تبليغاتX
طرفداران حامد در مشهد
مراسم فرش قرمز ویژه افتتاحیه اکران فیلم «محاکمه در خیابان» ساخته مسعود کیمیایی روز جمعه 22 آبان 1388 از ساعت 17 در سینما ناهید تهران برگزار می‌شود. این مراسم برای اولین بار در ایران به همت سایت سینمای ما و با همکاری کارگاه آزاد فیلم، موسسه فیلمیران و موسسه سینما شهر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برپا خواهد شد.



در برنامه که با حضور جمعی از هنرمندان و ستارگان سینما و موسیقی ایران برگزار می‌شود ابتدا کارگردان (مسعود کیمیایی)، عوامل و ستاره‌های فیلم «محاکمه در خیابان» با عبور از فرش قرمز با علاقه‌مندان و مهمانان مراسم دیدار خواهند کرد. در بخش‌ دیگری از برنامه در غرفه‌ها و مکان‌های از پیش تعیین شده در محوطه محل برگزاری برنامه و سالن نمایش امکان گفت‌وگو و عکس گرفتن با عوامل فیلم فراهم شده است.

حاضران در مراسم شاهد اجرای زنده‌ی سه ترانه محبوب سه فیلم «حکم»، «رئیس» و همچنین ترانه شنیده نشده «محاکمه در خیابان» با صدای رضا یزدانی خواهند بود. 

کارگردان و بازیگران و عومل «محاکمه در خیابان» پیش از اغاز نمایش فیلم روی صحنه حاضر می‌شوند و درباره ویژگی‌های کارشان در این فیلم صحبت می‌کنند.پخش بخش‌های گزیده‌ای از مجموعه مستند درباره مسعود کیمیایی ساخته نیما حسنی نسب و تصایری از پشت صحنه‌ی «محاکه در خیابان» بخش دیگری از این مراسم ویژه خواهد بود. بخش‌های دیگری هم برای هر چه جذاب‌تر شدن  این مراسم در نظر گرفته شده است که مهمانان برنامه روز جمعه 22 ابان در سینما ناهید شاهد آن خواهد بود.

پس از پایان نمایش فیلم و پذیرایی از مهمانان، سی دی حاوی آنونس پوستر‌ها و گالری عکس‌های فیلم همراه با عکس و پوستر و تراکت‌های امضا شده‌ی توسط ستارگان فیلم به شرکت کنندگان دربرنامه هدیه خواهد شد. علاوه بر همه ستارگان پرشمار فیلم «محاکمه در خیابان»، هنرمندان دیگری هم مهمان ویژه‌ی این مراسم با شکوه خواهند بود.

یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد مراسم این است که افتتاحیه اکران بیست و هفتمین فیلم مسعود کیمیایی در فضای خاطره‌انگیز محله‌های کودکی فیلمساز و لوکیشن چند فیلم شاخص‌اش برگزار خواهد شد.

×××
به دلیل حضور مهمانان ویژه در این مراسم فقط تعداد محدودی از کارت‌های ورودی از طریق سایت سینمای ما برای فروش عرضه می‌شود. بهای کارت ورودی برای سالن پائین 15هزار تومان و برای بالکن 10هزار تومان تعیین شده است. اولیت حضور در برنامه به ترتیب ثبت نام در سایت سینمای ما خواهد بود.

... وعده‌ی دوستداران سینما با تازه‌ترین ساخته مسعود کیمیایی جمعه 22 آبان ساعت 17 در سینما ناهید واقع در خیابان هفده شهریور، نبش شکوفه.


ثبت نام برای این مراسم در سایت سینمای ما انجام میشه.(بچه ها هر کدوم از شما رفت سلام گرم منو به حامد برسونه.بگه من یک از هزاران عشاق اونم و خیلی دوستش دارم.ای کاش میتونستم برم.)


فرم ثبت نام براي دریافت کارت ورود به مراسم فرش قرمز «محاکمه در خیابان»

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت   توسط صادق  | 
«حامد بهداد» با بازي در فيلم سينمايي «هفت دقيقه تا پاييز» امسال در جشنواره فيلم فجر،حضور خواهد داشت. 


(عکس حامد بهداد در تست گریم این فیلم - سال گذشته)


سيد جمال ساداتيان تهيه‌كننده سينما گفت: فيلم «هفت دقيقه تا پاييز» به كارگرداني عليرضا اميني كه در بشرا فيلم و به تهيه‌كنندگي من ساخته مي‌شود وارد مراحل آغاز فيلم‌برداري شده و از پايان اين ماه فيلمبرداري اين فيلم شروع خواهد شد. وي افزود: هديه تهراني، حامد بهداد و محسن تنابنده بازيگران اصلي اين فيلم هستند و ساير بازيگران اين فيلم نيز پس از انتخاب معرفي خواهند شد. ساداتيان در ادامه تصريح كرد: اين فيلم فيلم‌برداري كوتاهي خواهد داشت و تلاش ما اين است كه آن را براي نمايش در جشنواره فيلم فجر امسال آماده كنيم. ساداتيان امسال «به رنگ ارغوان» ساخته ابراهيم حاتمي‌كيا را نيز در جشنواره دارد.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت   توسط صادق  | 
در جدید ترین واکنش تعدادى از بازیگرانى که نام و رقم دستمزد آنها از طریق رسانه ملى اعلام شده نیز در گفت‌وگوهایى به ارقام اعلام شده اعتراض داشتند.


شهاب حسینی

به نوشته حیات نو شهاب حسینى دراین باره گفته است : به شدت رقم دستمزد اعلام شده را تکذیب مى‌کنم و درست نیست. اگر اعلام این ارقام براساس تحقیقات بوده بهتر مى‌بود که اسناد آن نیز منتشر مى‌شد، اگر براساس فرضیات یک نفر صورت گرفته که مایل به ادامه پیدا کردن آن نیستم چون بحثى است براى ایجاد حاشیه بیشتر و به همین دلیل مخالف رسانه‌اى شدن این قبیل مباحث بوده و هستم و بارها گفته‌ام که باید کار کارشناسى پیرامون چنین مسائلى صورت بپذیرد و سپس مطرح شود

سیدجواد رضویان

رضویان مى گوید: متاسفانه این بزرگواران اطلاعات صحیحى ندارند و بنده از همین طریق تکذیبیه خود را نسبت به رقم دستمزد گفته شده اعلام مى‌کنم. گوینده این مطالب که بنده اصلا جایگاه ایشان را نمى‌دانم، بدون هیچ‌گونه سند و مدرکى چنین اتهامى را از طریق تلویزیون به گوش مردم مى‌رسانند. مى خواهم بدانم که اگر این رقم درست بود ایراد را چه مى‌دانند وقتى فیلمى با حضور فردى یک میلیارد تومان بفروشد آیا گوینده این مطالب یک سکه هدیه مى‌دهند؟ یا اینکه اصلا مگر زورى در کار است که تهیه‌کننده پول پرداخت کند؟ اگر قانونى وجود داشت و ما جز آن عمل مى‌کردیم جاى نقد وجود داشت اما حالا که سقفى براى دریافت دستمزد وجود ندارد و اگر قانونى باشد ما احترام مى‌گذاریم. امیدوارم فردى که در تلویزیون این مسائل را عنوان کرده بتواند حداقل یکى از قراردادهاى 60 میلیونى بنده را ارائه کند چون پیگیرى این ماجرا براى نام‌بردگان کار آسانى است اما پیگیرى نمى‌کنیم چون ایشان ارزش این صرف انرژى را ندارند و اصل ماجرا عشق من به مردم است این مسائل اهمیت ندارد

رضا شفیعى‌جم

شفیعى جم اعتقاد دارد: به هیچ‌وجه اینطور نبوده که اعلام شده. سینما و جنس کار ما اینگونه است که در بیشتر موارد با تهیه‌کننده توافق صورت مى‌پذیرد، رقم قبلى که من دریافت کردم هفت میلیون تومان بوده نه 40 میلیون، بعضى از افراد تلاش کرده‌اند بازیگر بشنود اما چون مردم انتخابشان نمى‌کنند و علاقه‌اى به آنها ندارند به گونه قصد مطرح کردن خود را دارند. مهم این است که مردم جایگاه افراد را در سینما مشخص مى‌کنند نه اشخاص مردم به ما لطف دارند، دوست دارند و براى این علاقه هزینه مى‌کنند و بلیط مى‌خرند و به سینما مى‌آیند

الناز شاکردوست

شاکر دوست مى گوید: اگر رقم اعلام شده هم درست باشد بازیگرى که مالیات پرداخت مى‌کند چه خلافى را مرتکب شده که باید مورد انتقاد قرار بگیرد؟ من به شخصه با رسانه‌اى شدن این رقم‌ها که مبناى درستى هم ندارند مخالفم. اصلا کار درستى صورت نگرفته، به این دلیل که به شکل یکجانبه قضاوت کردن در رابطه با درآد افراد بدون بیان سختى‌هاى کار آنها درست نیست

امیر جعفرى

جعفرى هم عنوان مى کند: سوال من این است که آیا آقایان حاضر به بیان میزان دستمزد خودشان از محل‌هاى گوناگون در تلویزیون هستند که درآمد افراد را در تلویزیون مطرح مى‌کنند؟ خیلى جاهاى دیگر مانند فوتبال هست که دستمزدها بسیار نجومى است چرا آنجا مورد نقد قرار نمى‌گیرد، مگر ما بیمه هستیم؟ شما به وزارت کار که بروید متوجه مى‌شوید بازیگرى را اصلا به عنوان شغل محسوب نمى‌کند، اگر من از نظر جسمى دچار مشکل شوم و امکان بازى پیدا نکنم چه اتفاقى خواهد افتاد؟ آیا کسى پیگیر مسائل خواهد بود. امیدوارم آقایان مدارک خود را مبنى بر دریافتى بنده ارائه بکنند

مالیاتهای سنگین درانتظار دستمزدها

از سویی دیگر علیرضا سجاد پور مدیر کل اداره نظارت وارزشیابی اعلام کرده که از این به بعد تمامی بازیگرانی که دستمزدهای خارج از عرف در یافت می کنند باید مالیاتهای سنگینی بپر دازند

سجاد پور به روز نامه بانی فیلم گفته :در این مورد جهش غیر متعارف دستمزدها قابل اهمیت است که این مسئله باعث نارضایتی دربین دیگر عوامل و بازیگران می شود و باعث شده بعضی از بازیگران از این روش نامتعارف پیروی کرده و آنها هم میزان دستمزدهایشان را بالاببرند . این بالا رفتن هزینه دستمزدها در نهایت باعث می شود که هزینه عمومی تولید یک فیلم هم بالا برود و این مسئله ایست که که با سیاستهای ما برای رونق سینما و فروش فیلمها همخوانی ندارد

سینما جولانگاه مانکن ها

از سویی دیگر سید رمضان شجاعی کیاسری عضو کمیسیون فرهنگی و نماینده مردم ساری در گفت وگویی باانتقاد از وضعیت فعلی سینما مدعی شده است :سینمای ایران در حال حاضر جولانگاه مانکن هاست و باید از این وضعیت خارج شود .او گفته که :تیپ ،تصویر شکل وقیافه بخشی از جلوه های زیبایی کار است اماهمه کار نیست .کار اساسی و اصیل آن است که بتوانیم نیاز های فرهنگی جامعه را بشناسیم و با زبان زیبای هنر آن را به جامعه برای فرهنگ سازی ارائه دهیم

تلویزیون عامل مهم افزایش دستمزدها

همچنین علی معلم مدیر مسئول ماهنامه سینمایی دنیای تصویر در یادداشتی که درروزنامه تهران امروز منتشر کرد دیدگاههای جالبی را دراین زمینه مطرح کرده است

به اعتقاد علی معلم :نکته‌ای که در پردازش تلویزیون درباره موضوع عدالت در دستمزد بازیگران سینما به نظر می‌رسد این است که خود تلویزیون یکی از عوامل موثر در اخلال دستمزد بازیگران سینماست. فاش کردن رقم قرارداد بازیگران به این شکل باعث از بین رفتن اعتبار سینما می‌شود. هرچند که تلویزیون در فیلم‌ها و سریال‌ها و به طور کلی در مجموعه‌های نمایشی تولیدی خود به ضرب حضور بازیگرانی با دستمزدهایی که به ایشان پرداخت می‌کند سبب شده تا قیمت‌ها در سینما هم روند صعودی خود را طی کند و همین بازیگران با دستمزد‌های عجیب و غریب به سینما بیایند. بهتر بود تلویزیون جوال دوزی به خود می‌زد

سینمای ایران هالیوود نیست

علی معلم درادامه یادداشته خود افزوده :مساله‌ای دیگر قیاس سینمای ایران با سینمای هالیوود است. قیاسی که تا صورت می‌گیرد بحث دستمزدها را اول از همه پیش می‌کشند. سینمای ایران به هیچ عنوان به سینمای هالیوود شبیه نیست که دستمزد بازیگر یک فیلم ایرانی مانند هالیوود 10 برابر عوامل سازنده فیلم باشد. در سینمای داخلی و فروش محدود داخلی اگر 45 فیلم در سال اکران می‌شود تنها 10 فیلم هستند که می‌توانند به سود واقعی خود بازگردند و به اصل سرمایه خود برسند و بقیه این فیلم‌ها با اما و اگر‌های بسیار، اگر بتوانند پخش تلویزیونی بگیرند به نتیجه‌ای در بازگشت سرمایه خود دست پیدا می‌کنند

در مقایسه‌ای دیگر بین سینمای ایران و هالیوود باید گفت فیلم‌های ایرانی در زمان نمایش تا «رامهرمز» و «خوی» هم نمی‌رسند اما به عنوان مثال فیلم «گلادیاتور» با 6000 نسخه در دنیا اکران شد

مساله‌ای دیگر معرفی بازیگران ایرانی به عنوان «سوپر استار» است. در حالی که ما در ایران به هیچ عنوان «سوپر استار» به معنای واقعی نداریم. به بازیگری «سوپر استار» اطلاق می‌شود که دست کم در منطقه یا در جهان شناخته شده باشد. به عنوان مثال «شاهرخ خان» یا «امیر خان» در بالیوود از پاکستان شناخته شده هستند تا کانادا. اختلال در فهم این‌گونه مفاهیم باعث شده که مشخص نشود این دستمزدها از کدام محبوبیت و کار سخت مطرح می‌شود، حتی برخی از این بازیگران چندین پروژه را با هم انجام می‌دهند و فرصت تفکر و مطالعه بر فعالیت خود را ندارند

هرچند این موضوع در چارچوب سینمای ملی ایران و بازار محدود داخلی قابل بررسی است. به عنوان مثال اگر تولید یک فیلم سینمایی 400 تا 500 میلیون تومان بدون در نظر گرفتن ابعاد تاریخی، اجتماعی و... هزینه دارد دستمزد مجموع بازیگران آن نباید بیش از یک پنجم هزینه تولید باشد. رقمی بین 80 تا 100 میلیون که بین نقش اول و دوم و نقش‌های مکمل تقسیم می‌شود و از نظر اقتصادی باید قابل اتکا و توجیه باشد. متاسفانه وقتی تلویزیون بازیگران را عادت داده است به رقم‌های 40 میلیونی، سینما نمی‌تواند چنین مبلغی را تامین کند این امر اختلالی را به وجود می‌آورد که سطح دریافتی عواملی مانند نویسنده و کارگردان اختلاف فاحشی با بازیگران خواهد داشت. این شرایط و قیاس‌ها با سینمای هالیوود توهماتی ایجاد می‌کند که از جنبه اقتصاد صنعتی سینما قابل توجیه نیست

فریاد یاهالیوود

به گفته علی معلم ،در کشور ما اقتصاد سینما دولت محور است. 80 درصد سالن‌های سینما در اختیار نهاد‌های دولتی قرار دارد، نگاتیو و پوزیتیو دست دولت است و برخی در این میان فریاد «یاهالیوود!» سر می‌دهند و انتظار دارند بازیگر سوار بر رویزرویز به لوکیشن مراجعه کند. از حق و عدالت به دور است که نویسنده‌ای چهار میلیون دریافت کند و بازیگری 50 میلیون تومان. مناسبات ناسالم و علاقه‌مندی تلویزیون به افشاگری باعث ایجاد چنین اختلالی است. چرا کسی نمی‌پرسد «بهرام بیضایی» بعد از چندین سال نوشتن چقدر دستمزد می‌گیرد؟ یا ناصر تقوایی دستمزدش چقدر است؟

 

 

 

منبع: خبرآنلاین

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت   توسط صادق  | 

اعلام سقف دستمزد های هدیه تهرانی، بهرام رادان، حامد کمیلی، باران کوثری، ترانه علیدوستی، مهناز افشار، مهران مدیری، حامد بهداد و ...



در برنامه صبح امروز چهارسو كه با موضوع عدالت در دستمزد بازيگران سينما با حال و هواي يك 90 سينمايي روي آنتن شبكه يك سيما رفت، رضا استادي روزنامه‌نگار و منتقد سينما با عنوان كارشناس برنامه به پرسش‌هاي پدرام كريمي مجري برنامه چهارسو پاسخ داد.

استادي در اين برنامه گفت: اگر بازيگري در سينماي ما از نظر امنيت شغلي، عدم استفاده از امور تبليغاتي براي گذران مالي بازيگران، تأمين اجتماعي و ... مشكل دارد بايد مشكلات خود را در جاي ديگري حل كند و افزايش بي‌رويه دستمزدها راه‌حل درستي براي اين قضيه نيست.
وي با رد اين فرضيه كه عمر مفيد ستاره‌هاي سينما در عرصه بازيگري كوتاه است، بازيگراني مثل عزت‌الله انتظامي، علي نصيريان، محمد‌علي كشاورز و .... مثال زد كه در سنين بالا به ايفاي نقش در فيلم‌هاي مختلف مشغول هستند.
اين منتقد همچنين در بخش ديگري از صحبت‌هايش با اشاره به اينكه امروزه همه نيروهاي جوان، سينما را در بازيگري جست‌وجو مي‌كنند و كسي به سراغ رشته‌هاي فني نمي‌رود، گفت: اگر قرار است دستمزدها در سينماي ايران به رويه جهاني خود نزديك شود، اين اتفاق نبايد فقط در عرصه بازيگري رخ دهد چرا كه اينگونه سينماي ما به پيكره‌اي بدل مي‌شود كه دست و پا و سرش نحيف است و تنها شكم بزرگي دارد.
استادي در اين برنامه بالاترين و آخرين سقف پيشنهادي دستمزد برخي از بازيگران سينماي ايران را كه از طريق گفت‌وگو با چند مدير توليد و تهيه كننده به دست آورده بود بدين شرح اعلام كرد:
حميد فرخ‌نژاد 18 تا 30 ميليون تومان، پرويز پرستويي 40 تا 50 ميليون تومان، فاطمه معتمد آريا 30 ميليون تومان، ترانه عليدوستي 30 ميليون تومان، الناز شاكر دوست 35 تا 40 ميليون تومان، نيكي كريمي 45 ميليون تومان، جواد رضويان 60 ميليون تومان، ليلا حاتمي 45 ميليون تومان، باران كوثري 30 ميليون تومان، رضا عطاران 70 ميليون تومان، رضا كيانيان 30 ميليون تومان، امين حيايي 40 تا 60 ميليون تومان، مهران مديري 100 ميليون تومان، امير جعفري 30 ميليون تومان، كامبيز ديرباز 25 تا 30 ميليون تومان، مهناز افشار 40 ميليون تومان، شهاب حسيني 60 تا 70 ميليون تومان، عزت‌الله انتظامي 40 ميليون تومان، مجيد صالحي 15 تا 20 ميليون تومان، حامد كميلي 30 ميليون تومان، حامد بهداد 35 ميليون تومان، علي نصيريان 25 ميليون تومان، رضا شفيعي جم 40 ميليون تومان، اكبر عبدي 40 تا 50 ميليون تومان، محمدرضا فروتن 40 تا 60 ميليون تومان و بهرام رادان 50 ميليون تومان و هديه تهراني 100 ميليون تومان.
در بخش‌هايي از اين برنامه زنده تلويزيوني بازيگراني چون رضا رويگري، شهاب حسيني، نيلوفر خوش خلق، عباس اميري و ... به بيان ديدگاه‌هاي خود درباره افزايش دستمزدهاي بازيگري و ناعدالتي موجود در آن پرداختند.
همچنين حسين فرحبخش تهيه كننده فيلم‌هاي پرمخاطب سينمايي با اشاره به اينكه برخي از بازيگران سينماي ايران بي‌انصاف هستند، چند پاره شدن تهيه كنندگان سينما در سال‌هاي اخير را يكي از عوامل افزايش بي‌حساب و كتاب و دستمزد برخي از بازيگران دانست و گفت: سابق بر اين نوعي وحدت رويه در دستمزدهاي بازيگران از سوي اتحاديه تهيه‌كنندگان وجود داشت كه چند پاره شدن تهيه‌كنندگان و تشكيل انجمن‌هاي مختلف تهيه و توليد فيلم، اين وحدت را از بين برد.
رضا استادي كارشناس اين برنامه در جمع‌بندي مطالب خود به اين نكته اشاره كرد: توليد سريال‌هاي تلويزيوني بلند مدت و تله فيلم‌ها در سال‌هاي اخير كه موجب شده بازيگران سينما بيشتر وقت خود را به كارهاي تلويزيوني اختصاص دهند، يكي از دلايل بالا رفتن سقف دستمزدها بوده است.

حالا شما قرارداد 90 میلیونی آقای گلزار فقط برای 3 روز در فیلم "دموکراسی در روز روشن" که تازه بسته رو نادیده بگیرین. وگرنه  مقایسه تفاوت زیاد این دستمزد با سقف دستمزد حامد بهداد شما رو اذیت میکنه...!

منبع: خبرگزاری فارس

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/11ساعت   توسط صادق  | 

سلام دوستان گلم.امروز واستون لینک نرم افزار Winrar رو آپ میکنم که فایل های فشرده رو باز کنید.از دوستانی که با فایل ها مشکل داشتن و من دیر رسیدگی عذر میخوام.

(Size : 2.69 MB)


دانلود مستقیم

صفحه دانلود (غیرمستقیم)


پسورد : www.p30world.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/11ساعت   توسط صادق  | 
درباره حامد بهداد، هوشنگ گلمکاني و ابوالحسن داودي


1- اينکه آقاي حامد بهداد بيايد و درباره مافيايي بودن هوشنگ گلمکاني، حضور اتفاقي اش در حوزه نقد فيلم و گادفادري اش در اين زمينه بنويسد، به نظرم زياد مهم نيست. بازيگر کارش را مي کند و منتقد هم مطلبش را مي نويسد. شخصاً در خيلي از موارد با هوشنگ گلمکاني اختلاف نظر دارم و حتي در مورد جزييات زندگي روزمره و شکل گذراندن شب و روز و واکنش نشان دادن به حوادث فرهنگي هم با هم هم سليقه نيستيم. اما خيلي دوستش دارم، سواد و حسن نيتش را مي دانم و در اين چند سالي که نقد فيلم مي نويسم و کار رسانه يي مي کنم، لحظات خوشي با هم داشته ايم. مشکلم با حامد بيشتر اينجاست که تلقي غلطي از اعتراض و طغيانگري دارد. اگر قرار باشد نسل ما هم به عصيان و طغيان و اعتراض همچون نسل هاي گذشته فکر کند، پس ديگر کي پيشرفت کنيم؟ هوشنگ گلمکاني به پشتوانه 30 سال حضور در خط مقدم نقد فيلم ايراني، کاملاً حق دارد که از بازي بهداد خوشش نيايد و اين را بنويسد. اما اينکه سريع همه چيز را به مافيا ربط دهيم و مدام در حال جست وجوي دلايل شکست مان نزد ديگران باشيم، وحشتناک است. همان اشتباه نسل هاي گذشته است. انتظار داشتم ماهيت واکنش بهداد با يک هنرمند دهه 1340 متفاوت باشد. اين دلخون را که نديده ام. اما نظر شخصي ام را بپرسيد، به نظرم حامد بهداد هر وقت کارگردانش کنترلش کرده است، مثل روز سوم و کافه ستاره، بازي خيلي خوبي داشته (روز سوم که اصلاً به نظرم بهترين حضورش روي پرده است) و در باقي موارد مثل بازي اش در حس پنهان، آدميزاد را ديوانه مي کند. تلقي غلط از شورشي بودن و احساساتي بودن، خودش را اينجا هم نشان مي دهد. بهداد يک استعداد است. اما چه بسيار استعدادها که به دليل درک نادرست صاحبان شان از شيوه بروز آنها به باد رفته اند. مي دانيد؟ شخصاً کري گرانت و گري کوپر و همفري بوگارت را به مارلون براندو ترجيح مي دهم. با شخصيتي که از آن خود بازيگر است. آنها فقط روي پرده حضور دارند، ظاهراً کارشان را مي کنند، اما تماشاگر را با خود مي برند. اين به نظرم هنر بسيار متعالي تري است تا براندو، با آن حرکات لب و دهنش، بازي با دست هايش و امکاني که به منتقدان مي دهد تا درباره شور و طغيانش بنويسند. وقتي به صورت گرانت در يکي از فيلم هاي هاوارد هاکز نگاه مي کنم، نمي توانم جاي هنرش را بفهمم. به نظرم مشکل حامد بهداد چه وقتي قرار است روي پرده طغيان کند و چه وقتي چنين واکنشي نسبت به نقدي نشان مي دهد، يکي است. هر دو سطحي است. و اگر روز سوم و کافه ستاره را نديده بودم، فکر مي کردم مايه بازيگري را هم نداشته باشد. که بيشتر ادا باشد. اما در اين فيلم ها خيلي خوب بازي کرده است. طبق معمول اين بار هم مشکل در درون ماست تا مافيايي که قرار است بار همه مشکلات ما را به دوش بکشد. نمي فهمم حامد وقتي مي تواند جمله يي به اين خوبي بنويسد؛ «... نوشته يي بود از سر کينه و عاري از غريزه؛ مطالبي در حد تماشا و مطالعه و نه در مقام تجربه و اجرا...» وقتي چنين درک درستي از فاصله ميان تماشا و اجرا و حرمت نهادن به غرايز انساني دارد، چطور مي تواند چنين واکنش هاي ناپخته يي را چه روي پرده و چه خارج از آن نشان دهد.

2- واکنش بهداد و صحبت کردنش درباره مافيا درست شبيه همان واکنشي است که بعضي از فيلمساز- تهيه کننده هاي کشور نسبت به طرح موضوع تقويت تهيه کننده و حاکم کردن نظام عرضه و تقاضا در سالن هاي سينماي کشور داشته اند. دوست بزرگ ترم آقاي ابوالحسن داودي در مقاله يي در همين روزنامه اعتماد برايم نوشته موقع طرح اين موضوع، در روزنامه و تلويزيون، تحت تاثير آدم هايي قرار گرفته ام که مي خواهند از اين طريق به معاونت سينمايي خط بدهند و اينکه در شرايط فعلي وقتي مافياي پخش داريم و سالن سينما به اندازه کافي نداريم و هر فيلمسازي براي ساخت فيلم با هزار بايد و نبايد و مميزي روبه روست و تهيه کننده ها و سينمادارهاي ما با ضعف سليقه و سواد روبه رو هستند و دريافت مجوز پخش و نمايش چقدر مشکل است، و در شرايطي که عدالت در عرصه پخش رعايت نمي شود، چطور مي شود به قانون بازار و عرضه و تقاضا در پخش محصولات فرهنگي فکر کرد و اينکه کنار هم گذاشتن قوانين توليد و پخش در هاليوود با آنچه در ايران مي گذرد، ساده انگاري است و قياس مع الفارق است. راستش دقيقاً به دليل همين حرف هاي ابوالحسن داودي است که فکر مي کنم حاکميت نظام عرضه و تقاضا و تکيه به بازار، آخرين چاره سينماي ايران است. اگر قرار باشد در اين مملکت سالن خوب ساخته شود و تماشاگر با سينما آشتي کند و بکن و نکن هاي مسوولان کمتر شود و فيلمساز فرصت صحبت درباره مسائل روز و آنچه صادقانه در ذهن و قلبش مي گذرد را پيدا کند، بهترين راهش همين تکيه بر اثر هنري به مثابه کالاست. انتخاب ديگري نداريم. طي کردن اين مسير، قطعاً هزينه هاي خودش را خواهد داشت، اما تا پاي در اين راه نگذاريم، به جايي نمي رسيم. اين را حالا و بعد از تجربه چند دهه حمايت هاي گوناگون فکري و مالي از سينماي ايران مي گويم. چطور هنرمندي که دستش توي جيب دولت است، مي تواند رابطه بي واسطه اش را با مردم کشورش برقرار کند؟ (کاري به استثناها نداريم.) انضباطي که رو در رو شدن بي واسطه با تماشاگر به فيلمساز هنرمند مي بخشد، نفعش خيلي بيشتر از خيرش است. نمونه اش همين دو فيلم آقاي داودي؛ «نان و عشق و موتور هزار» و «زادبوم». به نظرم هر آنچه آقاي داودي جدي، در فيلمي مثل زادبوم که حداقل بخشي از آن با پول نهادهاي دولتي ساخته شده و جايزه دولتي هم گرفته، خواسته بگويد، به شکل دلپذيرتر و نهان روشانه تر و جذاب تر و عميق تري در «نان و عشق و موتور هزار» هم هست. آنجا اما به حکم بازار، هنرمند فرصت نکرده زياد توي آينده به خودش نگاه کند، که دکترين صادر کند، که خودش را بيش از حد جدي بگيرد. کارگردان متواضع باسليقه مردم دار باهوش «نان و عشق و موتور هزار» کجا، و کارگرداني که به سينما در حد رسانه يي براي صادر کردن دکترينش نگاه مي کند، کجا. پيشنهاد ابوالحسن داودي و ادامه سياست هاي حمايتي- هدايتي، تکرار همان مسيري است که سال ها پيموده ايم و حاصلش شده حاکميت دو خواهر و زندگي شيرين. جايي بايد اين چرخه را قطع کنيم. به جامعه جهاني بپيونديم و عوض بند کردن به مافيا و آنچه در بيرون اتفاق مي افتد، به خودمان بپردازيم و فيلم هاي بهتري بسازيم. کاري که فيلمساز خوبي مثل ابوالحسن داودي، نشان داده که بلد است. تکرار مي کنم که قرار نيست حاکميت بازار در عرصه توليد محصولات هنري هيچ هزينه يي نداشته باشد. که استعدادي در اين ميان تلف نشود. ولي اگر بخواهيم به آن مشکلاتي که داودي در نامه اش اشاره کرده، برنخوريم؛ به نظرم بهترين مسيرش همين است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/11ساعت   توسط صادق  | 
به درخواست دوستان 5 کلیپ از حامد بهداد کیفیت موبایل


1)کلیپ افسون با موضوع اعتیاد با حضور حامد بهداد و پژمان بازغی و مرجان محتشم (دانلود - حجم : ۴۲۹۵ k)



2)نقد فیلم " آدم " (دانلود - حجم : ۳۴۳۱ k)



3)کلیپ حضور هنرمندان در منزل خسرو شکیبایی روز اول وفاتش (دانلود - حجم : ۳۷۶۱ k)



4)کلیپی از فیلم "کسی از گربه های ایرانی خبر نداره!؟" (دانلود - حجم : ۱۸۸۶ k)



5)کلیپ ضبط شده از پشت صحنه فیلم "آدمکش" (دانلود - حجم :۹۴۱ k )



پسورد فایل ها : BehdadFans.Blogfa (به حروف بزرگ و کوچک دقت کنید.)

منتظر نظرات دوستان گلم هستم.


<<برگ سبزی است تحفه درویش>>

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/08ساعت   توسط صادق  | 
بالآخره کاری که نباید میشد شد و حامد بهداد بوسیله ی منتقدان کوردل کشورمان به حاشیه کشیده شد.


مطلب اول

اظهار نظر چند نویسنده سینمایی درباره واکنش حامد بهداد به نوشته ماهنامه فیلم

شمار كساني كه بازي بهداد را مي‌بينند، با شمار كساني كه نقد بازيگري او را مي‌خوانند، قابل مقايسه نيست/ اگر بهداد به نقد كشيده شده، بايد خيلي ممنون باشد كه توسط منتقدان ديده شدهدر پي نامه سرگشاده «حامد بهداد» منتقدان و نويسندگان سينمايي به صحبت‌هاي وي درباره نویسندگان و منتقدان سينمايي واكنش نشان دادند. در پي اظهار نظر حامد بهداد در مورد منتقدان سينمايي و ماهنامه فیلم در قالب يك نامه سرگشاده، خبرگزاری فارس در گفت‌و گو با گروهي از منتقدان و نويسندگان سينمايي، نظرات آنان را درباره اين نامه جويا شد.

«حسين سلطان‌محمدي» منتقد سينما در اين زمينه گفت: سينما يك كار گروهي است و وظيفه يك رسانه كاملاً روشن است. رسانه‌ها كالاي فرهنگي را به جامعه معرفي مي‌كنند، سهم عمده‌اي در اطلاع‌رساني دارند و به نظر من بايد حرمت همه افراد نگه داشته شود، رسانه‌ها سهم دارند چرا كه كالا را معرفي مي‌كنند و در كنار آن ايجاد شناخت مي‌كنند و اگر قرار باشد حرمت آنان حفظ نشود، رابطه‌ها هم شكسته مي‌شود چرا كه همه لازم و ملزوم هم هستيم.
وي در ادامه افزود: ما به اندازه دانش خود نقد مي‌كنيم و پيشنهاد مي‌دهيم و همان طور اين كالا جلو مي‌رود. اگر به ما اعتماد داشته باشند نقد را مي‌خوانند و استفاده مي‌كنند. بديهي است كه ما در نقد با كسي تعارف نداريم و منتقدان هميشه سختگير هستند و در جامعه اين طور است كه خيلي بازيگران به نقد اهميت نمي‌دهند، همان طور كه بعضي نشريات عكس اين بازيگران را چاپ مي‌كنند و آنها را معرفي مي‌كنند و كالا عرضه مي‌شود كه اين يك امتياز مثبت است. بازيگران هم اين امتياز را به ما بدهند تا به نقد كشيده شوند و در كارهاي آتي، اشكالات‌شان را بر طرف كنند. اگر «حامد بهداد» به نقد كشيده شده، بايد خيلي ممنون باشد كه توسط منتقدان ديده شده و حالا در نقد مي‌تواند اظهارنظر براي خوش داشته باشد، نه اينكه توهين و بي احترامي كند.
سلطان محمدي اظهار داشت: امسال اگر ما منتقدان نبوديم «درباره الي...» به اسكار راه پيدا نمي‌كرد. ما شمشير دو لبه هستيم و «حامد بهداد» هم به ما نياز دارند.

«حسن معظمي» روزنامه‌نگار و منتقد سينما نيز گفت: فعالان عرصه رسانه به خصوص رسانه‌هاي هنري و به خصوص بازيگران، اگر به تخصص ، سطح كار، نوع كار و دانش كار خود اعتقاد دارند، هيچ‌گاه نبايد نگران نقد شدن كار خود و بازي‌هاي‌شان در آثار هنري باشند، در غير اينصورت هيچ‌يك از خصوصيات ياد شده را نمي‌توانند داشته باشند.
وي در ادامه افزود: در همه جاي دنيا بازيگران حرفه‌اي، صاحب سبك و داراي رتبه هنري همواره از نقد كار خود، ولو اين كه موردپسند آنان نباشند، استقبال مي‌كنند. حال اگر هنرمندي خارج از اين دايره عمل كند، بديهي است كه نمي‌تواند به آن بازيگر، هنرمند و يا فعالان صاحب عرصه‌ها، حرفه‌اي اطلاق كرد.
معظمي در ادامه اظهار داشت: به نظر مي‌رسد كه بازيگران جوان تلويزيون مي‌بايست در مسير حرفه‌اي شدن و ارتقاي رفتار اجتماعي متناسب حرفه‌اي كه در جامعه به آن مي‌پردازند، حركت كنند. انتظار مي‌رود هنرمندان الگوي رفتار و منش فرهنگي با روايت و قواعد حرفه‌اي باشند.

«طهماسب صلح‌جو» منتقد سينما نيز گفت: جملاتي كه آقاي «حامد بهداد» در يادداشت خود به كار برده صحيح نيست.

«محمدتقي فهيم» منتقد اظهار داشت: اين اتفاق را مي‌توان از دو جنبه مورد بررسي قرار داد. يكي اين كه به نظر من «حامد بهداد» بايد رعايت همه جوانب را مي‌كرد و نسبت به نقد وامداري مي‌كرد.نقش منتقدان در ارتقاي سينما غير قابل كتمان است و «حامد بهداد» كمي بي انصافي كرده است.
وي ادامه داد: اما جنبه دوم اين است كه «مجله فيلم» در طي سال‌هاي گذشته نسبت به سينماي ايران كمي بي مهري كرده است و بازيگران جوان را هم حمايت نمي‌كند كه اين حرف درستي است. به نظر من يكي از وظايف رسانه اين است كه كشف استعداد كند. در نظر سنجي اخيري كه از سوي مجله فيلم صورت گرفت، 90 درصد فيلم‌هاي انتخاب شده، فيلم‌هاي قبل از انقلاب هستند. آيا سينماي ايران در بعد از پيروزي انقلاب، از نظر تكنيك، ساختار، محتوا و ... پيشرفت نكرده؟ آيا اين بي‌انصافي نيست كه دل خيلي از جوانان سينما را در مجله فيلم بيآزاريم؟
فهيم در ادامه افزود: همان طور كه عرض كردم «حامد بهداد» هم بايد حرمت پيشكسوتان را نگه دارد، اما مجله فيلم نسبت به سينماي بعد از انقلاب واكنش مثبتي ندارد. خروجي نظرسنجي آنها، فيلم‌هاي قبل از انقلاب است و جتي به آثار صرفا جشنواره‌اي هم توهين مي‌كند... همان فيلم‌هايي كه به اسكار راه پيدا كردند و فروش ميلياردي دست پيدا كردند.

«زاون قوكاسيان» منتقد سينما نيز گفت: من خودم با «هوشنگ گلمكاني» اختلاف دارم اما برايش خيلي احترام قائلم، براي اين كه او در شرايطي عهده‌دار سردبيري مجله فيلم شد كه هيچ‌كس اين كار را انجام نمي‌داد.  به نظر من هيچ بازيگري حق توهين به يك نويسنده و منتقد را ندارد و من متأسفم كه بازيگري كه بايد در جامعه نمونه باشد، اينگونه عمل مي‌كند و متأسفم براي سينماي اين مملكت، كه بازيگري كه تازه مطرح شده، هيچگاه نمي‌تواند مثل «جمشيد مشايخي»، «عزت‌الله انتظامي»، «علي نصيريان» و ... باشد چرا كه الفباي انسانيت را بلد نيست.

«شهرام خرازي‌ها» منتقد و نويسنده سينمايي هم داشت: به نظر من يك اظهار مكتوب سينمايي در جامعه هنري و مطبوعات آنقدر ارزش ندارد كه چنين واكنش‌هايي را برانگيزاند. در شأن يك هنرمند در حد و اندازه حامد بهداد - كه از برجسته‌ترين هنرمندهاي سال‌هاي اخير سينماي ايران محسوب مي‌‌شود- هم نيست كه اين چنين عجولانه واكنش نشان دهد.
وي ادامه داد: شمار كساني كه بازي حامد بهداد را مي‌بينند، با شمار كساني كه نقد بازيگري او را مي‌خوانند، اصلا قابل مقايسه نيست. بنابراين اين بازيگر مي‌تواند با خيال راحت به فعاليت خود ادامه دهد. بي آن كه نگران تأثير گسترده اظهارنظر مكتوب در مورد بازيگري‌اش بر طرفدارانش باشد. در كشور ما نقد بازيگري در مكتوبات، آنچنان رشد و توسعه نيافته كه بتواند به افكار عمومي در مورد نحوه ايفاي نقش هنرپيشه جهت دهد.



مطلب دوم

یادداشت شاپور عظیمی درباره جوابیه حامد بهداد به ماهنامه فیلم
درباره ریشِ سفید خودم!
1 -  از زمانی که ریش‌هایم سفید شده‌اند، و میانسالی را به چشم دیده‌ام؛ خودم را آماده کرده‌ام که هر لحظه ممکن است جوانی از گرد راه برسد و هرچه می‌خواهد نثارم کند و به من بگوید که وقت بازنشستگی‌ام فرارسیده است. به من بگوید که سواد ندارم و نمی فهم و پیر شده‌ام و باید دستکش‌هایم را آویزان کنم. اصولاً مثل این است که خاصیت جوان بودن ایجاب می‌کند که پا به سن گذاشته‌ها را بنوازد. نمونه‌ها فراوان است و به چشم خودم دیده‌ام که برخی دوستان جوان‌ترم، چگونه در مورد قدیمی‌های عرصة نقد‌نویسی قضاوت می‌کنند، چه مواضعی می‌گیرند و چه‌ها که پشت سرش نمی‌گویند.
از نظر برخی از این جوان‌ها اگر منِ میانسال، از سینمای روزِ جهان ایرادی بگیرم، دیگر شکر زیادی خورده‌ام و پایم را از گلیمم دراز‌تر کرده‌ام. مرا چه به اظهار فضل؟ و نظر‌دادن در مورد سینمای روز و نقد فیلم‌های امروز؟ بهتر است بروم دنبال همان فسیل‌های سینمایی دوران خودم و حرف زیادی هم نزنم وگرنه کسی پیدا می‌شود که پنبه‌ام را بزند و ثابت کند که چیزی جز یک بی‌سواد پر مدعا نیستم که می‌خواهم خودم را داخل آدم حساب کنم در حالی که نمی‌دانم کار من تمام است و اگر چیزی به من نمی‌گویند حرمت ریش سفیدم را نگه داشته‌اند.

2-از ازل تا به ابد، همیشه کسانی پیدا می‌شوند که در مقام منتقد به فیلمی اعتراض داشته باشند یا از بازی این یا آن بازیگر انتقاد کنند. گاهی لحن برخی از این انتقاد‌کنندگان، به‌گونه‌ای است که طرف مقابل را دل آزرده می‌کند. در این جور مواقع دو کار می‌شود کرد: یا فردی که مورد انتقاد قرار گرفته، سکوت پیشه کند یا دست به قلم ببرد و پاسخ آن انتقاد را بدهد. این جا هم می‌شود دو کار کرد: یا با دیدگاهی استدلالی به آن نقد پاسخ داد و یا عنان قلم را رها کرد و منتقد را در شمار سران مافیای نقد قلمداد کرد و به او گفت که نمی‌فهمد و به قول قدما قس علیهذا...

3- این‌جانب خودم را وکیل و وصی هیچ کسی نمی‌دانم و قرار نیست از کسی یا جریانی دفاع کنم و به آب‌وآتش بزنم که ای وای به یک منتقد قدیمی اسائة ادب شده است. آن منتقد قدیمی اگر بخواهد می‌تواند دو کار بکند: یا سکوت کند یا دست به قلم ببرد و آن موقع هم می‌تواند دو کار بکند: یا با استدلال پاسخِ پاسخ را بدهد یا عنان قلم را رها کند و...

4- آن‌چه این بار برآشفته‌ام کرده، تنها و تنها ترس و نگرانی در مورد خودم است. هر چند سابقة چندانی در نقد‌نویسی ندارم و ادعایی هم نداشته‌ام که منتقد هستم (که نیستم) اما اگر در فردایی دور یا نزدیک، این اتفاق برای من بیفتد چه؟ نکند از یک جوان سینماگر انتقاد کنم و بعد از آن با سلسله‌ای از اتهام‌ها رو‌به‌رو شوم؟ نکند آن جوان هوس کند آبرویم را بریزد؟ نکند اصلاً حرمت ریش سفیدم را نگه ندارد؟

5- آن‌قدر از بی‌آبرو شدن می‌ترسم که حتی جرأت نمی‌کنم به نام آن جوانی که دو سه روز پیش در روزنامه‌ای پاسخی به یک منتقد قدیمی داد، مستقیماً اشاره کنم. اصل ماجرا را نمی‌دانم و نمی‌خواهم بدانم. ماجرا هر‌چه می‌خواهد باشد. من با متنی رو‌به رو هستم که الفاظی نازیبا در آن به کار رفته و یک جوان با یک پیر، پنجه درانداخته و دریغ هم نشده و به مافیای نقد و احساس کاذب پدرخواندگی در عرصة نقد هم اشاره رفته است. این‌ها ‌اتهام‌هایی است که اتهام زننده باید ثابت کند و متهم(!) باید در برابر آن‌ها از خودش دفاع کند.
آن چه که باعث ایجاد چنین اتمسفری شده، نقدی است در مورد بازی‌های یک بازیگر که منتقدی قدیمی در جوف آن نقد، تأییدش کرده است (این خودش جای مکث دارد که چرا باید با طناب دیگری به درون چاه برویم؟ آن منتقد قدیمی می‌توانست در مطلب جداگانه‌ای، نظر خودش را در مورد کار آن بازیگر جوان بنویسد وخودش را به دیگری سنجاق نکند) بازیگر جوانِ ما از این اظهارنظر رنجیده است و حالا نوشته‌ای قلمی کرده تا پاسخ آن منتقد قدیمی را داده باشد.

6- ابتدا می‌خواستم عنوان این یادداشت را بگذارم«می‌ترسم، پس هستم» همان طور که گفته شد، سخت می‌ترسم از بی‌حرمت شدن. در واقع هیچ کسی دوست ندارد حرمتش را نگه ندارند. می‌دانم که بدون لحظه‌ای مکث می‌شود پاسخ داد که حرمت هر کسی دست خودش است. این را قبول دارم اما این را هم قبول دارم که کار یک منتقد این نبوده و نیست که مثلاً در نقد یک فیلم به ذکر داستان آن بپردازد و کمی هم از میزانسن‌ها و بازی بازیگران تعریف کند و آخرش هم بگوید که امیدوار است فیلم‌های بهتری از آن کارگردان ببیند. این‌ها نقد نیست.نقد آن است که خواب از چشم سازنده و مؤلف اثر برباید و «بیدار باش» باشد.

7- هرچه که فکر می‌کنم به خاطر نمی‌آورم که این جمله را کجا خوانده‌ام یا از زبان چه کسی شنیده‌ام: «هیچم اگر منتقد نباشم» شما یادتان هست؟



حالا شما فکر کنید که واقعا حق براندوی سینمای ایران اینه!؟!

<<خیلی نامردیه>>
اضافه بر این

لینک صفحه فیلم "محاکمه در خیابان" در سایت سینمای ما
آنونس فیلم به همراه عکس ها و پوسترها
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/07ساعت   توسط صادق  | 

بوي بازنشستگي‌تان مي‌آيد جناب دن كورلئونه



سینمای ما - جناب گلمكاني، اينجانب حامد بهداد، ميزان موفقيت و محبوبيتم را در ميان مردم هرگز مديون نقد و يادداشت‌هاي منتقدين نمي‌دانم. مقوله نقد بيش از آنكه مشتريش مردم باشند راهكاري است براي خود ما سينماگران كه اگر نكته‌اي وارد باشد، اشعارمان را در ارائه كار، هرچه ناب‌تر كنيم.

يادداشتي نوشته بوديد از سر بي‌عنايتي بر كارنامه اينجانب. گويا قصد واگذاري مافياي نقد را داريد و فقط به صدور راي مخالفم يا موافقم بسنده فرموده‌ايد. خب نماينده مجلس مي‌شديد استاد. گيرم نظرتان راجع‌به كار بنده همان چند خطي بود كه رفت. آيا معنايش چيزي جزو مهر تاييدي جهت‌دار بر نقدي به‌ظاهر تئوريك بود؟ آن هم با ترفند لفاظي؟ چه كه خود بهتر مي‌دانيد اگر آن نقد محلي از اعراب داشت محتاج تاييديه شما نبود. اينجانب عقيده دارم سينما بدون نقد و منتقد مي‌ميرد -كه البته اين شامل حال نقدي كه به عمد و تاكيد، تاييد فرموديد نمي‌شود- دلايل نقد موردنظر براي اثبات ادعايش ربطي به كار اينجانب ندارد؛ مثلا ماجراي سگ‌سكوت و چيدمان عكس‌هايي خارج از متن كه به صلاحديد شما اتفاق مي‌افتد. اين است كه مي‌گويم جهت‌دار. اگر اينجانب در يك نشست تخصصي، مربوط به تئاتر تجربي، روي ميز مي‌روم چه ربطي به كارنامه سينمايي بنده دارد؟ اگر در آن جلسه دست به حركات نمايش زده‌ام، منظوري مشخص را دنبال كرده‌ام. مضاف بر اينكه مي‌دانم از تئاتر تجربي كمتر مي‌دانيد؛ چرا كه نمايش، از همان جلسه مطبوعاتي شروع شده بود.

نقد مورد تاييدتان به اينجانب بيشتر از منظر طب روانشناسي پرداخته است، كما اين‌كه در اهانت‌نامه بعدي منتقد، درباره سوابق پزشكي و تربيتي بنده اظهار فضل شده. جناب گلمكاني، اگر در روزنامه وطن امروز از اينجانب اشارتي و كنايتي به شما رفت قويا عذر مي‌خواهم. قصدم توهين نبود اما روي سخنم با شما بود، نه با نقد موردتاييدتان. جاي درنگ است كه هر نقدي از هر منتقدي را در مجله خود چاپ كرده و مستدل بخوانيد، كه همين تاييد شما سرآغازي بود براي توهين به خانواده‌ام. مي‌خواهم بدانم نقد ذكر شده، دقيقا به كجاي مقوله بازيگري اشاره مي‌كند. ماجرا اين است كه مجله فيلم آهسته آهسته مي‌رود تنها افتخارش اين باشد كه پس از 30 سال ديرينه‌ترين جريده سينمايي است و بس. مي‌رود تا بافت ذهني و روحي مديران و منتقدان مجله، شبيه مبارزه شعراي كلاسيك عليه ادبيات مدرن شود (كه اين البته چيزي از ارزش‌تان كم نمي‌كند) اما آيا اين بود چشم‌انداز شما؟ اينگونه به‌نظر مي‌رسد به محض اينكه پديده‌اي نو و متفاوت به نگاهتان نمي‌گنجد درصدد حذف آن برمي‌آييد.

نگاهي كه طبق آن، بدترين را بهترين جلوه دهيد و برعكس. نقد مذكور كه حضرتعالي راجع ‌به كار بنده تاييد فرموديد، ايجاد نفرت مي‌كند؛ نه به دليل ارزيابي علمي، كه به دليل خارج بودن از جاده انصاف آن هم از سر بي‌دانشي. از همين ‌روست كه كورسوي تشويق شما باعث آزار مي‌شود. هرچند كه مسعود مهرابي عزيز در كمال آقايي و بزرگواري همين يك مورد را هم برگ قرمزي قلمداد كرد. با اين حال چند خطي لطف كرده بوديد و از اغراق در بازيگري‌ام گفته بوديد. اين، قدر مسلم به ضعف كارگرداني بعضي از فيلم‌ها هم مربوط مي‌شود. پس آن كارگردان كه ذوق مي‌كند و در پايان پلان دستور چاپ بازي مرا مي‌دهد، شرح وظايفش از نگاه زيبايي‌شناسي چيست؟ فيلمسازان و فيلم‌نامه‌نويسان در ابتداي كار صفر را صد جلوه مي‌دهند (كار برعكسي كه حضرتعالي در حق بنده فرموديد. سواي هتك حرمت از خانواده‌ام توسط منتقد موردتاييد) بگذريم، باب تخيل گشوده و تمامي اجزاي اجرا در ذهن پروريده مي‌شود. نقش را باطن و لباسي متصور مي‌شوي اما فيلم‌نامه را كه مي‌خواني ذوقت كور مي‌شود. هزاران ايده و پيشنهاد كه سرصحنه برده‌اي كارگر نمي‌شود، نه به ذهن صحنه و نه كارگردان. چرا كه محمل هيچ پيشنهادي فراهم نيست. والا حق با شماست جناب. اينكه احساس مي‌كنيد در فيلمي بد من با كارم اين جمله را مي‌گويم كه:«ببينيد من چه بازيگر خوبي هستم.» حقيقت دارد. خاصه به اين دليل كه مانند بسياري از بازيگران هم‌نسلم روي خطي صاف و يكنواخت حركت نمي‌كنم. ريسك مي‌كنم. بالطبع امكان خطر و خلاقيت بيشتري وجود دارد. مضحك‌ترين جاي نقد موردتاييدتان آنجا است كه به من مي‌گويد به بازيگر روبرويم (الناز شاكردوست) و احساسات او بي‌توجه بوده‌ام. قابل توجه دوستان پشت صحنه فيلم دل‌خون! و تماشاچيان و سينماگران محترم! من به ايشان بي‌توجه بوده‌ام يا ايشان به من؟ شما را چه مي‌شود جناب گلمكاني كه بر چنين نقدهايي صحه مي‌گذاريد؟ اگر براي فيلم بوتيك، روز سوم، كافه ستاره، آخر بازي و ... نقدي بر كار اينجانب نمي‌نويسيد، چيزي نيست مگر احساس كاذب پدرخواندگي كه در عرصه نقد سينما مي‌كنيد.

نه چنين نيست جناب گلمكاني. شما GOD father نقد اين سينما نيستيد. من از آن دست بازيگراني نيستم كه نديدن شما را ناديده بگيرم. نديدن و نفهميدن و درك نكردن شما، آن هم به عمد، علاوه بر اينكه سابقه‌تان را مخدوش مي‌كند، منجر به نديدن و نفهميدن و درك نشدن يك عمر حضور- شايد اتفاقي – خودتان در نقد سينما خواهد شد. تيشه به ريشه خودتان زده‌ايد اگر قاعده و رويه نقد را گم كرده‌ايد، نه من. مرا بزرگاني چون سمندريان، كيميايي، تقوايي، صدرعاملي، بيضايي، فرمان‌آرا، فرهادي، شهبازي و قبادي‌ها دعوت به همكاري كرده‌اند، چه منجر به همكاري شده چه نشده.(اسامي را مرور فرماييد.) نگذاريد تنها امتياز نوشته‌هايتان آزادي اظهار سليقه باشد كه اين براي شما كم است. يا نقدي مبتني بر دانش روز سينما و بازيگري بنويسيد، يا اگر خود را از نوشتن نقدي معاف مي‌دانيد، صرفا اظهار سليقه كافي نيست.

 اينكه خطاب به شما (فقط شما) با تعصب و جديت مي‌نويسم از اين‌روست كه يك مويتان مي‌ارزد به هزاران تازه كار ناكارآمد چند جلد خوانده. در مورد شبانه‌روز فرموده بوديد هنر كارگردان‌ها اين بوده كه توانسته‌اند دست و پاي مرا بسته يا اينكه چهره‌ام را زير گريم پنهان كنند. اين ديگر چه نقدي است عزيزدل؟ شايد نمي‌دانيد نقشي را كه بازي كرده‌ام مابه‌ازاي واقعي و اجتماعي داشت. راجع‌ به آن نقش تحقيق شده بود. اگر هم نكته‌اي باشد به زبان سينمايي ويژه فيلم و به لول و زاويه دوربين برمي‌گردد. براي من هوشنگ گلمكاني بي‌هيچ نبود. باز هم گلي به گوشه جمال خودتان. عرصه محروم است از جوانان پرصلاحيت. اينكه مي‌فرماييد استعدادكي دارم از سرم هم زياد است.

در آن قحطي حوصله‌تان كه حتي 6 خط مرا قابل نمي‌دانست اميد همين تك كلمه هم نمي‌رفت. منتقدين بي‌سواد هميشه از سينماگران عقب‌تر بوده‌اند، هم در دانش سينما و هم در تجارب آن. براي آنها صرفا وجاهتي كه از سينما كسب مي‌كنند حائز اهميت است، نه خود سينما. قصد ندارم راجع‌ به نقد خوب حرف بزنم كه آدرس اين مهم را از اغلب يادداشت‌هاي خود شما دارم. عمدا بد ديدن و بد خواندن نه حق من بود و نه برازنده شما. نقدي كه تاييد فرموديد نوشته‌اي بود از سر كينه و عاري از غريزه؛ مطالبي در حد تماشا و مطالعه و نه در مقام تجربه و اجراء. ننگ‌آور است براي من كه درصدد توجيه كارم برآيم. به قول جناب مهرابي:«باوقار و بالنده به راهتان ادامه دهيد. همچون گذشته.» من نيز در اين راه از شما تاسي مي‌جويم.

حامد بهداد
3 آبان 1388


مرسی حامد جون.دوستت داریم خیلی.بچه ها یه کامنت توی سایت سینمای ما در مورد این مطلب حامد هست که من از یک جنبه با این حرفاش موافقم.راست میگه که حامد نباید اینقدر خودشو حاشیه ای کنه.وگرنه میشه نیکبخت یا شیث رضاییه سینما.به نظر من جواب دادن به این حرفا فقط از شان و عزتش کم میکنه.


متن کامل کامنت بازدید کننده با نام " یه نفر":

حامد جان من یکی از همکار انت هستم

عزیز دلم بازیگری قبول /خوب یا بد جای بحث دارد/چرا اینقدر در باری کارهات خودت حرف میزنی؟چرا فکر می کنی حتما معنی و تفسیر هر کاری را خالق دو باره باید به مخاطب منتقل کند و برایش وا گوید؟؟چرا دائم خودت را با کسانی و کسانی را با خودت مقایسه می کنی؟؟ تو حامد بهدادی و نصف هنر هر هنرمند در کارهایی است که نکردشان.

حامد جان ما بازیگر خوب کم داریم همانگونه که متن خوب کم داریم و همانگونه که کارگردان خوب کم داریم و همانگونه که مدیر و تماشا گر و تجهیزات و ....خوب کم داریم.ولی چیزی که خیلی کم داریم ادمی است که تا این اندازه از خودش بگوید این جنس نایاب در فرهنگ و حتی بین عوام جایگاه خوبی ندارد سعی نکن اینجوری متفاوت بشی .

خوب یا بد یه چیز نسبیه و کیه اونی که تشخیصش بده /تو یا گلمکانی یا اینایی که اینجا کامنت می زارن؟؟کارت رو بکن و این حرفا رو بذار واسه وقتی که احساس میکنی داری تموم میشی!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/04ساعت   توسط صادق  | 

سینما روز _ حامد بهداد بخشي از جايزه نقدي خود را به نخستين جشنواره فيلم‌هاي كوتاه ايراني‌ در كانادا تقديم كرد.



حامد بهداد كه يكي‌ از داوران اين جشنواره است در راستاي حمايت از اين جشنواره و حركت‌هايي‌ اينچنين بخشي از جايزه نقدي جشنواره ابوظبي را به جشنواره فيلم‌هاي كوتاه ايراني‌ به رياست شاهرخ بحرالعلومي تقديم كرد و از زحمات اين جشنواره براي نمايش 115 فيلم كوتاه به صورت رقابتي و ارج نهادن به استعدادهاي جوانان فيلمساز ساكن ايران، قدرداني نمود.
اين جشنواره از 15 تا 22 آبان در تورنتو كانادا برگزار خواهد شد و 115 فيلم كوتاه سينماگران جوان در سينماي امپاير تورنتو روي پرده خواهد رفت و توسط داوران ايراني قضاوت خواهند شد.
اين جشنواره پيشتر قرار بود در مرداد ماه برگزار شود كه به دليل مشكلات كاري 2 نفر از داوران به آبان موكول شد.
اين نخستين جشنواره فيلم كوتاه ايراني‌ در خارج از كشور خواهد بود كه با آثار فيلمسازان سينماي جوان به صورت رقابتي‌ كار خود را آغاز خواهد كرد.
جايزه برتر اين فستيوال به نام «سيف‌الله داد» نام‌گذاري شده است.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/02ساعت   توسط صادق  |