاقم ببينم او در قالب نقشي كه بايد با آرامش و سكون و وقار همراه باشد، چه كرده است. جايي خواندم كه بازيگران over act در برابر چنين نقش هايي مثل كسي مي‌شوند كه دست و پاي‌شان را بسته‌اند و در آب انداخته‌اند كه شنا كنند!... و البته اگر دست و پا را فراموش كنند، مطمئنا در حدي كه غرق نشوند از آن‌ها بهره خواهند برد.

ماهنامه سينمايي فيلم، شهريور 1388، شماره 398، صفحه 122
+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/10ساعت   توسط صادق  | 

عكسهاي نمايش "سگ سكوت" در وب سايت تماشاخانه ايرانشهر

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/08ساعت   توسط صادق  | 
سینمای ما - قطب الدین صادقی به گروه بازیگران فیلم سینمایی "آدمکش" به کارگردانی رضا کریمی پیوست. فیلمبرداری فیلم سینمایی "آدمکش" هم اکنون با بازی مهتاب کرامتی، بهرام رادان و قطب الدین صادقی در حوالی زعفرانیه ادامه دارد. این فیلم دومین همکاری کریمی و صادقی پس از مجموعه "فاکتور 8" است که امسال از شبکه یک پخش شد.

فیلمبرداری "آدمکش" به تهیه کنندگی محمد پوستی، روز 27 شهریور در تهران آغاز شده و تاکنون کرامتی و رادان جلوی دوربینرفته اند. هنوز بازی حامد بهداد در این فیلم آغاز نشده و طی روزهای آینده چند بازیگر دیگر هم به این پروژه خواهند پیوست.

مهتاب کرامتی که پارسال جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن را از جشنواره فجر دریافت کرد، در این فیلم در نقشی کاملا متفاوت بازی می کند."آدمکش" مضمونی اجتماعی دارد و یک درام روانشناختی است. حدود دوماه برای فیلمبرداری پنجمین فیلم سینمایی رضا کریمی، زمان پیش بینی شده است.

از عواملی که در این فیلم حضور دارند می توان به محمود کلاری مدیرفیلمبرداری، آزیتا موگویی مجری طرح و مدیرتولید، ژیلا مهرجویی طراح صحنه و لباس، بهروز معاونیان صدابردار و عاطفه رضوی طراح چهره پردازی اشاره کرد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/08ساعت   توسط صادق  | 

سري اول

سري دوم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/08ساعت   توسط صادق  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/03ساعت   توسط صادق  | 

سینمای ما - فيلمبرداري فيلم سينمايي «آدمكش» به كارگرداني رضا كريمي و به تهيه كنندگي محمد پوستي در تهران ادامه دارد.،اين فيلم روز سه شنبه هفته گذشته در تهران كليد خورد و تاكنون بهرام رادان و مهتاب كرامتي جلوي دوربين رفته اند. هنوز بازي حامد بهداد در اين فيلم آغاز نشده و طي روزهاي آينده چند بازيگر ديگر هم به اين پروژه خواهند پيوست.


«آدمكش» مضموني اجتماعي دارد و يك درام روانشناختي است. حدود دوماه براي فيلمبرداري پنجمين فيلم سينمايي رضا كريمي، زمان پيش بيني شده است.
عواملي كه در اين فيلم حضور دارند عبارتند از:
بازنويس فيلمنامه و كارگردان: رضا كريمي - نويسنده فيلمنامه: محمدهادي كريمي - مديرفيلمبرداري: محمود كلاري - مجري طرح و مدير توليد: آزيتا موگويي - طراح صحنه و لباس: ژيلا مهرجويي - صدابردار: بهروز معاونيان - طراح چهره پردازي: عاطفه رضوي - دستيار اول كارگردان: محمد موفق - مدير برنامه ريزي: احسان سجادي حسيني - جانشين توليد: مجيد كريمي - مدير تداركات: محمد يميني- منشي صحنه: مرجان تاجيك - دستيار اول فيلمبردار: عليرضا برازنده - دستيار دوم فيلمبردار: مجيد نعيمي - دستيار صدابردار: سعيد بجنوردي - گروه صحنه و لباس: عليرضا غفاري زاده، رحيم روزي جو، رضا حاجي زادگان، مريم عباسي - دستيار دوم كارگردان: سعيد بيات - دستيار سوم كارگردان: عليرضا لنگرودي - گروه فيلمبرداري: شاهرخ زماني تهراني، افشين بندي، علي رمضاني، مصطفي صادقي - گروه چهره پردازي: هاشم فغاني، پريا روشن - گروه تداركات: محمد مهدي طيبي، مهدي پيله وريان، برزو تقي نژاد، مهدي سليماني، فاطمه سادات جدي بيگدلي - حمل و نقل: علي باقرزاده، سينا ملكي، علي اكبروند، مهدي صدري، امير امامي، احمد بداقي، هاشم حجتي - سينه موبيل: رضا واعظ - امور اداري: حبيبه قاسم زاده - امورمالي: فاطمه زاهدي - ساخت فيلم پشت صحنه: كاميار كلاري - مشاور رسانه اي: مهدي طاهباز - عكاس: امير عابدي - تهيه كننده: محمد پوستي - بازيگران: بهرام رادان، مهتاب كرامتي و حامد بهداد.

برای دیدن چند عکس فیلم به ادامه مطلب رجوع کن.(2 عکس)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/03ساعت   توسط صادق  | 

از مونا بابت درج لینک ممنون.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/01ساعت   توسط صادق  | 
سینمای ما - امیرحسین بزرگزادگان: چندی پیش یکی از اجراهای نمایش «سگ سکوت» با بازی حامد بهداد و پانته‌آ بهرام با حضور هنرمندان برگزار شد. عکس‌های امیرحسین بزرگزادگان از این حضور را در این جا می‌بینید...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/20ساعت   توسط صادق  | 

سینمای ما - با قطعی شدن حضور حامد بهداد و عوامل پشت دوربین فیلم سینمایی "آدمکش" رضا کریمی به زودی فیلمبرداری این فیلم را شروع می‌کند.
تاکنون حضور محمود کلاری مدیرفیلمبرداری، آزیتا موگویی مجری طرح و مدیرتولید، ژیلا مهرجویی طراح صحنه و لباس، بهروز معاونیان صدابردار، عاطفه رضوی طراح چهره پردازی، محمد موفق دستیار اول کارگردان، احسان سجادی برنامه ریز و محمد یمینی مدیر تدارکات به عنوان عوامل پشت دوربین فیلم "آدمکش" به تهیه کنندگی محمد پوستی قطعی شده است.


حامد بهداد یکی از نقش‌های اصلی فیلم را بازی می‌کند. این فیلم یک بازیگر مرد و یک بازیگر زن اصلی دیگر نیز دارد که به زودی مشخص خواهند شد."آدمکش" از اواخر مرداد وارد مرحله تولید خواهد شد.

هم اکنون آخرین مراحل بازنویسی نهایی فیلمنامه این فیلم توسط رضا کریمی در حال انجام است. این فیلم مضمونی اجتماعی دارد و یک درام روانشناختی است. آخرین ساخته سینمایی رضا کریمی "انعکاس" بود که تابستان سال گذشته اکران شد و در میان پرفروش‌های سال قرار گرفت.

کریمی تاکنون فیلمهای سینمایی "عشق + 2"، "هزاران زن مثل من"، "تب" و "انعکاس" و مجموعه های تلویزیونی "مرده متحرک"، "شبی از شب‌ها" و "فاکتور هشت" را مقابل دوربین برده است.


لینک مطلب برای درج نظرات در سایت سینمای ما

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/14ساعت   توسط صادق  | 
سينماي ما- تدوين فيلم سينمايي «زندگي با چشمان بسته» به كارگرداني رسول صدرعاملي به پايان رسيد و به زودي سكانس پاياني در خرمشهر و آبادان فيلمبرداري مي‌شود. تدوين «زندگي با چشمان بسته» توسط هايده صفي‌ياري به پايان رسيد و براي انتخاب صداگذار آن رايزني شده است و به زودي صداگذاري كار نيز شروع مي‌شود.
براساس اين گزارش، مقدمات فيلمبرداري تنها سكانس باقي‌مانده اين فيلم نيز در حال انجام است تا با انجام فيلمبرداري در آبادان و خرمشهر اين مرحله به طور كامل تمام شود. براساس اين گزارش، بخش عمده فيلمبرداري تازه ترين فيلم صدرعاملي در لوكيشني در تهران انجام شده و فقط سكانس باقي مانده آن در جنوب كشور انجام مي‌شود.
در اين فيلم كه داستان اختلافات دو جوان با خانواده‌هايشان است، ترانه عليدوستي، حامد بهداد، فرهاد آئيش، پريوش نظريه، فرهاد قائميان، پولاد كيميايي به ايفاي نقش مي‌پردازند و عاطفه رضوي، الهام پاوه‌نژاد، انديشه فولادوند، آناهيتا افشار، علي مرداني، گلاره شهبازيان، مهدي اسلام‌پور حضور دارند.
عواملي اصلي كه در اين پروژه با رسول صدرعاملي همكاري دارند، عبارتند از: گروه كارگرداني: دستيار اول كارگردان: درنا مدني، برنامه‌ريز: سهيل بيرقي، منشي‌صحنه: نائله شريفي، عكس: مريم تخت‌كشيان، طراح صحنه و لباس: آتوسا قلمفرساني، مدير صحنه: موسي شكيب، مدير فيلم‌برداري: فرج حيدري، دستيار فيلمبردار: فراز حيدري، صداي هم‌زمان: محمد مختاري، طراح گريم: سعيد ملكان، مسئول بدل‌كاران: ارشا اقدسي، مسئول هنروران: بهمن قوامي، مدير تداركات: داود معدني ، روابط عمومي: افسانه فراهاني، تهيه‌كننده محمدرضا تخت‌كشيان و محصول موسسه توليد فيلم آفتاب‌نگاران است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/08ساعت   توسط صادق  | 
لینک بیوگرافی حامد بهداد و تعدادی از عکس هایش در  سایت سی نگاه
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/08ساعت   توسط صادق  | 
سلام.امروز لینک برنامه یک فیلم ، یک تجربه رو براتون بزارم تا مشاهده کنید و منو دعا کنید.

فیلم روز سوم با بازی حامد بهداد و باران کوثری

تاریخ 88/5/1

شرایط مشاهده برنامه:

سرعت بالای اینترنت(ADSL)

نصب بودن یکی از برنامه های

Windows Media Player 11 برای مرورگر موزیلا فایرفاکس

Real Player برای مرورگر های دیگر

سایت موسسه سروش رسانه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/07ساعت   توسط صادق  | 

دوستان عزیزم سلام.از تاخیری که پیش اومد معذرت میخوام.مصاحبه ای که ملاحظه می کنید از سایت ایران تئاتر گرفتم.این مصاحبه خوندنیه...!


حامد بهداد فارغ‌التحصیل تئاتر است و در دوران دانشجویی هم در حیطه تئاتر فعالیت‌هایی داشته اما با پایان تحصیلاتش در دانشگاه جذب سینما شد و تمام فعالیتش به حضور در سینما معطوف شد. تا امروز که 10 سال از آن روزها گذشته، او دیگر فعالیتی در عرصه تئاتر نداشته است تا این روزها او در نمایش"سگ ـ سکوت" به کارگردانی آروند دشت‌آرای ایفای نقش می‌کند.

خودش معتقد است: شهرت او که از سینما برایش مانده، عامل جذب تماشاگر برای تئاتر است و به همین دلیل هم هست که در تمام طول مصاحبه‌ مدام از خودش و توانایی‌هایش در بازیگری سخن می‌گوید و تلاش می‌کند تا به تو بقبولاند که بازیگر خوبی است. در عین حال حامد بهداد البته انسان متواضعی است؛ اما بازیگر متواضعی نیست و با تکیه بر کارنامه‌اش در سینما و نه در تئاتر، خود را بیش از آن چه که هست می‌داند؛ ‌البته از حق نگذریم که موفقیت‌هایش در سینما هم قابل انکار نیست. در عین حال او آدم صادقی است و هر چه در دل دارد به زبان می‌آورد و هراسی از بیان آن چه که در ذهنش می‌گذرد، ندارد. شما هم می‌توانید درباره او و نوع حضورش بر صحنه یا پرده سینما قضاوت کنید. شاید مطالعه این گفت‌وگو در این قضاوت یاری دهنده خوبی برایتان باشد.
                                                                       ****
شما فارغ‌التحصیل تئاتر هستید و در دوران دانشجویی در عرصه تئاتر دانشجویی فعالیت‌هایی داشتید. اما با پایان یافتن دوره دانشجویی، ‌عمده فعالیت خود را به حضور در سینما معطوف کردید. چرا تا این حد از تئاتر دور شدید؟
‌آدم سینما هستم. در واقع آن بخش از بازیگری را پوشش می‌دهم که در سینما کم داریم. بازیگران تئاتر دارای نوعی توانایی هستند که زمانی که به سینما می‌رسند، این توانایی از بین می‌رود. من واسطه این تبدیل هستم و تبدیل این بازی را بلد‌م. تعداد محدودی بازیگر تئاتر مثل مهدی هاشمی وجود دارد که زمانی هم که مقابل دوربین قرار می‌گیرند، باز هم آن توانایی و اصل بازی منتقل می‌شود. رضا(کیانیان)، پرویز(پرستویی)، خسرو(شکیبایی)، گلاب(آدینه) و... هستند که این توانایی را دارند. بازیگران خیلی خوبی در عرصه تئاتر داریم که زمانی که به سینما می‌رسند به شدت آن توانایی را از دست می‌دهند. اما من این را در نسل خودم کمتر سراغ دارم. بیشتر دوستان من زمانی که به سینما رسیدند، نتوانستند موفق باشند. من هم سینما را بیشتر دوست دارم و هم قاعده تبدیل آن نوع بازی را که در سینما از بین نمی‌رود، بلد هستم. همچنین اقتصاد‌، برد بیشتر، تاثیر بیشتر، علاقه شخصی و صد در صد خودم به سینما هم از دلایل گرایش من به سینما بود. کما این که تئاتر برای من، نه این که امری جدی نیست، بلکه خوشحالم که تئاتر خوانده‌ام، چرا که تئاتر قوه تخیل و تحلیل بازیگر را افزایش می‌دهد. در سینما هم با عکاسی به پیشرفت رسیدم. ‌ابتدا به ساکن، قصه به اضافه دوربین ‌آن هم از نوع نگاتیو، می‌شود سینما. هندسه‌ها، دکوپاژها، میزانسن‌‌ها، ترسیم موقعیت‌ها و... به اضافه ترکیبی از سلیقه‌های ‌یک کارگردان به همراه اتفاق‌های مترقبه و غیر مترقبه می‌شود، سینما. فکر می‌کنم، جایی که هستم، جای درستی است. در واقع ترکیبی از حضور انرژی‌مند من جلوی دوربین یا روی صحنه، کاری را که باید، انجام می‌دهد. سینما و تئاتر هر دو تمرین‌های خاص خود را می‌خواهند.
در این سال‌های نسبتاً طولانی ‌هرگز در تئاتر فعالیتی نداشتید اما بعد از 10 سال دوباره پا به صحنه تئاتر گذاشتید. انگیزه‌تان از حضور در عرصه تئاتر بعد از این مدت چه بود؟
درباره انگیزه‌ام، نه این که نمی‌دانم، در واقع نمی‌خواهم که حرف بزنم. اما این جهان برای ما بهانه‌ای بیش نیست.
جهان نمایش؟
نه! این‌ زندگی. یک کرم را سر یک قلاب قرار می‌دهند و مرتب آن را جلوی چشم‌هایت تکان می‌دهند. قرار است به دست شاهی، جایی شکاری شوی یا به راهی بروی. قرار است کاری بکنم. در این دنیای کم تمرکز و این جهان بی‌ثبات که از درون، مرا اذیت می‌کرد، از شب اول تا دهم اجرا، خیلی چیزها تغییر کرده است. الان شب یازدهم اجراست که من با شما صحبت می‌کنم، در حال حاضر روی صحنه، تسلط بیشتری نسبت به شب اول پیدا کرده‌ام. این مسئله می‌رفت که بد و بدتر شود اما شاید قسمت من بود که در این تئاتر حضور پیدا کنم و کمی در این میان دچار تجربه‌هایی شدم. قرار نبود‌ تئاتر بازی کنم اما سر راهم شرایطی را قرار می‌دهند که یک باره خودم را روی صحنه و در ارتباط مستقیم با تماشاگر می‌بینم. همین طور متوجه می‌شوی که بدن بی استعدادت در حال روغن خوردن است. بدن روی صحنه تئاتر چیز دیگری است، بدن من چقر شده. به خوبی این مسئله را می‌دانم.
پس می‌توان گفت یکی از دلایل حضورتان در صحنه تئاتر نوعی بازسازی بدن و بیان و به منظور حضور پرقدرت‌تر در عرصه تئاتر است.
این هم 5 درصد از ماجراست.
الان روی صحنه احساس راحتی می‌کنید؟
بله، راحتم. الان آروند دشت‌آرای به عنوان کارگردان نمایش، بیشتر اظهار رضایت می‌کند.
معمولاً وقتی بازیگران سینمایی به سمت تئاتر می‌آیند، نوعی پرداخت سینمایی را به صحنه می‌آورند. این حرف را قبول دارید؟ خودتان در این زمینه چه راه‌کارهایی را مدنظر قرار داده‌اید؟
10 سال از بازیگری من در این مملکت گذشت.
منظورتان بازی در سینما است‌؟
بله. در سینما.
به نظر من سینما بازیگر را بد عادت می‌کند!
درست می‌گویید ولی 10 سال است که از فعالیت من در سینما می‌گذرد. ‌معلوم است که وقتی هم که به تئاتر می‌آیم، ممکن است خوب نباشم، اما به طور قطع بد هم‌ نخواهم بود.
بحث من اصلاً روی بد و خوب ماجرا نیست. بحث این است که شاید حتی کسانی هم که برای دیدن نمایش"سگ ـ سکوت" به تالار می‌آیند، توقع تماشای یک بازی سینمایی داشته باشند. اما آن چه که روی صحنه شکل می‌گیرد، نوعی بازی با رعایت اصول و قراردادهای تئاتری است.
من معتقدم بازی سینمایی و تئاتری نداریم. بازی درست و نادرست داریم. بازیگر باید نسبت به مدیوم درست رفتار کند. مدیوم صحنه‌‌ با مدیوم دوربین فرق دارد. مثلاً رضا کیانیان در تئاتر خوب است، فیلم‌های خوبی هم دارد.
اما برای یک بازیگر سینمایی امکان تکرار بارها و بارها وجود دارد.
باور کن همین تئاتری‌ها می‌آیند جلوی دوربین و به جای 5 برداشت، 50 برداشت ضبط صورت می‌گیرد و باز هم نمی‌توانند آن چه مطلوب کارگردان است را اجرا کنند. پس بحث تکرار نیست. بحث عدم شناخت درست از مدیوم است.
این یک بحث است، اما بحث دیگری هم وجود دارد و آن تمرکز است.
نه! در نهایت آن چه که باید صورت بگیرد، می‌گیرد. تحصیلات من و تمرینات من با تئاتر شروع شده است. تئاتر و سینما ‌از هم جدا نیستند. این را پیش از هر آدم دیگری، بازیگران مشترک بین این دو فضا می‌گویند. نمایش و قصه شاخصه اصلی هر دوی این هنرهاست. سینما هم در نوع خودش دچار انتزاعاتی می‌شود، همین طور تئاتر. سینما و تئاتر هر دو به سمت یک ذهنیت‌ می‌روند، اما شاخصه و شاکله اصلی هر دو هنر، نمایاندن و نمایش دادن است. برای من فرقی نمی‌کند که کجا هستم. چه در سینما، چه در تئاتر.
گفتید عقیده بازیگران مشترک سینما و تئاتر این است که سینما و تئاتر از هم جدا نیستند! حالا سوال من این است که آیا خودتان را بازیگر مشترک سینما و تئاتر می‌دانید؟
نه! خودم را بازیگر خوبی می‌دانم که هر کجا باشم، خوب هستم. تئاتر، سینما، رادیو و تلویزیون خوب است و من هر کجا باشم خوب خواهم بود.
اگر در این موقعیت یک پیشنهاد سینمایی و یک پیشنهاد تئاتری خوب! به طور همزمان صورت گیرد، شما کدام را انتخاب می‌کنید؟
پیشنهاد سینمایی خوب را انتخاب می‌کنم. البته باید دید کار سینمایی خوب را چگونه تعریف می‌کنیم.
آن چه که با ملاک‌ها و معیارهایتان در انتخاب‌تان برای حضور در یک فیلم قرابت بیشتری داشته باشد.
قطعاً سینما! ما با تئاتر یک جور دیگری هستیم. رفقای ما بیشترشان تئاتری هستند و همه هم دوره‌ای‌‌ها و همکلاسی‌هایم هستند.‌ چون تئاتر خواندم، مفاخر‌ تئاتری‌ها در سینما هستم. همه دوستان تئاتری من از دانشگاه و کلاس‌های سمندریان هستند و همه استادان من هم تئاتری هستند. من که سینما نخواندم. فقط به تئاتر بدهکار‌م. از تئاتر ‌روح‌ گرفتم و راز آن را ‌به سینما بردم و در حال حاضر در حال پرداخت بدهی‌ام به تئاتر هستم. ممکن است مثل یک بازیگر تئاتری قوی نباشم اما بدهی‌ام را به تئاتر پرداخت می‌کنم. تماشاگر سینما امروز به تئاتر می‌آید. چه کسی می‌دانست خانه هنرمندان کجاست! تماشاخانه ایرانشهر را که می‌شناخت؟ تئاتر را که می‌داند چیست؟ مردمی که فیلم‌های سطح پایین سینما را می‌دیدند، به تئاتر آورده‌ام. این تماشاگر به خاطر بازیگران سینمایی‌اش می‌آیند، تئاتر می‌بینند، ولی بعدش داستان می‌ماند و تئاتر. تماشاگر یک اتفاق بسیار فرهنگی دیده. چه بسا بعدها یک نفر از این جمعیت با مقوله‌ای به نام تئاتر آشتی کرد. ما داریم کمیت را تبدیل به کیفیت می‌کنیم.
امروز ‌در یک نشریه‌ای خواندم که‌ استاد دانشگاهی معتقد بود از بازیگران سینمایی مثل شما، فقط برای فروش گیشه استفاده می‌شود!
(آقای قطب‌الدین صادقی) که می‌گوید حضور سینمایی‌ها برای تئاتر ضرر دارد، حتماً یادش رفته که من شاگردش بودم، او یادش رفته که ما برای گرفتن یک نمره 10 چه کارهایی می‌کردیم، چه قدر سعی و تلاش می‌کردیم. چه قدر تمرین بدن و بیان می‌کردیم تا یک نمایش را روی صحنه ببریم و این که آیا در آخر ایشان نمره بدهد یا نه! آقای صادقی در دانشگاه استاد من بود. گرچه که برای من جای حمید سمندریان را نمی‌گیرد، اما خوب قطب‌الدین صادقی هم استاد من بوده است. من دارم تماشاگر را از سینما به تئاتر سر ریز می‌کنم. این روزها تمام تالارهای سینمایی و نمایشی خالی است. به خاطر اتفاقات اخیر، تئاتر و سینما فراموش شده بود، اما در حال حاضر نمایش"سگ ـ سکوت" شلوغ‌ترین تئاتر این شهر است. من دارم تمام دوستان و علاقه‌مندانی را که حتی شاید یک تئاتر هم تاکنون ندیده‌اند ‌به این سالن می‌آورم. من دارم حقی را که تئاتر بر گردن من دارد، ادا می‌کنم. حالا یا بازیگر خوبی هستم یا نیستم. این اصلاً مهم نیست اما خاستگاه تربیتی و آموزشی دانشگاهی من تئاتر است. در حال حاضر در حال ادای دین هستم. ‌من هم از ابتدا نمی‌دانستم ‌صادقی کیست، زمانی که دانشجوی تئاتر شدم، فهمیدم ‌صادقی، ‌سمندریان، رکن‌الدین خسروی و... چه کسانی هستند. من فقط دلم می‌خواهد یک واسطه باشم.
یعنی به نوعی خودتان هم معتقد هستید که ‌صرف بازیگری مهم نیست. مهم این است که تماشاگران جذب تئاتر شده‌اند. برداشت من این است که بازی خیلی برای شما مهم نیست.
این که بازی برای من مهم نیست یا هست، اهمیتی ندارد. کاری که باید انجام بدهم را انجام داده‌ام. تاثیری را که باید، گذاشته‌ام. اگر یک نفر از طریق من با تئاتر و با بهرام بیضایی، حمید سمندریان، ابراهیم گلستان و... آشنا شود، من کار خودم را کرده‌ام. من یک واسطه درجه 8 هستم. من در حال آدرس دادن به مخاطب به سمت رفتن به درجه یک هستم. من آدرس می‌دهم که به سمت هنر تئاتر هم، بروید.
در سینما نسبت به تئاتر دو شاخصه‌ اصلی وجود دارد. یکی بحث اقتصادی و دیگری شهر‌ت. این دو مقوله در این که از تئاتر فاصله بگیرید و به سمت سینما بروید، چه قدر تاثیر داشت؟ آیا این‌ها بهانه‌ای شد برای این که از تئاتر فاصله بگیرید؟
همین الان هم من هیچ درآمدی از این کار ندارم!
کدام کار؟
از همین تئاتری که در حال حاضر در آن ایفای نقش می‌کنم. برای این نمایش من هیچ پولی نگرفته‌ام.
منظورت این است که به خاطر پول به سمت سینما رفته‌ای؟
اصلا این حرف‌ها نیست. من یا باران کوثری، یا پانته‌آ بهرام و... داریم روزی 200 تماشاگر به این تالار می‌آوریم. تمام درآمد ما از فروش بلیط این نمایش، شده هزینه و هیچ کس نمی‌تواند پولی در جیبش بگذارد. تمام سود این تئاتر می‌شود درصدی که تماشاخانه ایرانشهر از ما می‌گیرد.
پس یعنی بحث درآمد اقتصاد تئاتر هم در انتخاب‌هایتان بی‌تاثیر نبوده است.
بله! اگر من احتیاج مالی داشتم که این تئاتر به درد من نمی‌خورد. من نمی‌فهمم چرا سود مالی این نمایش را به عنوان درصد تالار، خانه هنرمندان برمی‌دارد. یک پاپاسی نصیب هیچ کس و من نمی‌شود. اگر تماشاگری به این تالار آمده، من هستم که او را به این تالار آورده‌ام. اگر قرار است پولی باقی بماند، این پول برای ما است، ما این تماشاگران را به تالار آورده‌ایم. از 200 تماشاگری که پا به این تالار می‌گذارند، 150 نفر آنان را من به این تالار آورده‌ام. پس این پول مال ما است؛ اما من این پول را نمی‌خواهم، چون 2 برابر این پول را حالا از جای دیگری یا به دست می‌آورم یا نه. ‌ما می‌خواستیم یک تئاتر خصوصی تولید کرده باشیم، اما نمی‌شود. پس معلوم است که از اساس و ریشه مخالفتی با این حرکت وجود دارد.
شهرت تا چه حد در انتخابتان تاثیرگذار بود؟
می‌بینید که شهرت من برای تئاتر تماشاگر می‌آورد.
نه! منظور من این است که به خاطر شهرت به سمت سینما رفتی؟ تئاتر برای یک بازیگر شهرت چندانی ندارد، اما سینما شهرت زیادی برای بازیگر می‌آورد.
می‌دانید راست و پاکش این است که در برابر کیفیت و کار، شهرت و پول چیز کوچکی است. به نظر شما مارلون براندو بزرگتر است یا پول؟ مطمئناً مارلون براندو. سینما فریاد می‌زند که بیا و به دادم برس. برای من شهرت مهم نیست.
از اول هم مهم نبود؟!
نه به خدا قسم، نبود! من بیماری روحی‌ام برایم مهمتر از شهرت بود. من از جنس مردم هستم. از جنس یکسری عاطفه‌های دم دستی، خیابانی، پس کوچه‌ای هستم. آن چه را که من می‌خواهم، شهرت در زیر مجموعه‌اش قرار دارد. با آنچه که من می‌خواهم، شهرت تا قیامت هم به آن نمی‌رسد. من دنبال یک حب و محبوبیت الهی هستم که خاستگاهش مردمی و هنرمندانه و فرهنگی است. من دیده‌ام که احمد شاملو در راه نجات بشریت قدم برمی‌داشت و قلم می‌زد. می‌خواهم آدم جذب کنم و‌ آنان را به سوی خرد و حوزه اندیشه راهنمایی کنم. من کجا و خردمندان مملکت من کجا؟! فقط می‌گویم اگر من را دوست دارید و از من خوشتان می‌آید‌ از بیضایی، تقوایی، شاملو و... بخوانید. از گلستان و ژان لوک گدار و... ببیند. اگر مردم آدرس من را پیش بگیرند، می‌بینند که من هم دوشادوش آنان در حال حرکت به سمت  خرد هستم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/05ساعت   توسط صادق  | 
سینمای ما - اگر حوادث این روزها شما را از پی‌گیری کار و حرفه سینماگران محبوب‌تان باز داشته، این خبر را از دست ندهید:

حامد کمیلی

با فیلم «وقتی نبودم» میهمان قاب شیشه ای می شود. این فیلم که کارگردانی آن را داریوش یاری برعهده داشته است، داستان پسری به نام «پدرام» را به تصویر کشیده است که پس از مدتی، به زادگاهش در کاشان بازگشته تا تکلیف ارث به جا مانده از پدر و مادرش را روشن کند. زیبا بروفه، محسن قاضی مرادی، طوفان مهردادیان و میترا خواجه نیان، از دیگر بازیگران این فیلم هستند. حامد کمیلی که در سریال های «پرواز در حباب»، «اغما» و «پیامک از دیار باقی» ایفای نقش کرده است، فیلم «تردید» به کارگردانی «واروژ کریم مسیحی» را آماده نمایش دارد. در «تردید» ترانه علیدوستی، بهرام رادان و مهتاب کرامتی نیز ایفای نقش کرده اند.

کامبیز دیرباز

به زودی با فیلم سینمایی «مقلد شیطان»، به کارگردانی «افشین صادقی»، میهمان سالن های سینما می شود. این فیلم که تجربه ای در گونه «نوآر» می باشد، براساس فیلم نامه ای از «حمید نعمت ا...» ساخته شده است. «مقلد شیطان» داستان پلیس اخراجی را روایت می کند که اکنون به تبهکاری خبره تبدیل شده و کارش، اخاذی از آدم هایی خاص است. اصغر همت، ساره بیات، شقایق فراهانی، امید زندگانی، شیوا خنیاگر و سیروس ابراهیم زاده، در «مقلد شیطان»، به ایفای نقش پرداخته اند. کامبیز دیرباز فیلم «عیار ۱۴» به کارگردانی پرویز شهبازی را، در نوبت اکران دارد.

شهره لرستانی

بازی در فیلم سینمایی «گل بارون»، به کارگردانی «شاهین باباپور» را به پایان رساند. این فیلم که هم اکنون آخرین مراحل فنی را پشت سر می گذارد، اواخر تیرماه آماده نمایش عمومی می شود. این فیلم داستان جوانی به نام حمید را به تصویر کشیده است که در یک شرکت بزرگ، برایش اتفاقاتی می افتد که موقعیت شغلی و زندگی خانوادگی وی را به خطر می اندازد. رضا شفیعی جم، مهران غفوریان، مجید صالحی، بهنوش بختیاری، مهران رجبی، کیانوش گرامی، جلیل فرجاد و کیومرث ملک مطیعی، از دیگر بازیگران «گل بارون» هستند.

حمید اعتباریان

از تلاش، برای ساخت فیلم سینمایی «سن پترزبورگ۲» خبر داد. نگارش فیلم نامه این اثر، توسط «پیمان قاسم خانی» به پایان رسیده است و در مرحله بازنویسی قرار دارد. «سن پترزبورگ ۲» سال آینده در خارج از کشور و با حضور بازیگران ایرانی و خارجی، کلید می خورد. هنوز کارگردان این فیلم مشخص نشده است. «سن پترزبورگ۱» که بهروز افخمی کارگردانی آن را برعهده دارد، سکانس های پایانی فیلم برداری را پشت سر می گذارد. در این کمدی حادثه ای که درباره «رفاقت»، «عشق» و «بلوف» است، پیمان قاسم خانی، شیلا خداداد، بهاره رهنما، اندیشه فولادوند، ماه چهره خلیلی، سروش صحت، امید روحانی، بابک برزویه و امین حیایی ایفای نقش کرده اند.

سیما تیرانداز

بازی خود را در فیلم تلویزیونی «سایه های بلند گناه»، به کارگردانی «شهرام شاه حسینی» به پایان رساند. این فیلم داستان سرقت ادبی از نویسنده ای تنگدست را روایت می کند که عده ای، درصدد توطئه هایی برای از بین بردن حقوق وی هستند. به جز سیما تیرانداز، حمیدرضا پگاه، امیریل ارجمند، مهرداد ضیایی، احمد ساعتچیان و نگار عابدی در این فیلم ایفای نقش کرده اند. سیما تیرانداز بازی در فیلم های «بانو»، «هامون»، «پاداش سکوت» و مجموعه های تلویزیونی «حلقه سبز» و «باران عشق» و «بی بی یون» را در کارنامه دارد. «شهرام شاه حسینی» کارگردان «سایه های بلند گناه» به زودی مجموعه تلویزیونی «تاوان» را نیز برای شبکه سوم سیما کارگردانی خواهد کرد. وی سال گذشته فیلم «زن ها فرشته اند» را، بر پرده سینماهای کشور داشت.

سارا خوئینی ها

بازی خود را در فیلم سینمایی «یک بازی ساده» به پایان رساند. این فیلم که هم اکنون در مرحله تدوین قرار دارد، توسط «مهدی برقعی» کارگردانی شده است.«یک بازی ساده» داستان زوجی را روایت می کند که پس از ۱۵ سال زندگی مشترک، حدود سه سال است که از یکدیگر جدا شده اند. نیما شاهرخ شاهی، سحر زکریا، سحر قریشی و امیر جعفری، از دیگر بازیگران این فیلم هستند.

حامد بهداد

بازی خود را در جدیدترین فیلم «رسول صدرعاملی»، با عنوان «زندگی با چشمان بسته» به پایان رساند.این فیلم که هم اکنون مرحله تدوین را پشت سر می گذارد، به روایت داستان زندگی خواهر و برادری می پردازد که در یک محله قدیمی زندگی می کنند و اتفاقات زیادی، برای آنان رخ می دهد.به جز حامد بهداد، ترانه علیدوستی، پولاد کیمیایی، فرهاد قائمیان، فرهاد آئیش، پریوش نظریه، الهام پاوه نژاد، اندیشه فولادوند، آناهیتا افشار و عاطفه رضوی، در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند. حامد بهداد که امسال با فیلم «کسی از گربه های ایرانی خبر نداره» بهمن قبادی، در جشنواره کن ۲۰۰۹ حضور داشت، فیلم «شبانه روز» را در نوبت اکران دارد.

علی ژکان

ششمین فیلم سینمایی خود را، به زودی جلوی دوربین می برد. این فیلم با عنوان «شوهران» در گونه سینمای اجتماعی است و با کارهای پیشین ژکان، تفاوت دارد. وی هم اکنون در انتظار دریافت پروانه ساخت این فیلم است. ژکان که ساخت فیلم هایی چون «عیسی می آید»، «سایه به سایه» و «مادیان» را در کارنامه اش به ثبت رسانده است، فیلم «چهره به چهره» را در نوبت اکران دارد.

آناهیتا نعمتی

بازی خود را در فیلم سینمایی «آل»، به کارگردانی بهرام بهرامیان به نیمه رساند. در این فیلم که سکانس هایی از آن در ارمنستان فیلم برداری می شود، مصطفی زمانی، همایون ارشادی، هنگامه حمیدزاده، کیتوش آرزویان و جمعی از بازیگران محلی ارمنستان حضور دارند. «آل» به تهیه کنندگی علی معلم و در گونه سینمای وحشت ساخته می شود.

رامبد جوان

مجموعه تلویزیونی خود را که هنوز برایش نامی انتخاب نکرده است، از دهم تیرماه روانه آنتن پخش شبکه سوم می کند. در این مجموعه ۵۰ قسمتی در کنار رامبد جوان، حمید لولایی، حسن معجونی، نصرا... رادش، شقایق دهقان و سحر دولتشاهی بازی می کنند. محراب قاسم خانی، سروش صحت، فرخ نعمتی و علیرضا ناظرفصیحی، نگارش فیلم نامه این مجموعه را برعهده دارند.

ستاره اسکندری

به زودی بازی در مجموعه تلویزیونی «شوق پرواز»، به کارگردانی یدا... صمدی را آغاز می کند. این مجموعه تلویزیونی که زندگی شهید سرلشکر خلبان عباس بابایی را به تصویر می کشد، در ۱۳ قسمت تهیه می شود.

الهام حمیدی، افسانه بایگان، سعید نیکپور، بهمن زرین پور، مهران رجبی، مینا جعفرزاده و حسن جوهرچی از دیگر بازیگرانی هستند که در این مجموعه، به ایفای نقش می پردازند. این مجموعه در شهرهای اصفهان، دزفول، بوشهر، مکه و یک کشور اروپایی تصویربرداری می شود. ستاره اسکندری که چندی پیش مجموعه «فاکتور هشت» را بر آنتن پخش داشت، بازی در سریال های «مرگ تدریجی یک رویا» و مجموعه پرطرفدار «نرگس» را در کارنامه اش دارد. اسکندری علاوه بر فعالیت در عرصه سینما و تلویزیون، به عنوان یکی از بازیگران توانمند تئاتر نیز در این زمینه فعالیت می کند.

مسعود اطیابی

جدیدترین فیلم خود با نام «اخلاقتو خوب کن» را اواخر تیرماه کلید می زند. این فیلم مضمونی کمدی و معناگرایانه دارد. اطیابی در «اخلاقتو خوب کن» داستان جوانی را به تصویر می کشد که برای چند ثانیه فوت کرده است اما با کمک تیم پزشکی دوباره جان می گیرد. پس از آن نیز، مدام فرشته مرگ را می بیند. فیلم «خروس جنگی» به کارگردانی «مسعود اطیابی»، هم اکنون بر پرده سینماهای کشور است.

فریبا کوثری

به زودی با مجموعه تلویزیونی «بانو»، به کارگردانی «فرید سجادی حسینی»، میهمان شبکه سوم می شود. داستان این مجموعه، در سال ۱۳۱۶ روایت می شود و به ماجرای «کشف حجاب» می پردازد. داریوش ارجمند، سیاوش طهمورث، ساره بیات، شهاب کسرایی و مینا جعفرزاده از جمله بازیگران «بانو» هستند. فریبا کوثری عید امسال با فیلم «سوپراستار» تهمینه میلانی میهمان سینماهای کشور بود.

رضا عطاران

در فیلم سینمایی «از ما بهتران»، به کارگردانی «مهرداد فرید»، با علیرضا اشکان هم بازی می شود. این فیلم اواسط تابستان کلید می خورد.

«از ما بهتران» سومین فیلم مهرداد فرید، پس از «آرامش در میان مردگان» و «هم خانه» است. فیلم «خروس جنگی» با بازی رضا عطاران، هم اکنون بر پرده سینماهاست.

شقایق فراهانی

بازی خود را در فیلم «باغ قرمز»، به کارگردانی امیر سماواتی به نیمه رساند. این فیلم روابط انسانی میان زوجی به نام داوود و مهناز از جنوبی ترین نقطه شهر و دکتر سعیدی و همسرش از شمالی ترین نقطه شهر را که سبب ایجاد حوادثی می شود، روایت می کند. امین تارخ، لیلا اوتادی، مرتضی ضرابی، رامین راستاد، نیکی نصیریان و فریدالدین از دیگر بازیگران «باغ قرمز» هستند. شقایق فراهانی امسال با فیلم «وقتی همه خوابیم» بهرام بیضایی میهمان سالن های سینما بود.

و اما تلویزیونی‌ها:

عبدالحسین برزیده که در عرصه کارگردانی سینما فعالیت دارد، پس از ساخت مجموعه مناسبتی «مثل هیچ کس»، فیلم تلویزیونی «چیزی شبیه معجزه» را، پس از پایان مراحل فنی، برای پخش به سیمافیلم تحویل داده است. این فیلم تلویزیونی که نخستین تجربه «برزیده» در این عرصه می باشد، داستان سه خانواده است که در یک مجتمع مسکونی زندگی می کنند و هر یک با مفهوم «مرگ»، «زندگی» و «برزخ»، دست به گریبان هستند. احمد نجفی، مهسا کرامتی، سحر زکریا، شهرام پوراسد و ابراهیم برزیده از جمله بازیگران «چیزی شبیه معجزه» هستند. این فیلم برای پخش از شبکه سوم، تهیه و تولید شده است. برزیده کارگردانی فیلم های «دکل» و یک اپیزود از «قصه های شهر جنگی» را، در کارنامه سینمایی خود دارد.

مسعود آب پرور که کارگردانی فیلم های سینمایی «قتل آنلاین» و «ساعت ۲۵» را در کارنامه دارد، ساخت فیلم تلویزیونی «سکو» را به پایان رساند. این فیلم که هم اکنون آماده پخش از یکی از شبکه های سیماست، داستان مهندس جوانی را روایت می کند که در مناقصه و طراحی و ساخت سکوی نفت، با چند شرکت معتبر بین المللی رقابت می کند. زیبا بروفه، ناصر ممدوح، بهمن دان، میرطاهر مظلومی، صدیقه کیانفر و سیروس کهوری نژاد، در تله فیلم «سکو» به ایفای نقش پرداخته اند.

کیانوش عیاری کارگردان صاحب نام سینما که سال گذشته، مجموعه تلویزیونی «روزگار قریب» وی از سیما پخش شد، این بار به عنوان تهیه کننده فیلم تلویزیونی «از یاد رفته» به قاب شیشه ای بازگشته است.

«محمد قاسمی» به عنوان کارگردان «از یاد رفته»، در این فیلم داستان جوانی را به تصویر کشیده است که در روزهای پایانی خدمت سربازی، با پیرزنی مواجه می شود که خانواده اش را گم کرده است. وی تلاش می کند این پیرزن را به نوه اش برساند.

مهران رجبی، معصومه اسکندری، محمدرضا داوودنژاد، علی طالب لو، یوسف خداپرست و مصطفی اعلایی، از جمله بازیگران فیلم تلویزیونی «از یاد رفته» هستند که در نوبت پخش قرار دارد.

علیرضا امینی کارگردان فیلم های سینمایی «نامه های باد»، «زمان می ایستد» و «استشهادی برای خدا»، دومین فیلم تلویزیونی خود پس از «تلخون» را، با عنوان «بند آخر» برای بازبینی و قرار گرفتن در نوبت پخش به شبکه اول سیما تحویل داده است. «بند آخر» روایت گر داستان زندگی چهار مجرم است که بر اثر یک حادثه، از زندان فرار می کنند. نیما شاهرخ شاهی، بهزاد خداویسی، امیرحسین رستمی، بابک مرادی و سیامک جعفری در این فیلم حضور دارند.

شاهرخ دولکو نیز ماه گذشته مراحل فنی نخستین فیلم تلویزیونی خود را با عنوان «بازگشت»، برای پخش تحویل شبکه یک سیما داده است. داستان این فیلم درباره مردی است که به او هفت روز مهلت داده می شود، تا از زندان خارج شود و مدرک بی گناهی خود را بیاورد. حسین یاری، آتیلا پسیانی، شاهرخ فروتنیان، سعید ابراهیمی فر، رسول توکلی، قربان نجفی، مریم سلطانی و لیلا ارجمند، در تله فیلم «بازگشت» حضور دارند. تهیه کننده این فیلم «عباس رافعی» است که کارگردانی فیلم های سینمایی «راز مینا»، «پروانه»، «آفتاب بر همه یکسان می تابد» و «کیمیا و خاک» را در کارنامه اش دارد.

سعید ابراهیمی فر کارگردان فیلم های سینمایی «مواجهه»، «تک درخت ها» و «نار و نی»، ساخت فیلم تلویزیونی «ایران بیست سال بعد» را به پایان رسانده و این فیلم آماده پخش شده است.

داستان این فیلم که به سفارش شبکه اول در تهران جلوی دوربین رفت، درباره زنی به نام «شیرین» است که از آمریکا به ایران آمده، تا سهم خود را از شرکت آجرسازی پدرش دریافت کند. مهدی پاکدل، قاسم زارع، نازنین فراهانی و مهدی عبادتی، در تله فیلم «ایران بیست سال بعد» ایفای نقش کرده اند.

سعید ابراهیمی فر پیش از این، فیلم «ماه قرمز» را برای تلویزیون کارگردانی کرده است.

بهنام بهزادی کارگردان فیلم سینمایی و تحسین شده «تنها دوبار زندگی می کنیم»، ساخت فیلم تلویزیونی «بغض شیشه ای» را به نیمه رسانده است. این فیلم داستان دختری به نام «خاطره» را روایت می کند. وی به خواستگارش جواب منفی می دهد و سپس، عازم خارج از کشور می شود.

پریوش نظریه، کتانه افشاری نژاد، قاسم زارع، رامین راستاد، علیرضا آقاخانی و پروین امیرحسینی، از جمله بازیگران «بغض شیشه ای» هستند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/11ساعت   توسط صادق  | 

این مصاحبه به درخواست مکرر دوستان آپ شد.تاریخ چاپ مطلب 1388/3/2 مجله چلچراغ

بادهای غریبه مرموز

حامد بهداد را پس از دو روز تماس پیاپی، ساعت 2 نیمه شب تهران، در یکی از اتوبان های کن در جنوب فرانسه، در ماشین یکی از دوستانش، در حین هیاهوی صحبت های فارسی سایر سرنشینان و در حالیکه بادهای غریبه و مرموز مکالمه را دشوار میکند،پیدا میکنم.سادگی میکنم؛با خودم به سادگی تخیل میکنم که حالا دیگر روی فرش قرمز یکی از مهم ترین جشنواره های دنیا راه رفته و به قول خودش عکسش در بسیاری از روزنامه های فرانسه به چاپ رسیده و حالا دیگر حال خوبی دارد.لابد می توانیم چند جمله از او بشنویم که اندکی امیدوار کننده باشد و خالی از خشم و گلایه های همیشگی.اما ای وای که او همان حامد بهداد است که حتی جشنواره کن هم به چشمش نمی آید؛«چیز نویی نمی بینم،همین هست که هست»نه این که او قبول نداشته باشد که فستیوال کن جایگاهی دارد،فقط عجیب است...
«چیزی شگفت زده ام نمی کند.هیچ چیز توجهم را جلب نمی کند»این اولین سفر حامد بهداد به اروپاست،آن هم به فرانسه؛به قول خودش مهد تمدن اروپا،با این حال هیجان زده نیست.خودش این را می گوید.می گوید ایستاده و دارد مشاهده می کند،نگاه می کند.فکر میکند حضور در جشنواره کن هم اتفاقی است که باید زودتر از این برای او ممکن می شده.این روزها در شهر کن،او باز هم گلایه همیشگی را تکرار می کند:«چرا الان؟چقدر دیر.»
* آقای بهداد،شما الان در جشنواره کن هستید،این همه به چشم آمده اید،هیچ احساسی ندارید؟
نه؛مسلماً ندارم.این چیزها برای من هیجانش را از دست داده است.این هم اتفاق کمی است.بیشتر یک رویداد محلی است.مثل اینکه یک فوتبالیست در تیم خوزستان دیده شود.حالا کار دارد تا به استقلال و پرسپولیس و تیم ملی برسد.
او این روزها منتظر مراسم اختتامیه است.توضیح می دهد که آنجا بسیار صحبت «کسی از گربه های ایرانی خبر نداره»است.می گوید منتقدان استقبال زیادی کرده اند و تا اینجا،آن طور که بهداد می گوید بهترین فیلم جشنواره شناخته شده است.می گوید تیری پرتاب شده و منتظر مقصد است.با این حال باز هم این چیزها برای او هیجان نمی آورد.چرا؟سؤال خوبی است.
-چون من نسبت به همه اتفاق های عمرم خشمگینم.
اما او همچنان،همانطور که در گفت و گوهای قبلی اش هم با صراحت معصومانه و تقریباً شیرینی عنوان می کند؛همچنان معتقد است که بهترین بازیگر بوده و هست و خواهد بود:«بازیگر خوبی ام و لا غیر»اما خب فکر می کند حقش این است که جهانی شود.بیشتر از این رویدادهای اینترنشنال حضور داشته باشد:«خداداد باید برود تیم ملی.حیدری باید برود جام جهانی کشتی.یک استعدادی مثل علی کریمی نباید از دست برود.در رشته های علمی مثل فیزیک،ریاضی و...استعدادها باید جهانی شوند.»می دانید که...حامد بهداد زیاد از «مارلون براندو» صحبت می کند.یعنی به طرز بامزه ای همیشه و همیشه از او به عنوان بزرگ ترین بازیگر تاریخ سینما یاد می کند و مدام او را نگاه می کند و می گویند دیوار خانه اش همه پوشیده از عکس های «مارلون براندو»است.او آنجا در شهر کن هم از «مارلون براندو»گفته است:«آره.گاهی اوقات درباره «براندو»هم صحبت شد.فکر کنم در گفتگو با یک شبکه اسپانیایی بود.»می گوید خبرنگارهای غربی دچار سؤتفاهم هستند.دچار هیجان های سیاسی و اندیشه های آزادیخواهانه.آنها در جهان سوم زندگی نکرده اند تا بدانند چی به چی است:ۀنها دنبال هیجان هستند،فکر می کنند مسؤلیت نجات جهان را دارند.
*آقای بهداد،دارید درباره چه کسانی صحبت می کنید؟
همان ها که مصاحبه می کنند.
می گوید:«یک طوری صحبت می کنند که انگار ما در قبایل آمازون زندگی می کنیم.»می گوید توهین آمیز آمده به چشمش:«اینه خنگ هستند،ضریب هوشی پایینی دارند.خیلی احمقانه با مسائل می کنند.»
این وسط غیر منتظره یادی هم می کند از بهرام رادان.می گوید بهرام رادان باید جهانی شود.
می گوید:«کارگردان«گربه های ایرانی»می خواهد با او مهربان تر باشند.»بهداد از فروش زیاد فیلم خبر می دهد:«50-40 کشور جهان این فیلم را در بازار فیلم،بدون آنکه ببینند،خریداری کرده اند.این فیلم از پنج ماه دیگر در اسپانیا و فرانسه به نمایش درمی آید.»بهداد می گوید:«بد نیست دولتمردان با بهمن قبادی نشستی داشته باشند.وقتی فارابی شش فیلم به کن فرستاده و این جشنواره رد کرده است و فیلم این کارگردان این همه مورد توجه قرار گرفته،خب او باید در مملکت خودش فیلم بسازد و دیده شود.»حامد بهداد تا به حال با شبکه های BBC،CNN،خبرگزاری آسوشیتدپرس و چند شبکه آلمانی و اسپانیایی گفت و گو کرده است.تعداد این مصاحبه ها در کل به 15-10 گفت و گو می رسد و بیشترین سؤالی که از او پرسیده شده؛سؤال مشترکی که اغلب خبرگزاران خارجی از او پرسیده اند،این بوده که شما نمی ترسید برگردید مملکتتان؟!و بهداد جواب داده است:«تصور شما درباره دولت ما غلط است.والا نه،نمی ترسم.»حامد بهداد در این مدت،گفت و گو با شبکه های BBC،VOA فارسی را رد کرده است.می گوید:«من بازیگرم و اندازه ام مشخص است.»او در این روزها با بازیگر خارجی خاصی ملاقات نداشته:«من از این چیزها فراری ام.»می گوید حتی زمانی که دانشجو بوده و سینما هم امر جذابی بوده دور و بر بازیگران نمی رفته.می گوید؛آن موقع هم خودش را می شناخته و می دانسته کیست!می گوید:«اگر آنها سوپراستارند،من هم یک ایرانی ام و به عنوان نماینده کشورم حاضر هستم.»می گوید به اندازه استاندارد حضور دارد و باقی ساعات را به زندگی و کسب انرژی می پردازد.می گوید می خواسته با یکی دو روز تاخیر در جشنواره حاضر شود،اما به اصرار کارگردان در مراسم افتتاحیه حاضر می شود و حالا به نظرش کار درستی انجام داده است.می گوید:«تا به حال بیشتر نابازیگرهای ایرانی در این جشنواره حضور داشته اند.»
بهداد کمی هم درباره «گربه های ایرانی»حرف می زند:«فیلمساز صریحا به نقد رفتارهای جامعه پرداخته و از اینکه گاهی تروخشک به پای هم می سوزند،انتقاد کرده است.همین که تعدادی از بچه های علاقه مند به هنر و موسیقی که خانواده دار و با تربیت و با اخلاق هستند،به پای یک تعداد دیگر می سوزند.فیلمساز خواهن آزادی بیشتر به این افراد خاص در حوزه موسیقی است.»حامد بهداد در جشنواره کن شیک لباس پوشید.این را از عکس هایی که از او با کت و شلوار و پاپیون مشکی روی خبرگزاری ها مخابره می شوند،می توان فهمید:«همه به من گفتند بهتر است لباست رسمی باشد.من هم یاد بهرام رادان افتادم که همیشه شیک است.گفتم بهتر است من هم مثل او شیک باشم.»
می گوید در برخورد و معاشرت ها هنوز برایش اتفاق خاصی نیفتاده است.همه چیز در چهار تا کافی خوردن و پای حرف و صحبت چند نفر نشستن گذشته است:«هنوز در مرکز شعور قرار نگرفته ام.در مرکز خلاقیت نیستم.با آرتیستی مواجه نشده ام.در هیچ جلسه هنرمندانه ای متاسفانه گفت و گو نداشته ام.هنوز نتواسته ام یک Conversation خوب و یک معاشرت فرهنگی درست داشته باشم.»ای کاش هر چه زودتر برایش اتفاق بیفتد و بازیگر خوب ما با حجم غر و گلایه کمتری به گربه ایرانی اش بازگردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/01ساعت   توسط صادق  | 
«آروند دشت‌آراي» كارگردان تئاتر به خبرنگار تئاتر فارس گفت: نمايش «سگ، سكوت» از سوي مركز هنرهاي نمايشي مجوز اجرا گرفته و پس از بازبيني تماشاخانه ايرانشهر براي اجراي آن در نظر گرفته شده است.
وي افزود: «سگ، سكوت» هفت بازيگر دارد و جواد نمكي بازيگر جديد اين نمايش است كه به بازيگراني مانند پانته‌آ بهرام، حامد بهداد، سارا ريحاني، حميدرضا فلاحي، داريوش فائزي و باران كوثري اضافه شده است.اين نمايش هفته اول تيرماه در تماشاخانه ايرانشهر روي صحنه خواهد رفت.
وي ادامه داد: متن اين نمايش حدود يك سال‌ونيم است كه نوشته شده و به همراه اجراي پروژه و تمرينات نيز بازنويسي مي‌شود و «طلا معتضدي» متن را در كنار گروه اجرايي نوشته و به طور مرتب آن را در گفت‌وگو‌ها و فضاسازي تغيير داده است.
نمايش «سگ، سكوت» قصه‌اي را دنبال مي‌كند كه روايت ساده‌اي دارد و در عين حال با فضاسازي و تصاوير عجيب همراه است.
عليرضا عليزادگان تهيه‌كننده، سارا ريحاني طراح حركت، آروند دشت آراي طراح صحنه، طلا معتضدي دراماتورژ و نويسنده، سارا خالدي طراح لباس، ليلا مدن‌پور دستيار يكم كارگردان و برنامه‌ريز، شكوفا كريمي مدير توليد، حميد خرم‌طوسي دستيار دوم كارگردان، گلاره كيازند عكس، ايمان راد طراح گرافيك، اميرحسين دواني مدير صحنه و عادل بزدوده طراح عروسك، ديگر عوامل نمايش «سگ سكوت» هستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/01ساعت   توسط صادق  | 
فیلم سینمایی "کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره" به کارگردانی بهمن قبادی جایزه ویژه بخش نوعی نگاه شصت و دومین جشنواره بین‌المللی فیلم کن را از آن خود کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، ورایتی اعلام کرد تازه‌ترین ساخته زیرزمینی قبادی که به همراه 19 فیلم دیگر در بخش رقابتی نوعی نگاه کن 2009 حضور داشت، این جایزه ویژه را به همراه فیلم سینمایی "پدر بچه‌های من" ساخته میا هنسن لاو از فرانسه از هیئت داوران این بخش به ریاست پائولو سورنتینو فیلمساز ایتالیایی گرفت.

اما سینمای یونان در موفقیتی نادر در جشنواره کن توانست با فیلم سینمایی Dogtooth به کارگردانی یورگوس لانتیموس جایزه برتر بخش نوعی نگاه را به خود اختصاص دهد. این بخش دیروز به پایان رسید. فیلم لانتیموس درباره سه کودک است که والدین‌شان آنها را از دنیای بیرون جدا نگه داشته‌اند. Dogtooth با واکنش مثبت منتقدان نیز مواجه شد.

فیلم سینمایی "پلیس، صفت" ساخته کورنلیو پورمبویو فیلمساز سرشناس رومانیایی نیز جایزه ویژه هیئت داوران بخش نوعی نگاه را برد و آن را به جایزه فیپرشی خود افزود که روز شنبه آن را از بخش جنبی شصت و دومین جشنواره بین‌المللی فیلم کن گرفته بود. کریستین مونگیو دیگر فیلمساز رومانیایی هم در این بخش فیلم داشت.

ژولی گایه بازیگر فرانسوی، پیرس هندلینگ رئیس جشنواره فیلم تورنتو، اوما دا کانا روزنامه‌نگار هندی و ماریت کاپلا روزنامه‌نگار سوئدی دیگر اعضای هیئت داوران بخش نوعی نگاه جشنواره کن امسال بودند که 20 فیلم از 24 فیلمساز از 20 کشور متفاوت در آن رقابت کردند.

شصت و دومین جشنواره بین‌المللی فیلم کن 24 مه (امروز یکشنبه سوم خرداد) با نمایش فیلم سینمایی "کوکو شانل و ایگور استراوینسکی" ساخته یان کونن و اعطای جایزه نخل طلا به فیلم برتر به پایان می‌رسد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/04ساعت   توسط صادق  | 
سلام.

لينك اول - گفتگوي شيدا شيرازي با حامد بهداد در كن

لينك دوم - گفتگوي شيدا شيرازي با کوئنتین تارانتینو كارگردان فيلم "پست فطرت هاي ضايع"


+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/01ساعت   توسط صادق  | 
سلام بچه ها امروز دو مقاله جالب سينماي ما رو واستون لينك ميكنم.

لينك اول - آخرين گزارش از فيلم بهمن قبادي در جشنواره كن

لينك دوم - گزارشي از پركارترين وبلاگ هاي هواداران ستاره هاي سينما (ديدن داره)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/31ساعت   توسط صادق  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/26ساعت   توسط صادق  | 



با تشكر از منفي مثل حامد بهداد

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/18ساعت   توسط صادق  | 
تهیه‌کننده مجموعه تلویزیونی "به کجا چنین شتابان" به کارگردانی ابوالقاسم طالبی از ساخت تیتراژ ابتدا و انتهای این مجموعه خبر داد.

حسن شکوهی در این باره به خبرنگار مهر گفت: تاکنون 80 درصد از تصویربرداری "به کجا چنین شتابان" انجام شده و همچنان در تهران ادامه دارد. مجموعه همزمان تدوین می‌شود و 45 درصد از کار تدوین شده است.

او افزود: یک هفته دیگر به شمال می‌رویم و پس از آن برای ضبط نماهای باقیمانده دوباره به تهران می‌آییم. طبق برنامه‌ریزی تصویربرداری "به کجا چنین شتابان" اواخر تیرماه به پایان می‌رسد.

این تهیه‌کننده و بازیگر گفت: مدیر محترم شبکه تهران و قائم مقام ایشان ترجیح می‌دهند مجموعه ماه رمضان روی آنتن برود. ما هم تلاش می‌کنیم تا آن زمان مجموعه آماده شود. با توجه به مضمون و فضای "به کجا چنین شتابان" می‌توان انتظار داشت پخش این مجموعه در ماه رمضان با استقبال مواجه شود.
وی افزود: ساخت تیتراژ ابتدا و انتهای مجموعه به تازگی به پایان رسیده و به زودی ترانه تیتراژ را یک خواننده حرفه‌ای می‌خواند

طالبی و لیلی کریمان فیلمنامه "به کجا چنین شتابان" را نوشته‌اند و داستان درباره اعضای یک خانواده است که هر یک با مسائلی روبرو هستند. آهو خردمند، رضا رویگری، بهروز بقایی، بابک حمیدیان، حامد بهداد، عسل بدیعی، پرستو گلستانی، فریبا متخصص، شراره دولت‌آبادی، گیتی ساعتچی، نیلوفر شهیدی، محمدرضا داوودنژاد، فریدون قمیشی و حسن شکوهی بازیگران این مجموعه هستند.

عوامل "به کجا چنین شتابان" عبارتند از مدیر تصویربرداری شهریار اسدی، مدیر تولید علی کاظمی، صدابردار مازیار شیخ‌محبوبی، طراح چهره‌پردازی مسعود ولدبیگی، طراح صحنه و لباس علی عابدینی،صداگذار علی علویان، عکاس علی نیک‌رفتار، منشی صحنه داریوش اسقایی، موسیقی محمد محمدعلی، تهیه‌کننده و مجری طرح ح‌. شکوهی.

ابوالقاسم طالبی فیلم‌های سینمایی "آقای رئیس جمهور"، "ویرانگر"، "نغمه" و "دست‌های خالی" را کارگردانی کرده و "به کجا چنین شتابان" دومین مجموعه تلویزیونی اوست.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/11ساعت   توسط صادق  | 

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در نشست مطبوعاتي كه صبح امروز با حضور همايون نصيري سرپرست گروه داركوب و صمد طالقاني مدير برنامه‌هاي اين گروه برگزار شد، همايون نصيري در خصوص اجراي داركوب در اريكه ايرانيان گفت:به دنبال اجراي مشترك با مهران مديري در تالار بزرگ كشور تصميم به برگزاري كنسرت قبل از عيد را گرفتيم اما متأسفانه به دليل مشغله و همزمان شدن با جشنواره فجر اين اجرا به اسفند ماه موكول و باز به خاطر اجرايم با عصار ، كنسرت قبل از سال كنسل و به بعد از عيد موكول شد.
وي ادامه داد: در اين كنسرت بيشتر كارهاي جديد و برخي از قطعات اجراهاي قبلي را اجرا خواهيم كرد.البته با توجه به روند گروه ، سعي داريم اشكالات اجراهاي قبلي را در اين كنسرت‌ برطرف كنيم.

*داركوب ملودي‌هاي جنوبي ، خراساني و آذري را مي‌نوازد


سرپرست گروه داركوب با اشاره به بهره‌گيري از موسيقي نواحي ايران در اجراهاي داركوب بيان داشت: ما در هر اجرا در كنار اعضاي اصلي گروه يكسري نوازندگان مهمان داريم كه با حضور اين عزيزان رسالت گروه را كه تلفيق با موسيقي نواحي است دنبال مي‌كنيم.به دنبال اين روند در اين اجرا نيز نوازندگاني چون بهنام ابطحي:درامز، مسعود همايوني:گيتارالكتريك، پيام رونق:دي جي ريدو،
محسن شريفيان: ني‌ابنان و برخي سازهاي بوشهري، پيتر سليماني‌پور:ساكسيفون، بهرام آقاخان: گيتار فلامنكو و كوروش بابايي: كمانچه در كنار داركوب خواهند بود و موسيقي‌مان را كه تلفيقي از موسيقي خراسان، جنوب و آذري است به روي صحنه خواهيم برد.

*داركوب به نواحي ايران مي‌رود


اين نوازنده سازهاي ضربي با اشاره به تلفيق در موسيقي داركوب گفت: ما از اولين كنسرتمان در ارسباران به دليل غني بودن ريتم‌هاي جنوب ايران و اشتراكاتش با موسيقي آفريقايي از تلفيق اين دو نوع موسيقي بهره برديم . در اين كنسرت نيز علاوه بر تلفيق با موسيقي جنوب ، موسيقي خراسان و آذري را داريم چرا كه معتقد به محدوديت نيستيم.
وي بيان داشت: فرم اصلي گروه ثابت است اما در هر اجرا از چند موسيقي نواحي كشور براي تلفيق استفاده مي‌كنيم.به طوري كه در اجراهاي بعدي به سراغ موسيقي‌هاي نواحي ديگر مي‌رويم.

*آواهاي بومي در كنسرت داركوب


وي با بيان اينكه عمده كارهاي ما بي‌كلام است ، اظهار داشت: قصد ما بر اين است كه تنها با موسيقي، ايراني بودن نواهايمان را معرفي كنيم نه با كلام آنها بر اين اساس بسياري از اجراهاي ما بي‌كلام است.
نصيري ادامه داد: در اين كنسرت كه كاملا بي‌كلام است در برخي قطعات تنها شنونده آواهاي محلي هستيم.

*اجراي پاييزه داركوب با مهران مديري


در ادامه نصيري در خصوص عدم حضور مهران مديري در اين كنسرت بيان داشت:بعد از اجرا با مديري در تالار بزرگ كشور ، تصميم به برگزاري كنسرت با ايشان را در اريكه ايرانيان گرفتيم اما آن اجرا كنسل شد و قرار بود در اين اجرا همراه ما باشد اما به دليل مشغله كاري ايشان عملا نشد.
وي ادامه داد: اميدوارم بعد از انتشار آلبوم داركوب در اواخر تابستان يا اوايل پاييز بتوانيم با ايشان همكاري داشته باشيم.
صمد طالقاني مدير برنامه‌هاي داركوب نيز در اين خصوص گفت: طبق تعرفه جديد ارشاد، محدوديت روز براي اجراها وجود دارد. بر اين اساس اجراي ما نيز در دو روز خواهد بود كه در اين دو روز به دليل ظرفيت پايين اريكه ايرانيان اگر آقاي مديري حضور داشتند، نمي‌توانستيم پاسخگوي مخاطبان باشيم.

* آلبوم داركوب با صداي مديري و بهداد منتشر مي‌شود


نصيري با اشاره به انتشار آلبوم گروه با عنوان داركوب بيان داشت: اين آلبوم شامل 11 قطعه از اجراهاي گروه است كه در ابتداي اين آلبوم يك كليپ با عنوان حيران با صداي مهران مديري به چشم مي‌خورد مابقي قطعات همان قطعاتي است كه در كنسرت‌هاي قبلي به روي صحنه برده‌ايم كه در بين اين قطعات، آهنگ‌هايي با صداي حامد بهداد هم وجود دارد.

*نواي داركوب 11 و 12 ارديبهشت در اريكه ايرانيان


طالقاني با اشاره به زمان برگزاري اين كنسرت گفت: گروه داركوب 11 و 12 ارديبهشت در اريكه ايرانيان به روي صحنه مي‌روند.در اين اجرا گروه 11 ارديبهشت 2 سانس 19 و 30/21 و 12 ارديبهشت يك سانس 19 اجرا خواهد داشت كه البته اگر استقبال زياد باشد يك سانس ديگر به اين روز اضافه مي‌شود.
وي ادامه داد: با توجه به رويكرد گروه به موسيقي نواحي ايران ، قصد داريم حتي‌المقدور در شهرهاي برزگ كنسرت‌هايي را برگزار كنيم.
طالقاني در خاتمه خاطرنشان كرد: بليت‌هاي كنسرت داركوب از هم اكنون به قيمت 20، 30 و 40 هزار تومان به فروش مي‌رسد.

با تشكر از منفي مثل حامد بهداد

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/11ساعت   توسط صادق  | 
سلام دوستان عزیز.از نظرات شما در سال گذشته و امسال متشکرم.امیدوارم لایق این همه لطف باشم.

۱)برترین سریال در سال ۸۷ از دیدگاه شما


۲)برترین فیلم حامد بهداد در سال ۸۷ از دیدگاه شما

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/04ساعت   توسط صادق  | 
مژ فيلم اعلام كرد:« بعد از چندين سال سينماي ايران با فيلم جديد بهمن قبادي به نام « کسي از گربه‌هاي ايراني خبر نداره!» در بخش رسمي جشنواره کن حضور پيدا مي‌کند.»

به گزارش بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، فيلم‌سينمايي «کسي از گربه‌هاي ايراني خبر نداره...» Nobody knows about Persian cats… در آن نگار شقاقي، حامد بهداد، اشکان کوشانفر، بابک ميرزاخاني و ... به ايفاي نقش مي‌پردازند.

اين فيلم به تهيه‌کنندگي، طراح، نويسنده و کارگردان: بهمن قبادي است و نويسندگان فيلمنامه: بهمن قبادي، حسين.م آبکنار، رکسانا صابري، مدير فيلمبرداري: تورج اصلاني،تدوين: هايده صفي ياري، برنامه ريز: سپهر ميکائيليان، دستياران کارگردان: مهدي پورموسي، سپهر ميکائيليان، بتين قبادي، صدا بردار: نظام‌الدين کيايي، صدا گذار: بهمن اردلان ،مدير توليد: بهروز قبادي

در خلاصه داستان: «دختر و پسر جواني بعد از آزادي از زندان، براي جمع کردن يک گروه جديدِ موزيک، به قلب تهران مي‎زنند و سفري زيرزميني را شروع مي‎کنند تا تک تک افراد بندشان را از ميان گروه‎هاي مخفي زيرزميني پيدا کنند. آنها مي‎خواهند از ايران بروند تا خودشان را به فستيوالي در لندن و پاريس برسانند اما بيشترشان براي رفتن از ايران نه پولي دارند و نه پاسپورتي. جوان ديگري تلاش مي‎کند تا برايشان پاسپورت جعلي جور کند و قبل از رفتن‎شان ترتيب کنسرتي مخفي را در تهران بدهد و …»

طبق اين گزارش؛ «بهمن قبادي براي ساخت فيلم «60 ثانيه درباره ما» ، سال گذشته يک دستگاه دوربين SI2K خريد تا بتواند با آن فيلمش را بسازد و به دليل نداشتن مجوز تصميم گرفت فيلم مستندي به شيوه زيرزميني درباره موزيک زير زميني بسازد. 17 جلسه فيلمبرداري منجر به توليد فيلم «کسي از گربه‌هاي ايراني خبر نداره...» شد که اين فيلم در واقع تست دوربين SI2K بود براي او و گروهش...

فيلم با هزينه خيلي کمي ساخته شد و اين فيلم اولين فيلم بلند سينمايي است که با دوربين SI2K فيلمبرداري شده است و محصول مژفيلم است.»

گفتني است: اين فيلم در سكوت خبري ساخته شده است.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/04ساعت   توسط صادق  | 

کوئنتین تارانتینو، آنگ لی و پدرو آلمودوار با فیلم‌های جدید خود در بخش مسابقه شصت و دومین جشنواره فیلم کن برای دریافت جایزه نخل طلایی رقابت می‌کنند و فیلم جدید بهمن قبادی در بخش نوعی نگاه جشنواره حضور دارد.

به گزارش خبرنگار مهر، ورایتی اعلام کرد برگزارکنندگان جشنواره کن امروز پنجشنبه اسامی فیلم‌های چند بخش رسمی این دوره جشنواره شامل بخش مسابقه و نوعی نگاه را اعلام کردند و فیلم سینمایی "کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره" بهمن قبادی از ایران یکی از فیلم‌های بخش نوعی نگاه است.

حامد بهداد، نگار شقاقی و اشکان کوشانفر بازیگران این فیلم هستند که بر مبنای فیلمنامه‌ای از قبادی و به تهیه‌کنندگی خود او ساخته شده است. داستان آن درباره دختر و پسری جوان است که پس از آزادی از زندان می‌کوشند یک گروه موسیقی تشکیل بدهند و ...

20 فیلم در بخش مسابقه شصت و دومین جشنواره فیلم کن رقابت می‌کنند که بیشتر آنها اروپایی و آسیایی هستند و برعکس فیلم‌های آمریکای سهم کمتری دارند. "لعنتی‌های بی‌آبرو" کوئنتین تارانتینو و "وودستاک جذاب" آنگ لی دو فیلم آمریکایی بخش مسابقه هستند.

براد پیت، الی راث، دایان کروگر، مایک مایرز و میشائیل فاسبندر در فیلم جدید تارانتینو بازی می‌کنند که داستان آن در جنگ جهانی دوم روی می‌دهد. "وودستاک جذاب" آنگ لی نیز برداشتی کمدی از کنسرت معروف "وودستاک" در تابستان پرآشوب سال 1969 است. لیو شرایبر، جفری دین مورگان و امیل هیرش نقش‌های اصلی این فیلم را بازی می‌کنند.

فیلم ترسناک "مرا به جهنم ببر" ساخته سام ریمی با بازی جاستین لانگ و آلیسن لومن نیز در بخش نمایش‌های نیمه‌شب پخش می‌شود. همین طور "تخیلات دکتر پارناسوس" به کارگردانی تری گیلیام که برای نمایش در بخش خارج از مسابقه در نظر گرفته شده است.

"تخیلات دکتر پارناسوس" آخرین فیلم هیث لجر بازیگر استرالیایی است و جانی دپ، کالین فارل و جود لاو دیگر بازیگران آن هستند. از دیگر فیلم‌های مطرح بخش مسابقه می‌توان به "آغوش‌های گسسته" پدرو آلمودوار، "ستاره درخشان" جین کمپیون و "در جستجوی اریک" کن لوچ اشاره کرد.

داستان فیلم جدید آلمودوار در دهه 1950 روی می‌دهد و نقش اصلی را پنه‌لوپه کروز بازی می‌کند. "ستاره درخشان" کمپیون فیلمی زندگی‌نامه‌ای درباره جان کیتس - شاعر - و فانی براون است و بن ویشاو و آبی کورنیش در آن نقش‌آفرینی می‌کنند.

"در جستجوی اریک" کن لوچ درباره یک فوتبالیست آشوب‌زده است و با مشاوره اریک کانتونا فوتبالیست معروف فرانسوی ساخته شده است. "ضد مسیح" لارس فن تریر، "نوار سفید" میشائیل هانکه، "نقشه صداهای توکیو" ایزابل کویشی و Vincere مارکو بلوکیو فیلمساز ایتالیایی از دیگر فیلم‌های بخش مسابقه کن هستند.

درام ترسناک و انگلیسی‌زبان "ضد مسیح" درباره زوجی است که برای رهایی از غم از دست دادن فرزند خود به کلبه‌ای در بیشه‌زار پناه می‌برند. ویلم دافو و شارلوت گنسبورگ در فیلم جدید فن تریر بازی می‌کنند. هانکه با فیلم آلمانی‌زبان "نوار سفید" به کن می‌آید که داستان آن سال 1913 و پیش از ظهور نازیسم در مدرسه‌ای در آلمان روی می‌دهد.

"نقشه صدا‌های توکیو" کویشی فیلمساز اسپانیایی درباره یک زن جوان و تنهای ژاپنی است که شب‌ها در یک بازار ماهی کار می کند و گاهی اوقات در قالب یک قاتل قراردادی ظاهر می‌شود. Vincere بلوکیو مطالعه‌ای درباره عشق پنهان موسولینی و پسر او از این زن است و جووانا متسوجورنو و فیلیپو تیمی در آن بازی می‌کنند.

فیلم خون آشامی "عطش" به کارگردانی پارک چان - ووک فیلمساز کره‌ای و سازنده فیلم تحسین‌شده "پیرپسر"، پیشتاز فیلم‌های آسیایی بخش مسابقه این دوره جشنواره کن است. داستان درباره یک کشیش در شهری کوچک است که وقتی یک آزمایش پزشکی اشتباه از کار درمی‌آید، به یک خون آشام تبدیل می‌شود.

بریلانته مندوزا فیلمساز فیلیپینی با Kinaray در این بخش حضور دارد و جانی تو فیلمساز پرکار هنگ‌کنگی نیز با تریلر "انتقام" به ساحل جنوب فرانسه می‌آید. جانی هالیدی خواننده قدیمی فرانسوی در این فیلم انگلیسی‌زبان نقش یک آدمکش حرفه‌ایِ اکنون آشپز را بازی می‌کند که برای انتقام قتل دخترش به هنگ کنگ می‌رود.

"چهره" به کارگردانی تسای مینگ - لیانگ فیلمساز مولف مالزیایی دیگر فیلم آسیایی بخش مسابقه است. ماتیو آمالریک، ژان مورو، فانی آردان، ناتالی بای و ژان - پی‌یر لو بازیگران این فیلم هستند. داستان "چهره" درباره یک کارگردان سینماست که برای تولید فیلمی درباره اسطوره سالومه به پاریس می‌رود.

لو یه فیلمساز چینی و سازنده فیلم "قصر تابستانی" نیز با "تب بهار" به کن باز می‌گردد که ماجراهای سه جوان است. سه فیلم Les Herbes folles آلن رنه، "یک پیش‌گو" ژاک اودیار و "وارد خلاء شو" گاسپار نوئه پرچم فرانسه را در کن به اهتزاز درمی‌آورند.

"زمان باقیمانده" به کارگردانی الیا سلیمان، فیلمساز فلسطینی دیگر فیلم بخش مسابقه جشنواره کن 62 است. این فیلم سومین بخش از یک سه‌گانه پس از دو فیلم "وقایع‌نگاری ناپدید شدن" و "مداخله الهی" است.

سلیمان در "زمان باقیمانده" به مکاشفه خود در هویت فلسطین ادامه می‌دهد و در این فیلم چند دهه از تاریخ این سرزمین از تاسیس رژیم صهیونیستی تا زمان حال مورد توجه قرار داده است.

درام تاریخی "آگورا" ساخته الخاندرو آمنابار فیلمساز اسپانیایی نیز در بخش خارج از مسابقه به نمایش درمی‌آید. ریچل وایس در این فیلم بازی می‌کند و درباره برده‌ای است که در مصر باستان عاشق هیپاتیا بانوی خود می‌شود.

شصت و دومین جشنواره فیلم کن 13 مه (23 اردیبهشت) با فیلم انیمیشن "بالا" تولید استودیو پیکسار آغاز می‌شود و 24 مه (سوم خرداد) با "کوکو شانل و ایگور استراوینسکی" ساخته یان کونن به پایان می‌رسد. ریاست هیئت داوران جشنواره امسال را ایزابل هوپر بازیگر فرانسوی به عهده دارد.

آسیا آرجنتو بازیگر، کارگردان و فیلمنامه‌نویس ایتالیایی، نوری بیلگه جیلان کارگردان، فیلمنامه‌نویس و بازیگر از ترکیه، لی چانگ - دونگ کارگردان و فیلمنامه‌نویس کره‌ای، جیمز گری کارگردان و فیلمنامه‌نویس آمریکایی، حنیف قریشی نویسنده و فیلمنامه‌نویس بریتانیایی، شو کی بازیگر تایوانی و رابین رایت پن بازیگر آمریکایی دیگر اعضا هیئت داوران بخش مسابقه این دوره جشنواره کن هستند.

فهرست فیلم‌های بخش رسمی شصت و دومین جشنواره فیلم کن به شرح زیر است:

* بخش مسابقه:
"آغوش‌های گسسته"، پدرو آلمودوار
درام Fish Tank، آندرا آرنولد
"یک پیش‌گو"، ژاک اودیار
Vincere، مارکو بلوکیو
"ستاره درخشان"، جین کمپیون

A LOrigine، خاویر ژانولی
"نقشه صداهای توکیو"، ایزابل کویشی
"نوار سفید"، میشائیل هانکه
"وودستاک جذاب"، آنگ لی
"در جستجوی اریک"، کن لوچ

"تب بهار"، لو یه
Kinaray، بریلانته مندوزا
"وارد خلاء شو"، گاسپار نوئه
"عطش"، پارک چان - ووک
Les Herbes folles، آلن رنه

"زمان باقیمانده"، الیا سلیمان
"لعنتی‌های بی‌آبرو"، کوئنتین تارانتینو
"انتقام"، جانی تو
"چهره"، تسای مینگ - لیانگ
"ضد مسیح"، لارس فن تریر

* بخش نوعی نگاه
"مادر"، جون - هو بونگ
"ایرن"، آلن کاوالیه
"گرانبها"، لی دانیلز
Demaine Des L Aube، دنیس درکورت
"سرگردان"، هیتور دالیا

"کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره"، بهمن قبادی
"سفرهای باد"، چیرو گوئرا
Le Pere De Mes Enfants، میا هانسن لاو
"داستان‌هایی از عصر طلایی"، هانو هوفر، رازوان مارکولسکو، کریستیان مونگیو، کنستانتین پروپسکو، یوانا اریکارو
"داستان در تاریکی"، نیکپلی کومریکی

Dogtooth، یورگوس لانتیموس
"تزار"، پاول لانگین
Indepencia، رایا مارتین
"پلیس، صفت"، کورنلیو پورومبویو
"پری"، پن - اک راتاناروانگ

"مثل یک مرد مردن"، خوا پدرو رودریگز
"چشمان کاملا باز"، هیم تبکمن
"سامپسن و دلیله"، وارویک تورنتن
"ارتش خاموش"، ژان فان دی ولده
Air Doll ، هیروکازو کره - ادا

* فیلم اختتامیه
"کوکو شانل و ایگور استراوینسکی"، یان کونن

* بخش خارج از مسابقه
L Armee Du Crime، روبر گیدیگیام
"آگورا"، الخاندرو آمنابار
"تخیلات دکتر پارناسوس"، تری گیلیام

* بخش نمایش‌های نیمه‌شب
"شهری بنام وحشت"، استفان اوبیه و ونسان پاتار
"مرا به جهنم ببر"، سام ریمی
Ne Te Retourne Pas، مارینا دو وان

* بخش نمایش‌های ویژه:
"همسایه من، قاتل من"، آن آگیون
"مانیلا"، آدولفو آلیکس جونیر و رایا مارتین
Min YE، سلیمان سیسه
L Epine Dans Le Coeur، میشل گوندری
"عریضه"، ژائو لیانگ
"جفا"، کارن یدایا

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/04ساعت   توسط صادق  | 

کنسرت گروه دارکوب به سرپرستی همایون نصیری و خوانندگی حامد بهداد روزهای 11 و 12 اردیبهشت ماه در اریکه ایرانیان برگزار می شود.برای خرید بلیط و تحویل در محل با شماره 09123358793 تماس بگیرید.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/28ساعت   توسط صادق  | 
فیلم سینمایی "دلخون" به کارگردانی محمدرضا رحمانی و بازی حامد بهداد تابستان اکران عمومی می‌شود.

مسعود اطیابی تهیه‌کننده این فیلم و کارگردان فیلم "صبح روز هفتم" به خبرنگار مهر گفت: "دلخون" بدون تغییر و با همان نسخه جشنواره اکران می‌شود. سهیل نفیسی نیز ساخت موسیقی "صبح روز هفتم" را به پایان رسانده است. این فیلم به زودی آماده نمایش می‌شود و اولین بار در جشنواره فجر امسال روی پرده می‌رود.

وی همچنین درباره فیلم "خروس جنگی" که پارسال در جشنواره فجر به نمایش در آمد، گفت: سکانس پایانی فیلم تغییر کرده و هم‌اکنون در مرحله صداگذاری مجدد قرار دارد. این فیلم نیز به زودی آماده نمایش می‌شود. پخش "خروس جنگی"بر عهده فیلمیران است.

در خلاصه داستان "دلخون" آمده است: عماد که همسرش را به قتل رسانده منتظر اجرای حکم اعدام است، اما با ورود وکیل تسخیری و پیشنهاد غافلگیرکننده او مسیر داستان شکلی دیگر پیدا می‌کند. در این فیلم الناز شاکردوست، حامد بهداد، پوریا پورسرخ، هوشنگ توکلی، حبیب دهقان‌نسب و... به ایفای نقش می‌پردازند.

آرزو محمدنژاد و جهانبخش ایمانی نویسندگان فیلمنامه "صبح روز هفتم" هستند و حسین کیانی دیالوگ‌های آن را بازنویسی کرده است. این پروژه محصول شبکه جهانی سحر است و با مشارکت بخش خصوصی تهیه می‌شود. شهرام حقیقت‌دوست، علی اوسیوند، رویا میرعلمی، خسرو فرخزادی، داریوش اسدزاده، کیومرث ملک‌مطیعی و... از بازیگران این فیلم هستند.

مریلا زارعی، رضا عطاران، کیانوش گرامی، احمد پورمخبر، کیومرث ملک‌مطیعی، عباس جمشیدی‌فر، ارشیا صادقی طارمی، زهرا منصوری در "خروس جنگی" بازی کرده‌اند و در خلاصه داستان فیلم آمده است: زن و شوهری یکروز جایشان با هم عوض می‌شود و ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت   توسط صادق  | 

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جشنواره بين‌المللي فيلم سنگاپور در بيست‌ودومين سال برگزاري، سه فيلم «هر شب تنهايي»،‌ «ترانه تنهايي تهران» و «نامه‌هايي به رييس‌جمهور» را نمايش خواهد داد.

فيلم «هر شب تنهايي» به كارگرداني «رسول صدرعاملي» طبق برنامه روز نوزدهم آوريل (30 فروردين) به نمايش در‌مي‌آيد. اين فيلم كه در جشنواره‌هاي مونترال و «صدگل» چين حضور داشته است، در نوزدهمين جشنواره فيلم‌هاي ايراني در شيکاگو جـايزه ويژه تماشاگران را كسب كرد.

فيلم «ترانه تنهايي تهران» ساخته‌ي «سامان سالور» روز 23 آوريل (سوم ارديبهشت) در اين جشنواره به‌روي پرده خواهد رفت. اين فيلم نماينده ايران در جشنواره سال گذشته كن و نامزد جايزه‌ بهترين فيلم خارجي از جشنواره‌ مونيخ بوده است.

فيلم «نامه‌هايي به رييس‌جمهور» ساخته «پيتر لوم»، كارگردان كانادايي است كه سفرهاي استاني «محمود احمدي‌نژاد» را به‌تصوير كشيده است. اين فيلم كه روز هجدهم آوريل (29 فروردين) نمايش داده مي‌شود، در بخش «فورم» پنجاه‌ونهمين جشنواره‌ي فيلم «برلين» حضور داشت.

بيست‌ودومين جشنواره فيلم «سنگاپور» تا روز پنجم ارديبهشت ادامه خواهد داشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت   توسط صادق  | 


«پيمان حقاني» كارگردان اين فيلم در گفت‌و‌گو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: طي ايميلي كه برايمان ارسال شد، جشنواره كن فيلم را يكي از انتخاب‌هايش براي دو بخش 15 روز كارگردانان و هفته منتقدان اعلام كرد.

وي افزود: طبق اعلام صورت گرفته فيلم يكي از شانس‌هاي دو بخش مذكور است و اميدوارم كه در اين جشنواره پذيرفته شود و شخصا علاقمندم كه در بخش 15 روز كارگردانان حضور داشته باشد.
حقاني درباره نخستين فيلم سينمايي بلند خود گفت: ايده اوليه اين فيلم از يك واقعه تلخ كه در هفده سالگي شاهدش بودم به ذهنم رسيد. مرد ميانسال درست در روز تولدم خودش را جلوي چشم خانواده‌اش قرباني كرد. به نظر من اين فيلم يك نگاه ويژه به زندگي كارگران است. كارگراني كه نمونه‌ آن‌ها در كارخانه پدرم كار مي‌كنند و من آن‌ها را از كودكي به دقت ديده‌ام و اين فيلم با حضور آن‌ها و در محيط واقعي كارشان ساخته شد.
به گزارش فارس، حضور اين فيلم كه متقاضي شركت در جشنواره فيلم فجر بود ولي موفق به شركت در آن نشد، در جشنواره فيلم كن تا 20 روز ديگر مشخص مي‌شود.
بنا بر اين گزارش، در خلاصه داستان «مردي كه گيلاس‌هايش را خورد» آمده است: دادگاه خانواده رضا را كه بچه‌دار نمي‌شود به پرداخت مهريه همسرش كه تقاضاي طلاق كرده محكوم مي‌كند. براي فراهم كردن اين پول رضا كه كارگر كم درآمدي است به هر دردي مي‌زند اما سرانجا به ياد آوردن يكي از كارگران كه در حين كار چند انگشتش را از دست داده راه‌حلي پيدا مي‌كند.
عوامل فيلم عبارتند از: پيمان حقاني(نويسنده)، حميدرضا كشاني، حسن پورشيرازي، آشا محرابي، حامد بهداد، رضا افشار، مريم خدارحمي، باقر سروش ، ايمان عنايتي (بازيگران)، فرشاد محمدي (فيلمبردار)، مهران ملكوتي (صدابردار)، امير گلزاده (طراح گريم)، فرهاد نصرالهي (جانشين توليد)، امير سمواتي (تهيه‌كننده).


منبع : منفي مثل حامد بهداد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت   توسط صادق  | 
سلام بچه ها.از اينكه از حامد خبري نبود خسته بودم تا اينكه فكر كردم قسمت هاي سريال آخرين دعوت رو براتون لينك كنم تا دانلود كنين.

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

قسمت پنجم

قسمت ششم

قسمت هفتم

قسمت هشتم

قسمت نهم

قسمت دهم

قسمت يازدهم

قسمت دوازدهم

حجم هر كدوم حدود 30 مگابايت - فرمتشون هم Avi

منبع لينك ها حامد بهداد در گروه ياهو

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/05ساعت   توسط صادق  | 
سلام بچه ها.لينك هاي زير رو باز كنين تا فايل PDF شو ببينين.(پيشنهاد من واسه باز كردن صفحه ها اتصال با مودم ADSL چون دير لود ميشه)

ولي بچه ها ميزش 5 ضلعيه تا ميز گرد.چه توپ و تشري ميزنن به هم.

بر گرفته از وبلاگ منفي مثل حامد بهداد

اولين صفحه - صفحه 6

دومين صفحه - صفحه 8

سومين صفحه - صفحه 27

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/27ساعت   توسط صادق  | 



فيلمبرداري «كيميا و خاك» از پروژه سي‌سالگى انقلاب اسلامى با بازي متفاوت «حامد بهداد» در نقش يك روحاني و استاد دا‌نشگاه در زمان انقلاب اواخر امسال به پايان مي‌رسد. به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، خيابان‌هاي تهران، ‌آخرين لوكيشن‌هاي فيلمبرداري اين پروژه هستند.
اين پروژه به مناسبت سي‌سالگى انقلاب اسلامى با حمايت بنياد سينمايى فارابى توليد مي‌شود.
فيلم داستان پنج شخصيت مختلف است كه قصد دارند با آخرين پرواز قبل از تعطيلى فرودگا‌ه‌ها در سال 57 تهران را به مقصد پاريس ترك كنند.
فيلم «كيميا و خاك» داستاني اجتماعي در موضوع انقلاب اسلامي دارد.
به گزارش فارس با پايان اپيزود سوم فيلم، فيلم‌برداري اپيزود چهارم آن آغاز شده و تا 28 اسفند به پايان مي‌رسد.
عوامل اين فيلم عبارتند از:
تهيه‌كننده: عباس رافعي و بنياد سينمايي فارابي، نويسندگان: عباس رافعي و بهرام صحيحي، كارگردان: عباس رافعي، مدير فيلمبرداري: محمد آلادپوش، مدير صدابرداري: عباس رستگاري، طراح صحنه: اصغر نژادايماني، تدوين: نازنين مفخم، جلوه‌هاي ويژه: اصغر پورهاجريان و محسن پورهاجريان.
بازيگران: حسين يارى، پريوش نظريه، امير آقايى، آزيتا حاجيان، سياوش طهمورث، اميرمحمد زند، محسن افشانى، اصغر نژاد ايماني، فرامرز روشنايى و حامد بهداد.
داستان «كيميا وخاك» كه جزو پروژه سي‌سالگي انقلاب اسلامي است در آبان سال 57 مي‌گذرد و در 5 اپيزود ساخته مي‌شود. داستان اين فيلم در آبان ماه 57 مي‌گذرد، فضاي ملتهب آن دوران را به تصوير مي‌كشد و 5 اپيزود داستاني با 5 شخصيت دارد كه اين داستان‌ها به شيوه روايت‌هاي مدرن در هم ادغام شده‌اند.
«آزيتا حاجيان» در فيلم نقش زني را بازي مي‌كند كه همسرش زنداني سياسي است و خودش در اطلاعات 118 كار مي‌كند. اين شخصيت باعث ربط اپيزودها با يكديگر مي‌شود.
رافعي پيش از اين فيلم‌هاي «راز مينا»، «پروانه»، «آيه‌هاي زميني»، «راه طي‌شده»، «آفتاب بر همه يكسان مي‌تابد»، «گراناز» و «تولدي ديگر» را ساخته و «كيميا و خاك» هشتمين فيلم بلند سينمايي وي به‌شمار مي‌رود.

براي مشاهده تعدادي عكس به ادامه مطلب مراجعه كن.

با تشكر از زحمات منفي مثل حامد بهداد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/19ساعت   توسط صادق  | 

وب سايت حامد بهداد با مديريت من به آدرسwww.BehdadFans.Persiangig.com افتتاح شد.دوستاني كه عكسهاي تاپ و جديدي از حامد عزيز دارند و مايل به درج آن در گالري عكس وب سايت هستند به ايميلم ارسال كنند.نظرات شما قطعا منو ياري ميكنه.باز هم از دوستان تشكر ميكنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/14ساعت   توسط صادق  | 
حامد بهداد به بهانه حضور در سريال سايه آفتاب در برنامه سي سال سي مجموعه پنج شنبه  87/12/8 حضور يافت.براي مشاهده برنامه روي لينك زير كليك كنيد.(البته بهتره مودم PCتون ADSL باشه)

سايت مؤسسه سروش رسانه

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/11ساعت   توسط صادق  | 
امروز يكي توي مخم هي دنگ دنگ ميزد تا يه سر به Yalda Box بزنم.هر كي بود دستش درد نكنه.والپيپر رو ببينيد.چه كاپشن چرم قشنگي داري حامد عزيز.

خانم يلدا ذبيحي دستت درد نكنه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/07ساعت   توسط صادق  | 
بازديد كننده گرامي اگر بهدادي هستي واست ديوان حافط رو گذاشتم تا مثل اون هميشه همراهت باشه.البته اين الكترونيكيه.

واسه PC

واسه Mobile

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/29ساعت   توسط صادق  | 
سلام.ببخشيد.عنوان يه كم قديميه اما دوست داشتم آهنگ رو توي يه روز خاص به اشتراك بزارم.اونم اربعين حسيني.اين روز بر حامد و تمامي دوستدارانش تسليت باد.

سايت موزيكال لينك

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/28ساعت   توسط صادق  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/23ساعت   توسط صادق  | 

ایرنا:هيات داوران بيست و هفتمين دوره جشنواره بين المللي فيلم فجر سه شنبه شب برگزيدگان بخش نگاه نوي فيلمهاي اول و دوم اين جشنواره را معرفي کرد.

فيلمهاي برتر اين بخش چنين معرفي شدند:
- ديپلم افتخار به همراه سي ميليون ريال به "مسعود نقاش زاده" براي فيلم "کودک و فرشته"
- ديپلم افتخار به همراه سي ميليون ريال به "حميد مقدم دوست" براي نگارش فيلم نامه "بي پولي"
- ديپلم افتخار و سي ميليون ريال به "حامد بهداد" براي نقش آفريني در فيلم "دل خون"
- ديپلم افتخار و سي ميليون ريال به "مونا احمدي" براي بازي در فيلم "کودک و فرشته"
- ديپلم افتخار و سي ميليون ريال به "فريدون شيردل" براي فيلمبرداري فيلم "وقتي ليموها زرد شدند"
- سيمرغ بلورين بهترين کارگرداني به همراه يک دستگاه خودروي مينياتور به "واروژ کريم مسيحي" براي فيلم "ترديد"
- سيمرغ بلورين بهترين فيلم به همراه يک دستگاه خودروي مينياتور به "سيدحسين حقگو" براي فيلم "دل خون"
- سيمرغ بلورين جايزه ويژه هيات داوران اين بخش به همراه خودروي مينياتور به "مسعود ده نمکي" براي فيلم "اخراجي ها 2 "

به گزارش خبرنگار ايرنا، با معرفي برگزيدگان بيست هفتمين جشنواره فيلم فجر كه ساعت ‪ ۱۹‬سه شنبه شب در مراسم اختتاميه اين رويداد صورت گرفت ، فيلم ترديد ساخته سعيد سعدي به عنوان بهترين فيلم معرفي شد.

براساس اين گزارش برگزيدگان اين جشنواره به شرح زير اعلام شد:
بهترين چهره پردازي سعيد ملكان براي فيلم وقتي همه خوابيم
بهترين جلوه‌هاي ويژه داوود رسوليان براي فيلم به كبودي ياس
بهترين طراحي صحنه ايرج رامين فر و آتوسا قلم فرسايي در فيلم وقتي همه خوابيم
بهترين تدوين حسن حسن دوست در فيلم پست چي سه بار در نمي‌زند
بهترين موسيقي كارن همايون فر در فيلم زاد بوم
بهترين فيلم برداري مرتضي پور صمدي فيلم شبانه روز
بهترين بازيگر نقش اول زن ليلا حاتمي در فيلم بي‌پولي
بهترين بازگر نقش اول مرد شهاب حسيني در فيلم سوپر استار
بهترين بازيگر زن نقش مكمل مهتاب كرامتي در فيلم بيست
بهترين بازيگر مرد مكمل علي رضا خمسه در فيلم بيست
بهترين فيلم نامه فريد مصطفوي و ابوالحسن داوودي براي فيلم زاد بوم
بهترين كارگردان اصغر فرهادي كارگردان فيلم درباره الي
بهترين فيلم ، ترديد ، ساخته سعيد سعدي
بهترين فيلم نگاه اول دلخون ساخته سيد حسين حق گو
بهترين كارگردان در نگاه اول وارژ كريم مسيحي در فيلم ترديد

جايزه ويژه هيئت داوران براي فيلم عيار ‪۱۴


‬ با تشكر از ...و حامد بهداد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/23ساعت   توسط صادق  | 
بر خلاف تصورات خيلي از مردم (اعم از بازيگران حضور يافته در افتتاحيه نمايشگاه عكس حامد)متاسفانه  حتي اسم حامد بهداد در اسامي نامزدهاي دريافت سيمرغ هم نيست.

"نا داوري تا كي ؟"


سینمای ما - هيئت داوران بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر، اسامي نامزدهاي سيمرغ بلورين 14 بخش مختلف جشنواره را اعلام كردند.

نامزدهاي بهترين كارگرداني

عبدالرضا كاهاني (بيست)، حسن فتحي (پستچي سه بار در نمي‌زند)، واروژ كريم مسيحي (ترديد)، تهمينه ميلاني (سوپر استار)، بهرام بيضايي (وقتي همه خوابيم)، اصغر فرهادي (درباره الي ...)

نامزدهاي بهترين فيلمنامه
حسين مهكام و عبدالرضا كاهاني (بيست)، واروژ كريم مسيحي (ترديد)، اصغر فرهادي (درباره الي...)، فريد مصطفوي و ابوالحسن داوودي (زادبوم)، تهمينه ميلاني (سوپر استار)، پرويز شهبازي (عيار 14)

نامزد بهترين فيلم
بيست (به تهيه‌كنندگي پوران درخشنده)، پستچي سه بار در نمي‌زند (به تهيه‌كنندگي جواد نوروزبيگي)، ترديد (به تهيه‌كنندگي سعيد سعدي)، درباره الي... (به تهيه‌كنندگي اصغر فرهادي)، زادبوم (به تهيه‌كنندگي ابوالحسن فرهادي)، وقتي همه خوابيم (به تهيه‌كنندگي بهرام بيضايي)

نامزد‌هاي بهترين بازيگر نقش اول زن
ليلا حاتمي (بي‌پولي)، ترانه عليدوستي (ترديد)، باران كوثري (حيران)، فريده فرامرزي (صندلي خالي)، مونا احمدي (كودك و فرشته)

نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول مرد
پرويز پرستويي (بيست)، شهاب حسيني (درباره الي...)، مسعود رايگان (زادبوم)، شهاب حسيني (سوپر استار)، محمدرضا فروتن (عيار 14)

نامزد بهترين بازيگر نقش مكمل زن
مهتاب كرامتي (بيست)، ليلا زارع (پستچي سه بار در نمي‌زند)، مريلا زارعي (درباره الي....)، پگاه آهنگراني (زادبوم)، طناز طباطبايي (صداها)

نامزد بهترين بازيگر نقش مكمل مرد
عليرضا خمسه (بيست)، حامد كميلي (ترديد)، صابر ابر (درباره الي...)، كامبيز ديرباز (عيار 14)، افشين هاشمي (كودك و فرشته)

نامزدهاي سيمرغ زرين نگاه ملي

به كبودي ياس، زادبوم، كودك و فرشته

نامزد بهترين چهره‌پردازي
سعيد ملكان (پستچي سه بار در نمي‌زند)، محمدرضا قومي (ترديد)، مهرداد ميركاني (درباره الي....)، سودابه خسروي (شبانه روز)، سعيد ملكان (وقتي همه خوابيم)

نامزد بهترين جلوه‌هاي ويژه

داوود رسوليان (به كبودي ياس)، عباس شوقي (پستچي سه بار در نمي‌زند)، جواد شريفي‌راد (كودك و فرشته)، جواد شريفي راد (موش)

نامزد بهترين طراح صحنه و لباس
اصغر نژاد ايماني (پنالتي)، امير اثباتي (ترديد)، آتوسا قلم‌فرسايي (صداها)، سعيد آهنگراني (كودك و فرشته)، ايرج رامين‌فر، آتوسا قلم‌فرسايي (وقتي همه خوابيم)

نامزد بهترين صداي فيلم

حسين ابوالصدق (پستچي سه بار در نمي‌زند)، پرويز آبنار (ترديد)، محمدرضا دلپاك (درباره الي...)، ماني هاشميان (شبانه‌روز)، پرويز آبنار (صداها)

نامزد بهترين تدوين

حسن حسن‌دوست (پستچي سه بار در نمي‌زند)، واروژ كريم مسيحي (ترديد)، هايده صفي ياري (درباره الي....)، محمدرضا موييني (كودك و فرشته)، بهرام بيضايي، سپيده عبدالوهاب (وقتي همه خوابيم)

نامزد بهترين موسيقي
فردين خلعتبري (پستچي سه بار در نمي‌زند)، عليرضا كهن‌ديري (حيران)، كارن همايونفر (زادبوم)، ناصر چشم‌آذر (سوپر استار)، محمدرضا درويشي (وقتي همه خوابيم)

نامزد بهترين فيلم‌برداري

ساعد نيك‌زاد (پنالتي)، بهرام بدخشاني (ترديد)، حسين جعفريان (درباره الي)، عليرضا زرين‌دست (سوپر استار)، مرتضي پورصمدي (شبانه‌روز)

حسن بلخاري‌، ابراهيم حاتمي كيا، داود رشيدي، محمد سرير، منوچهر شاهسواري، رسول صدرعاملي و مجيد مجيدي هيأت داوران بخش سوداي سيمرغ جشنواره فيلم فجر هستند.
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/22ساعت   توسط صادق  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/19ساعت   توسط صادق  | 
كيوان عليمحمدي و اميد بنكدار در «شبانه روز» آنقدر اطلاعات و ذهنيات شان نسبت به نقش ها را درست سر و شكل داده اند و در مرحله بعد در اختيار بازيگران گذاشته اند كه حتي بازيگر شورشي چون «حامد بهداد» را توانسته اند كاملاً در اختيار خودشان درآورند. اصولاً در مورد حامد بهداد گفته مي شود اغراق شده يا «اور اكت» بازي مي كند. اما واقعاً اين ايرادي به بازي بهداد نيست. او دلش مي خواهد تا آنجايي كه مي تواند تجربه كند. مشكل اينجاست كه خيلي وقت ها اين كارگردان است كه توانايي كنترل بهداد را ندارد، چون براي او جزييات نقش و ويژگي هاي اصلي شخصيت را توضيح نداده است. و باز اتفاقي نيست كه خيلي از بازيگران سينماي ايران در ايفاي نقش هاي معتاد، لات و كلاً بازي هاي دور از خود در چارچوب يك زندگي روزمره موفقند، چون جزييات بيشتري در اختيارشان است. حالاحامد بهداد در شبانه روز، نه تنها بهترين بازي و حضور سينمايي اش را رقم زده بلكه يكي از بهترين نقش آفريني هاي بعد از انقلاب را بايد كار او دانست. البته به خاطر موقعيت خيلي خاص فيلم نمي توان انتظار داشت اين بازي نزد مخاطبان عام و عامه پسندتر هم جايگاه رفيعي پيدا كند. بهداد در اين فيلم گريم سنگيني دارد، تقريباً هر روز چهار ساعت گريم مي شده اما توانسته از گريمش هم فراتر رود. او در اين فيلم به نوعي سياوش كسرايي را بازسازي كرده. آگاهي و شناخت خالقان «شبانه روز» به حدي است كه فرصت هيچ اضافه كاري را به بهداد نمي داده. البته كه باز بهداد ايده هاي خودش را به نوعي تحميل مي كرده اما حتي اين اضافه كاري هاي پيش بيني نشده هم باز در خدمت اثر است. مهم ترين نكته در بازي بهداد اين است كه او به شكل حيرت آوري توانسته آن انرژي و برق روشن هميشه حاضر در چشمانش را از خودش بگيرد و نگاهي خسته و شكسته را به چشمانش اضافه كند. در واقع همين كار با نگاه و در مرحله بعد تغيير صدا و حركات فيزيكي است كه باعث شده بهداد حتي فراتر از گريم خودش ظاهر شود. بحث سليقه نيست، بحث بر سر معيار است. حامد بهداد در «شبانه روز» آنقدر خوب و كامل و دوست داشتني است كه بتوانيم سيمرغ را حق او بدانيم، مگر اينكه در بين فيلم هاي امسال بازيگري پيدا شود كه به شكل متفاوت و حيرت آوري توانسته باشد در يك گستره رئاليستي آينه تمام قد خود و طبقه اش باشد، بي آنكه شباهتي با كارهاي قبلي اش داشته باشد. مثل كار گروه بازيگران فيلم «درباره الي» ساخته درخشان و دوست داشتني اصغر فرهادي
+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/18ساعت   توسط صادق  | 

(كيوان عليمحمدي و اميد بنكدار)

...... - راجع به بازي حامد توضيح دهيد. اينکه چقدر با هم هماهنگ بوديد؟ چقدر اضافه کاري داشت يا نداشت؟ چون خيلي نقش مهمي است و از بهترين بازي هاي بعد از انقلاب است.
کيوان؛ من و اميد، سياوش را دوست داشتيم و هر روز سياوش را در جلوي چشم مان مي ديديم. واقعاً بعضي از ديالوگ ها گريه من و اميد را درمي آورد مثل آن پلاني که داشت سيگار مي کشيد و مي گفت؛ به بهار قول دادم تا زماني که زنده است سيگار نکشم حالا کجاست عزيز دلم. واقعاً من و اميد آنجا پاي مانيتور پس افتاديم. اتفاقي که افتاد به قول حامد بهداد تکيه کلام خودش است که مهر ما به دل همديگر افتاد. ما سعي مي کرديم بهترين شرايط را براي حامد به وجود آوريم. شايد يکي از راه هايش اين بود که به بچه ها پيشنهاد کرديم يک چيزي مثل تخت بياوريم، اين چهار ساعت را بخوابد و ما گريم کنيم که تکان نخورد. چون هم براي ما سخت بود هم براي حامد. هر بار چهار ساعت وقت مي بردش. موهايش را به خاطر اين فيلم تراشيد. کلي چسب و آن قوزي را که روي گردنش مي گذاشتند، بايد تحمل مي کرد و اذيت مي شد ولي واقعاً بازيگر درجه يکي است به خاطر اينکه يکي از چيزهايي که من و اميد در رابطه با او کشف کرديم اين است که به کارش فکر مي کند. خيلي زحمت مي کشد. در قصه سياوش دوربين نه پن مي زند نه حرکت دارد. همه شات ها ثابت است. مي گفتيم حامد بيا مانيتور را ببين. علي تيموري جاي حامد بهداد مي ايستاد. بعد حامد نگاه مي کرد. مي گفتيم اين محدوده کار تو است و مي رفت.....

منبع : برای حامد بهداد

+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/18ساعت   توسط صادق  | 

مجری مراسم محمدرضا فروتن که سردی سالن را دو چندان کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/13ساعت   توسط صادق  | 
با تشکر از منفی مثل حامد بهداد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/13ساعت   توسط صادق  | 

Marlon Brando     مارلون  براندو 


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/07ساعت   توسط صادق  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/05ساعت   توسط صادق  | 
ماشالله حامد امسال ۲۰-۳۰ تا سیمرغ می بره با این همه فیلم.

فیلمبرداری فیلم سینمایی «بیداری» به کارگردانی فرزاد موتمن درحالی به نیمه رسید که حامد بهداد به جمع بازیگران اضافه شد و نیکی کریمی هم جلوی دوربین رفت. اولین پلان‌های نیکی کریمی و مهدی احمدی در مرکز توانبخشی تهران فیلمبرداری شد و بازی حامد بهداد هم تا چند روز آینده آغاز خواهد شد. فيلمنامه «بيداري» را كريم هاتفي‌نيا و سعيد حاجي‌ميري به نگارش درآورده‌اند كه مضموني مرتبط با سي‌سال انقلاب اسلامي ايران دارد. اين فيلم با دوربين ديجيتال SI-2K ساخته مي‌شود كه براي رسيدن به جشنواره فجر، مراحل تدوين، صداگذاري و ساخت موسيقي آن به صورت همزمان در استوديو سبحان در حال انجام است.
«بيداري» داستان زني به نام زهرا است كه حافظه‌اش از زماني كه براي آخرين‌بار دختر 6 ساله‌اش ياسمن را ديده، متوقف شده است. اكنون پس از گذشت 24 سال از آن اتفاق، حافظه زهرا بازگشته و او قصد دارد دختر گمشده‌اش را بيابد اما همه نشاني‌هايي كه به ياد دارد، به كلي تغيير كرده است.
شقايق فراهاني، نيره فراهاني، كيهان ملكي، هوشنگ قوانلو، مريم كاوياني، مهوش وقاري، افسانه ناصري، حسين محب‌اهري، رويا جاويدنيا، فلور نظري، فرحناز منافي‌ظاهر، رضا نوروزي، شيوا خنياگر، رويا ميرعلمي، مريم رهبري، پروين ميكده، حبيب اللهياري، عليرضا رياحي، سعيد عراقي و اميرحسين صديق دیگر بازيگران جديدترين فيلم مؤتمن محسوب مي‌شوند. ساير عوامل بيداري عبارتند از: عليرضا زرين‌دست (مدير فيلمبرداري)، سعيد هاشمي (مجري طرح و مديرتوليد)، پرويز آبنار (مدير صدابرداري)، علي نصيري‌نيا (طراح صحنه و لباس)، سودابه خسروي (طراح گريم)، محمدعلي جناب (برنامه‌ريز و دستيار اول كارگردان)، سميرا برادري (منشي صحنه)، كوروش سيگارودي (دستيار اول فيلمبردار)، علي ملكي (مشاور كيفي توليد ديجيتال)، سيدامير سيدابراهيمي (مدیر تدارکات) و مهدي خسروجردي (مدير پشتيباني فني و توليد)، از جمله عوامل سازنده فيلم بيداري هستند.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/05ساعت   توسط صادق  | 

با تشکر از ...و حامد بهداد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/01ساعت   توسط صادق  | 
این ۱۰۰ سکانس چاپ شهریور ماهه.دیدنش خالی از لطف نیست چون چند تا عکس قشنگ داره.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/30ساعت   توسط صادق  | 

با تشکر از منفی مثل حامد بهداد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/28ساعت   توسط صادق  | 
سلام.چون من کنکور دارم و مدام نمی تونم مطلب جدید پست کنم اکانتی برای دوستی که تمایل به پست مطلبی راجع به حامد داره به نام دوست فعال کردم.

User و Pass را به ایمیل اولین نظردهنده ارسال خواهم کرد.لطفا ایمیل خودت رو یادداشت کن.

اگه میشه در پست مطلب منو یاری کن.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/26ساعت   توسط صادق  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/26ساعت   توسط صادق  | 
«حامد بهداد» فردا با حضور خبرنگاران درباره بازيگري و نمايشگاه عكس خود نشست رسانه‌اي برگزار مي‌كند.به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، اين نشست ساعت 11 صبح فردا در گالري شيرين برگزار مي‌شود.

نمايشگاه آثار «حامد بهداد» شامل 35 قطعه از عكس‌هاي وي با موضوع «كادر و اتفاق در سينما» در گالري شيرين از 27 دي ماه به مدت يك هفته برگزار مي‌شود.
حامد بهداد در گفت‌وگو با خبرنگار فارس گفت: نمايشگاهي از 35 قطعه از عكس‌هايم با موضوع «كادر و اتفاق در سينما» در گالري شيرين از 27 دي ماه به مدت يك هفته برگزار مي‌شود.
وي افزود: در سينما آدمها در جايگاه خود واقع شدند و اتفاق در شخصيت آنها مي‌افتد. من سعي كردم اين تغيير شخصيت و اتفاق را در كادري ثابت نشان دهم و اين عكسها را براي تجربه ولذت شخصي خود گرفتم.
بهداد در انتها افزود: شركت قرمز كه برگزاركننده اين نمايشگاه است طي مشورتي با من تصميم گرفت كه تمام درآمدهاي حاصل از فروش اين آثار صرف امور خيريه شود.

نگارخانه شيرين متعلق به مجتمع فرهنگي و هنري انجمن خوشنويسان ايران، در فرمانيه، بلوار شهيد اندرزگو، خيابان شهيد سليمي شمالي، پلاك 22 واقع شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/24ساعت   توسط صادق  | 
شیرین پرتویی، مدیر نگارخانه شیرین به خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: آخرین نمایشگاه دی سال جاری در نگارخانه شیرین از بیست و هفتم این ماه برگزار می شود.
وی افزود: در این نمایشگاه آثار عکس حامد بهداد، بازیگر سینما و تلویزیون و عکس هایی از هنرپیشه های سینما و تلویزیون را به نمایش می گذارد.

وی خاطرنشان کرد: بیش از 20 قطعه عکس از آثار حامد بهداد از بیست و هفتم تا سوم بهمن در نگارخانه شیرین به نمایش گذاشته می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/22ساعت   توسط صادق  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/16ساعت   توسط صادق  |