تبليغاتX
طرفداران حامد در مشهد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/19ساعت   توسط صادق  | 
كيوان عليمحمدي و اميد بنكدار در «شبانه روز» آنقدر اطلاعات و ذهنيات شان نسبت به نقش ها را درست سر و شكل داده اند و در مرحله بعد در اختيار بازيگران گذاشته اند كه حتي بازيگر شورشي چون «حامد بهداد» را توانسته اند كاملاً در اختيار خودشان درآورند. اصولاً در مورد حامد بهداد گفته مي شود اغراق شده يا «اور اكت» بازي مي كند. اما واقعاً اين ايرادي به بازي بهداد نيست. او دلش مي خواهد تا آنجايي كه مي تواند تجربه كند. مشكل اينجاست كه خيلي وقت ها اين كارگردان است كه توانايي كنترل بهداد را ندارد، چون براي او جزييات نقش و ويژگي هاي اصلي شخصيت را توضيح نداده است. و باز اتفاقي نيست كه خيلي از بازيگران سينماي ايران در ايفاي نقش هاي معتاد، لات و كلاً بازي هاي دور از خود در چارچوب يك زندگي روزمره موفقند، چون جزييات بيشتري در اختيارشان است. حالاحامد بهداد در شبانه روز، نه تنها بهترين بازي و حضور سينمايي اش را رقم زده بلكه يكي از بهترين نقش آفريني هاي بعد از انقلاب را بايد كار او دانست. البته به خاطر موقعيت خيلي خاص فيلم نمي توان انتظار داشت اين بازي نزد مخاطبان عام و عامه پسندتر هم جايگاه رفيعي پيدا كند. بهداد در اين فيلم گريم سنگيني دارد، تقريباً هر روز چهار ساعت گريم مي شده اما توانسته از گريمش هم فراتر رود. او در اين فيلم به نوعي سياوش كسرايي را بازسازي كرده. آگاهي و شناخت خالقان «شبانه روز» به حدي است كه فرصت هيچ اضافه كاري را به بهداد نمي داده. البته كه باز بهداد ايده هاي خودش را به نوعي تحميل مي كرده اما حتي اين اضافه كاري هاي پيش بيني نشده هم باز در خدمت اثر است. مهم ترين نكته در بازي بهداد اين است كه او به شكل حيرت آوري توانسته آن انرژي و برق روشن هميشه حاضر در چشمانش را از خودش بگيرد و نگاهي خسته و شكسته را به چشمانش اضافه كند. در واقع همين كار با نگاه و در مرحله بعد تغيير صدا و حركات فيزيكي است كه باعث شده بهداد حتي فراتر از گريم خودش ظاهر شود. بحث سليقه نيست، بحث بر سر معيار است. حامد بهداد در «شبانه روز» آنقدر خوب و كامل و دوست داشتني است كه بتوانيم سيمرغ را حق او بدانيم، مگر اينكه در بين فيلم هاي امسال بازيگري پيدا شود كه به شكل متفاوت و حيرت آوري توانسته باشد در يك گستره رئاليستي آينه تمام قد خود و طبقه اش باشد، بي آنكه شباهتي با كارهاي قبلي اش داشته باشد. مثل كار گروه بازيگران فيلم «درباره الي» ساخته درخشان و دوست داشتني اصغر فرهادي
+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/18ساعت   توسط صادق  | 

(كيوان عليمحمدي و اميد بنكدار)

...... - راجع به بازي حامد توضيح دهيد. اينکه چقدر با هم هماهنگ بوديد؟ چقدر اضافه کاري داشت يا نداشت؟ چون خيلي نقش مهمي است و از بهترين بازي هاي بعد از انقلاب است.
کيوان؛ من و اميد، سياوش را دوست داشتيم و هر روز سياوش را در جلوي چشم مان مي ديديم. واقعاً بعضي از ديالوگ ها گريه من و اميد را درمي آورد مثل آن پلاني که داشت سيگار مي کشيد و مي گفت؛ به بهار قول دادم تا زماني که زنده است سيگار نکشم حالا کجاست عزيز دلم. واقعاً من و اميد آنجا پاي مانيتور پس افتاديم. اتفاقي که افتاد به قول حامد بهداد تکيه کلام خودش است که مهر ما به دل همديگر افتاد. ما سعي مي کرديم بهترين شرايط را براي حامد به وجود آوريم. شايد يکي از راه هايش اين بود که به بچه ها پيشنهاد کرديم يک چيزي مثل تخت بياوريم، اين چهار ساعت را بخوابد و ما گريم کنيم که تکان نخورد. چون هم براي ما سخت بود هم براي حامد. هر بار چهار ساعت وقت مي بردش. موهايش را به خاطر اين فيلم تراشيد. کلي چسب و آن قوزي را که روي گردنش مي گذاشتند، بايد تحمل مي کرد و اذيت مي شد ولي واقعاً بازيگر درجه يکي است به خاطر اينکه يکي از چيزهايي که من و اميد در رابطه با او کشف کرديم اين است که به کارش فکر مي کند. خيلي زحمت مي کشد. در قصه سياوش دوربين نه پن مي زند نه حرکت دارد. همه شات ها ثابت است. مي گفتيم حامد بيا مانيتور را ببين. علي تيموري جاي حامد بهداد مي ايستاد. بعد حامد نگاه مي کرد. مي گفتيم اين محدوده کار تو است و مي رفت.....

منبع : برای حامد بهداد

+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/18ساعت   توسط صادق  |